کتاب ها: خروج نهایی/کتابچه راهنمای خودکشی آسان

بسیاری از مطالب این سایت از این دو کتاب ترجمه شده است.

کتاب خروج نهایی

کتاب خروج نهایی ( آموزش روش های خودکشی ) یا راهکارهای رهایی از خود و خودکشی کمکی با هدف مرگ ( final exit ) نوشته درک همفری.

دِرِک هَمفری (به انگلیسی: Derek Humphry) (زاده ۲۹ آوریل ۱۹۳۰)، نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی است که در سال ۱۹۸۰ هملاک سوسایتی را بنیان‌گذاری نمود. وی همچنین مدیر سابق فدراسیون جهانی حق مردن نیز بود که هر دو این سازمان‌ها در زمینه اتانازی داوطلبانه فعالیت دارند.

وی کتاب‌هایی همچون راه جین (زندگی نامه همسرش) و خروج نهایی (آموزش روش‌ های خودکشی) را به رشته تحریر در آورده است. همفری مدیر سازمان‌های خروج نهایی و نیز سازمان تحقیق و برنامه ریزی برای اتانازی می‌باشد. وی در جانکشن سیتی، اورگن زندگی می‌کند.

دانلود و مطالعه کتاب خروج نهایی به زبان انگلیسی

بخشی از پیشگفتار کتاب خروج نهایی

مردن همیشه آسان نیست، حتی زمانی که شخص به‌طور مرگ‌آوری مریض و طالب مرگی سریع باشد. ما آن‌قدر توسط  مرگ‌های سریع، اغلب بدون خون و همیشه سریع فیلم‌ها و تولیدات صنعت تلویزیون شستشوی مغزی داده‌شده‌ایم که  مجموع درک ما از فرایند مرگ بسیار بهداشتی و شسته‌رفته شده است. خواه با شلیک گلوله یا توسط بیماری، بازیگر فقط غلتی می‌خورد و این یعنی پایان. ما آن‌قدر می‌خواهیم باور داشته باشیم که این فرایند شسته‌رفته حقیقت دارد که به خودمان اجازه نمی‌دهیم این فرایند را مورد سؤال قرار بدهیم.

بدبختانه  من یک‌بار شاهد مردی دریکی از خیابان‌های لس‌آنجلس بودم که به سرش شلیک کرده بود. اگرچه حتی از لحظه‌ای که گلوله وارد سرش شده بود محکوم‌به فنا بود ،اما هنوز می‌توانست فریاد بزند،

“تو چه‌کار کردی؟”

قبل از سقوطش به درون جوی آب، دیدن آخرین لحظات زندگی‌اش دردآور  بود. این چیزی نیست که برای تماشا از تلویزیون و پرده سینما به شما اجازه داده شود .

در مدت سی سال از تجربه من درزمینهٔ ی حق مردن  خبرهای زیادی از مرگ‌های بدون درد و سریع، کاملاً آرام، همراه با عشق و همچنین خبرهایی نه‌چندان خوب که با تأخیر مرگ ،رنجیدن همراه بیمار، و حتی شکست کامل روند توصیف‌شده‌اند شنیده‌ام. گاهی اوقات بیمارانی که مشتاق مردن‌اند تا از رنج‌های آینده دوری کنند چند روز پس از عملی کردن نیتشان با رنج فراوان بهوش می‌آیند اما  متأسفانه نه در بخش روانی بیمارستان محله نشان.

چه چیزهایی انتخاب یک “مرگ خوب” را از یک مرگ بد جدا می‌کند؟

تقریباً همیشه، بر اساس تجزیه‌وتحلیل‌ها، فاکتورهایی چون مقدار برنامه‌ریزی، توجه به جزئیات  و کیفیت کمک در انجام خودکشی، همه این‌ها برای پایان دادن مناسب و درخور به زندگی حیاتی است.

این معیارهای دقیق باید توسط کسی که اقدام می‌کند (چه خود شخص و چه پزشک کمک‌کننده در خودکشی) پذیرفته و رعایت شود.

خواه‌ناخواه شتاب دادن به مرگ یک فرد در حال فوت بستگی  به رنج غیرقابل‌تحمل فرد در حال مرگ ،وجدان فرد کمک‌کننده و احساسات دیگر افراد درگیر دارد. اگر خواننده این کتاب عمیقاً مذهبی است و تمام راهنمایی‌ها را از الوهیت دریافت می‌کند پس ادامه مطالعه کتاب بی‌معنا است.

از همه‌کسانی که هر نوع اوتانازی را ازنظر اخلاقی متناقض می‌بینند می‌خواهم که آستانه تحمل و فهم خود را از احساسات کسانی که می‌خواهند حق انتخاب سرنوشت بدنشان را در جامعه آزاد داشته باشند بالا ببرند.

این کتاب در ده سال اول انتشارش گاهی توسط افرادی که عمیقاً افسرده و ازنظر روانی بیمار بوده‌اند استفاده‌شده است که قصد من نبود. از این سوءاستفاده متأسفم اما نمی‌توانم در مورد پدیده خودکشی که بین انسان‌ها همیشه شایع است  کاری کنم.

بعضی از ما فاقد بنیان‌های فکری  و احساسی برای مقابله با مشکلات واقعی و یا خیالی یک‌عمر زندگی هستند و انتخاب می‌کنند که بمیرند.

همیشه خودویرانگری جسمی یک شخص، باعث هدر دادن غم‌انگیز زندگی و رنجاندن بازماندگان می‌شود اما زندگی یک مسئولیت فردی است. هرکداممان باید برای خود تصمیم بگیرد.

خوشبختانه تنها بخش کوچکی از جامعه آمریکا مرتکب خودکشی می‌شوند. نزدیک ۳۱۰۰۰ نفر از ۲۲۵۰۰۰۰ نفر فوتی در سال به علت خودکشی می‌میرند. این آمار از زمان انتشار کتاب تغییری نکرده است اما اتفاقی که افتاده است این است که بعضی از افرادی که مرتکب خودکشی شده‌اند از روش‌های خودکشی‌ای که برای بیماران لاعلاج در این کتاب پیشنهادشده استفاده کرده‌اند. اگر این به این معنا باشد که این افراد بخصوص که از بیماری روانی رنج می‌بردند با روشی کم‌تر خشونت‌آمیز و شوکه کننده مرده‌اند پس من می‌توانم با آن کنار بیایم.

من از تمام کسانی که به فکر استفاده از این کتاب برای فرار از کلینیک‌های افسردگی و بیماری‌های روانی هستند تقاضا دارم ابتدا به دنبال کمک‌های دارویی و مشاوره باشند.

من فکر نمی‌کنم برای تأسیس موسسه خودکشیِ کمکیِ پزشکی آن‌هم به دلایل روانی ، به‌اندازه کافی از ذهن و روان انسان بدانیم هرچند در چندین مورد در هلند این اجازه داده‌شده و من شنیدم که دیگران در موردش بحث می‌کنند.

در ذهن من شکی نیست که بعضی از فرم‌های بیماری روانی مانند سرطانی لاعلاج ،شکنجه وحشتناکی است و من دوستانی داشتم که برای اثبات این مسئله با دستان خود ،خود را کشتند.شاید راه فرار از رنج و دردشان  یا بهتر از آن درمانشان در این قرن اتفاق بیافتد.

مبارزه من از سال ۱۹۷۶ برای کسانی که می‌خواهند به رنجشان در آخرین مراحل بیماری کشنده‌شان  پایان دهند ، یا کسانی با بیماری لاعلاج که از عوارض دنباله‌دار و درد غیرقابل تسکین رنج می‌برند، آغاز شد. درخواست اوتانازی باید در مورد افرادی داوطلب با دلایل منطقی برای مرگ، چندین بار درخواستشان را تکرار کنند و این عمل باید  در حضور شاهد و یا شاهدان و مستندسازی شده باشد.

هنگامی‌که خروج نهایی برای اولین بار در اوایل سال 1991 منتشر شد، توسط رسانه‌ها، منتقدان، اخلاق‌گراها،همه کاملاً نادیده گرفته شد. چند صد نسخه رایگان بین آن‌ها توزیع شد اما «سندرم قدیمی انکار مرگ » در همه‌جا حاکم بود.

حدود ده هزار نفر اعضای باشعورتر انجمن هملوک که من آن را در سال 1980 بنیان گذاشتم در همان زمان کتاب را خریداری کردند.

در نیمه دوم سال مقاله  محکوم کننده در وال‌استریت ژورنال انتشار پیدا کرد که به تبعش رسانه‌ها یک موضوع داغ پیدا کرده بودند.نتیجه فروش بالای کتاب و قرارگیری در لیست ده کتاب پرفروش نیویورک‌تایمز.آن پاییز مردم در مورد کتاب بسیار صحبت می‌کردند و ناشران از اینکه کتابی که راهنمایی‌های خودکشی می‌دهد اقندر تقاضا داشته باشد تعجب کرده بودند. چه اتفاقی برای آمریکا افتاده است؟

جواب ساده این سؤال احتمالاً در واکنش من به مجری برنامه‌ی نایت لاین باربارا بود که از من پرسید:

چرا پرفروش‌ترین کتاب آقای هامفری؟

جواب من این بود:

به خاطر اینکه همه می‌میرند و  اکثریت ،اگرچه در خلوت خود، کنجکاوند بدانند مرگ به چه طرقی صورت می‌گیرد.آن‌ها در این کتاب به دنبال گزینه‌های احتمالی هستند.

جواب دیگری که برای من قابل‌اعتنا است از فردی می‌آید که می‌خواست کتابش را برایش امضا کنم :

این کتاب بهترین بیمه در مقابل مرگ بد است که تابه‌حال خریده‌ام.

درآمد حاصله از فروش این کتاب در خدمات شهروندی و سازمان‌های اوتانازی استفاده می‌شود.

مخالفان اوتانازی مکرراً ادعا می‌کنند شتاب بخشیدن به مرگ، بیمار و خانواده را از رابطه‌ی عاشقانه، صمیمیت و آرامش مرگ طبیعی محروم می‌کند.آن‌ها این ادعا را در نادانی محض از شرایط مرگ انتخابی که میتواند، غالبا با به این‌گونه است، که مانند مرگ طبیعی شاملان احساسات باشد بلکه بیشتر! چراکه فرد در حال مرگ می‌تواند بگوید که این‌زمانی هست که من می‌میرم.از میان پذیرش صادقانه اجتناب‌ناپذیر بودن مرگ و ترتیب زمان اتفاقش ،خانواده و دوستان می‌توانند آزادانه آخرین خداحافظی‌ها و تشکرها را کنند.


کتابچهٔ راهنمای خودکشی آسان

کتابچهٔ راهنمای خودکشی آسان (The Peaceful Pill Handbook) نوشته دکتر فیلیپ نیچک و فیونا استوارت.

فیلیپ نیچک(به انگلیسی Philip Nitschke؛ متولد ۸ آگوست ۱۹۴۷) نویسنده، انسان گرا و پزشکی استرالیایی است که سازمانی تحت عنوان “خروج جهانی” را در حمایت از اوتانازی بنیان‌گذاری کرده است. وی با برگزاری کمپینهایی موفق شد تا اتانازی را در قلمرو شمالی (استرالیا) قانونی کند و قبل از آنکه این قانون توسط دولت نقض شود، توانست به چهار نفر در انجام عمل هومرگ یاری بدهد. او عقیده دارد اولین پزشک در دنیاست که عمل تزریق کشنده را به صورت قانونی و داوطلبانه به اجرا گذاشته است. نیچک از این که خود و گروهش دائماً توسط مسئولین مورد اذیت و آزار قرار می‌گیرد، ناراضی است. وی همچنین نظریات متناقض شخصی خود در رابطه با خودکشی کمکی و اثر دین در تضاد و تقابل با این امر را به رشته تحریر درآورده است.

دانلود و مطالعه کتابچه راهنمای خودکشی آسان به زبان انگلیسی

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به منبع علمی تجربی خودکشی خوش آمدید

سالانه بیش از 20 میلیون اقدام به خودکشی در سرتاسر جهان اتفاق میافتد اما تنها نزدیک به یک میلیون آنها به مرگ می انجامد.

مابقی رنج روانی و عواقب جسمانی غیرقابل جبران را تجربه میکنند. پس اکیدا توصیه میشود مطالب ارجاع داده شده در سایت به خصوص بخش کمکم کنید و امروز زنده ماندن را مطالعه کنید.