در این قسمت سعی شده است مقالات مربوط به خودکشی،علل و راه های پیشگیری از آن جمع آوری شود.

علل خودکشی

مطالعات بین المللی نشان داده از میان هر یازده نفر، دست کم یک نفر به خودکشی می اندیشد.
خبرگزاری رویترز از شیکاگو – یک تیم تحقیقاتی بین المللی اعلام نموده که جوانان، افراد مجرد، بانوان، قشر کم سواد یا بی سواد و بیماران روانی، صرفنظر از اینکه در کدام نقطه از کره زمین زندگی می کنند، بیشترین احتمال خودکشی را به خود اختصاص داده اند.

نتیجه تحقیقات این گروه که از جمع آوری اطلاعات 85 هزار نفر در 17 کشور توسعه یافته و در حال توسعه سراسر جهان بدست آمده است، اطلاعات سودمندی را در اختیار آنان قرار داده ، از جمله اینکه 9.2 درصد از این افراد به خودکشی می اندیشند و 2.7 درصد به این کار مبادرت ورزیده اند.

اشتراکات علل خودکشی

ماتئو ناک (Matthew Nock)، یکی از محققین دانشگاه هاروارد در این باره اظهار داشته :” تحقیقات ما نشان داده که رفتار و تفکرات کاملا مشابه سبب بروز دلایلی ثابت جهت اقدام به خودکشی در میان ساکنان کشورهای مختلف جهان می باشد.”

بر طبق تحقیقات انجام شده در سازمان نظارت بر سلامت جهانی، طی 45 سال گذشته میزان خودکشی 60 درصد افزایش یافته است. امروزه خودکشی، عمده ترین دلیل مرگ در افراد 15 تا 44 ساله است.

ناک در ادامه اظهاراتش می افزاید :”تمایل به خودکشی در بین نوجوانان و جوانان هر کشور به میزان قابل ملاحظه ای افزایش یافته است. در این گروه احتمال خودکشی در سنین 12 تا 15 سالگی به اوج می رسد و فاصله زمانی بین اندیشیدن یک شخص به خودکشی و عملی نمودن آن، بسیار کوتاه است. بحرانی ترین زمان برای مبادرت به خودکشی، یک سال پس از اولین باری است که فرد به فکر خودکشی می افتد، احتمال وقوع این حالت در کشورهای مختلف 60 درصد یا بیشتر است.”

شایع ترین علل خودکشی

در تحقیقات فوق رایج ترین دلایل اقدام به خودکشی مورد مطالعه قرار گرفته است. نتیجه نشان داده افراد بین 18 تا 34 سال، بانوان، افراد کم سواد، مجردها و اشخاصی که از اختلالات روانی رنج می برند، بیش از بقیه تمایل به خودکشی دارند.

تفاوت علل خودکشی در کشورها

در این زمینه اختلافاتی نیز به چشم می خورد:”در کشورهایی مانند ایالات متحده که ساکنان آن از درآمدهای بالایی برخوردارند، اختلالات رفتاری از جمله افسردگی، رایج ترین علل خودکشی را تشکیل می دهند. در مقابل در کشورهای کم درآمد، اضطراب، انگیزه های آنی و تجاوز عمده ترین دلایل خودکشی به شمار می روند.

باورهای غلط در مورد علل خودکشی

اغلب مردم براین باورند که اقدام به خودکشی تنها در میان افراد مبتلا به افسردگی رایج است، اما تحقیقات اخیر نشان داده، وجود اختلالات روانی دیگر نیز سبب افزایش احتمال خودکشی است.

علل خودکشی , دلایل خودکشی

علل خودکشی , دلایل خودکشی

بررسی های به عمل آمده حاکی از این واقعیت است که در حین مشابهت علل و عوامل اقدام به خودکشی در سراسر دنیا، تفکرات و رفتارهای متنوع در این ارتباط در ملیت های مختلف سراسر جهان به چشم می خورد.

آمار نشان داده که 3.1 درصد از مردم کشور چین تمایل به خودکشی دارند، درحالیکه این رقم در کشور نیوزلاند به 15.9 درصد می رسد. محققین این اختلاف فاحش را به اختلاف فرهنگی و تفاوت دیدگاههای ملل مختلف نسبت می دهند. نتایج تحقیقات ارائه شده توسط سازمان نظارت بر سلامت روانی جهان، با استناد بر مصاحبه های حضوری با افراد انجام پذیرفته است.

نیجریه، آفریقای جنوبی، کلمبیا، مکزیک، ایالات متحده آمریکا، ژاپن، بلژیک، فرانسه، آلمان، ایتالیا، هلند، اسپانیا، اوکراین، اسرائیل و لبنان از جمله کشورهایی هستند که تحقیقات اخیر در آنها انجام شده است.

بحران خودکشی

خصوصیت مشترك مابین افرادی كه در بحران خودکشی به سر می برند داشتن این باور است كه خودكشی تنها راه حل غلبه بر احساسات غیر قابل تحمل است .كشش خودكشی دراین است كه نهایتا به این احساسات غیرقابل تحمل خاتمه می دهد.

بحران خودکشی و زمینه ها

در تراژدی خودكشی ،آشفتگی ومشكلات عاطفی به حدی شدید می گردند كه فرد را دریافتن راه های مختلف حل مشكل خود ناتوان می سازند. درحالی كه راه حل‌های دیگری نیز وجود دارند.
همه ما درطول زندگی احساس تنهائی ،افسردگی ،بی كسی و ناامیدی را تجربه می كنیم . مرگ یكی از اعضای خانواده و شكست دربرقراری ارتباط از جمله مواردی هستند كه اعتماد به نفس ما را تحت تأثیر قرارداده احساس بی ارزشی را در ما بوجود می آورند.

ورشكستگی‌های اقتصادی نیز از جمله مشكلات عمده‌ای هستند كه بعضی از ما در طول زندگی كم و بیش با آن مواجه می‌گردیم. از آنجائی كه ساختار هیجانی هر شخص منحصر به فرد می باشد هركدام ازما در شرایط مختلف پاسخهای متفاوتی می‌دهیم .

شناسائی نشانه های بحران خودکشی

درتشخیص این كه آیا واقعا فردی در بحران خودکشی به سر می برد، لازم است این موقعیت بحرانی ،از دید فرد مورد ارزیابی قرارگیرد، چرا كه ممكن است موضوعی كه از دید شما از اهمیت كمی برخوردار است بنظر شخص دیگر بسیار مهم باشد ویا واقعه ای كه شما برای آن اهمیتی قائل نمی‌شوید برای شخص دیگر بسیار ناراحت كننده و مهم تلقی گردد.
بدون توجه به ماهیت بحران خودکشی،اگر كسی احساس می كند كه دیگر تحمل مشكلات را ندارد خطر اقدام به خودكشی ،به عنوان راه حل جذاب برای وی وجود دارد.
● علائم خطر
حداقل ۷۰ درصد كسانی كه اقدام به خودكشی می‌كنند قبل از اقدام ،به گونه‌ای قصد خودشان را نشان می‌دهند .آگاهی از این نشانه‌ها و حاد بودن مشكلات فرد میتواند در پیشگیری از چنین تراژدیهایی كمك كننده باشد. اگر شما فردی را می شناسید كه در برقراری یك ارتباط هدفمند ویا رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده درموقعیت پراسترسی قرار دارد و یا حتی به دلیل شكست درامتحان دچار مشكل می‌باشد لازم است درصدد یافتن سایر علائم بحران برآئید.
بسیاری از افراد غالبا با ابراز جملاتی همچون

” دلم می خواهد خودم را بكشم ”

یا ” نمی دانم چه مدت دیگر می توانم این فشارها ومشكلات را تحمل كنم ”

یا اینكه “من قرص‌هایم را برای روزی نگهداشته‌ام كه كارها واقعا بدتر گردد”

یا” اخیرا طوری رانندگی می كنم گوئی واقعا برایم اهمیت ندارد چه اتفاقی برایم پیش بیاید.”

دیگران را مستقیما از برنامه خودكشی خود مطلع میگردانند.

بطور كلی وجود احساس افسردگی ، ابراز درماندگی ،تنهایی و ناامیدی شدید می تواند بیانگر افكار منجر به خودكشی درفرد باشد.

گوش دادن به صحبتهای فرد كه نشانهٔ درخواست كمك از طرف اوست حائز اهمیت بسیاری است چرا كه معمولا این گونه صحبتها تلاش نا امیدانه فرد جهت برقراری ارتباط ، دریافت كمك و درك مشكلاتش توسط دیگران می باشد.

بحران خودکشی

بحران خودکشی

بیشتر اوقات دررفتار بیرونی افرادی كه به فكر خودكشی می افتند تغییراتی دیده می‌شود آنها ممكن است با بخشیدن اموال قیمتی خود و مرتب كردن كارهایشان خود را برای مرگ آماده كنند .آنها همچنین ممكن است از اطرافیان خود كناره گیری نموده الگوی خواب و خوراك خود را تغییر دهند ویا علاقه‌أشان را نسبت به فعالیتها یا ارتباطات گذشته‌اشان از دست بدهند.
چنین تغییرات ناگهانی و شدید می تواند به عنوان زنگ خطر تلقی گردد چرا كه با این تغییرات فرد خود را درموقعیتی می بیند كه بزودی مشكلاتش تمام خواهد شد و به آرامش دست خواهد یافت .

باورهای غلط و حقایقی راجع به خودكشی

▪ باور غلط : فرد باید دیوانه باشد كه حتی فكر خودكشی به سرش بزند .
▪ حقیقت : بیشتر مردم گاهگاهی درطول زندگی خود درمورد خودكشی فكر كرده‌اند. بسیاری از افرادی كه خودكشی می‌كنند ویا اقدام به خودكشی حقیقت : اغلب مواقع عكس قضیه درست است ،كسانی كه اقدام‌های قبلی خودكشی داشته‌اند بیشتر در معرض خطر خودكشی قرار دارند.برای بعضی از این افراد، خودكشی دردفعات دوم و سوم آسانتر می‌باشد.
▪ باور غلط :كسانی كه قصد جدی خودكشی دارند هیچ كاری را نمی‌توان برای آنها انجام داد .
▪ حقیقت :بیشتر بحرانهای منجر به خودكشی ،محدود به زمان بوده و براساس افكار مبهم صورت گر فته‌لند .كسانی كه اقدام به خودكشی می‌كنند به نحوی قصد فرار از مشكلات را دارند .درحالی كه آنها می‌باید مستقیما با مشكلات برخورد نموده تا بتوانند راه حلهای دیگری را بیابند .راه حلهایی كه با كمك افراد علاقمند به آنها درطول بحران مطرح شده و با حمایت آنها این افراد قادر خواهند بود دقیق تر راجع به مسائل فكر كنند.
▪ باور غلط: صحبت راجع به خودكشی می تواند ایده خودكشی را در فرد بوجود آورد.
▪ حقیقت :بحران و آشفتگی‌های هیجانی ناشی از آن ،فكر راجع به خودكشی را در ذهن فرد مستعد ایجاد نموده است .علاقمندی وصحبت مستقیم راجع به خودكشی ،این اجازه را به فرد می‌دهد فشار یا ناراحتی صحبت دربارهٔ مشكلات خود را تجربه نماید كه این امر می‌تواند منجر به كاهش اضطراب در وی گردد.این گونه صحبتها همچنین باعث می‌شود فردی كه قصد خودكشی دارد كمتر احساس تنهایی یا انزوا داشته واحتمالا برای وی تسكین دهنده نیز باشد.

چگونه میتوان به فردی كه در بحران خودکشی است كمك نمود

اغلب خودكشی ها را می توان با اقدام‌های بجا و مناسب در مورد افراد در معرض بحران پیشگیری نمود. اگر فردی راكه قصد خودكشی دارد می شناسید لازم است اقدامات زیر را انجام دهید :
▪ خونسرد باشید:دربیشتر موارد عجله‌ای دركار نیست .بنشینید و واقعا به صحبتهای فرد گوش فرا دهید وضمن درك،حمایتهای عاطفی خود را در مورد وی اعمال نمائید.
▪ بطور مستقیم راجع به خودكشی بحث نمائید. بیشتر افراد راجع به مرگ و مردن احساسات مبهمی داشته و آماده دریافت هرنوع كمكی هستند . از صحبت یا سؤال مستقیم راجع به خودكشی ،ترس و وحشتی بخود راه ندهید.
▪ فرد را به استفاده از روش‌های حل مسئله و اقدامات مثبت تشویق وترغیب نمائید بخاطر داشته باشید فردی كه در موقعیت بحران عاطفی قرار دارد نمی تواند منطقی ودقیق فكر كند. اورا از هر گونه اقدام جدی و تصمیمات غیر قابل برگشت درموقعیت بحران باز دارید و راجع به تغییرات مثبتی كه امید به زندگی را در وی افزایش می دهد بحث وگفتگو نمائید.
▪ از دیگر افراد كمك بگیرید.علیرغم اینكه شما قصد كمك را دارید،سعی نكنید با ایفای نقش مشاور تمام مسئولیت را خود برعهده بگیرید .درجستجوی افرادی كه بتوانند در زمینه‌های تخصصی به شما كمك كنند برآیید ،حتی اگر به قیمت از بین رفتن اعتماد او به شما شود.اجازه دهید فرد مشكل دار بفهمد كه شما برای وی اهمیت قائلید و نسبت به او چنان علاقمندید كه قصد گرفتن كمك از دیگران جهت رفع مشكلات وی را دارید.

اطلاعات ارائه شده را می توان چنین خلاصه نمودكه

بحران خودكشی موقتی است .غیر قابل تحمل ترین دردها و ناراحتی ها نیز می توانند تحمل گردند .كمك همیشه در دسترس شماست .
▪افراد با هوشی بوده‌اند كه در موقعیت بحران ، انتظار بیش از حدی از خود داشته و موقتا دچار آشفتگی و پریشانی احوال شده‌اند .
▪ باور غلط : كسانی كه یك بار اقدام جدی برای خودكشی داشته‌اند رغبتی برای اقدام مجدد ندارند .

دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری

دلایل خودکشی در ایران

«دو دانش آموز دختر دبیرستانی در خیابان نامجوی تهران با خوردن قرص برنج اقدام به خودکشی کردند».
این خبر یکی از اخباری است که هر از چندی در سایتهای مختلف خبری و صفحات روزنامه ها چاپ می شود و موجی از عواطف انسانی و احساسی را به دنبال خود می کشاند.

گزارشات

بر اساس گزارش سازمان ملی جوانان، بهداشت روانی نیمی از جوانان ایرانی زیر ۲۹ سال کشور نگران کننده و هشداردهنده است، به طوری که ۳/۴ درصد جوانان در سلامت روانی خود دچار مشکل جدی بوده و ۲/۴۰ درصد نیز از مشکلات روانی رنج می برند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، امروزه سازمان بهداشت جهانی ضمن توجه دادن مسؤولان کشورها در تأمین سلامت جسمی، روانی و اجتماعی افراد جامعه، همواره بر این نکته تأکید دارند که هیچ یک از این سه بعد بر دیگری برتری ندارد.
متأسفانه با توجه به اینکه بررسی ها نشان می دهد، میزان شیوع اختلالات روانی در بین جوانان کشورهای در حال توسعه در حال افزایش است، اما همچنان در برنامه ریزی های توسعه اقتصادی و اجتماعی معمولاً پایین ترین رتبه به آنها داده می شود و به این دلیل ارزیابی سلامت روانی در این کشورها اغلب منجر به غفلت از آنها شده است.

 خودکشی

خودکشی به معنای نابود کردن و از بین بردن خود، پدیده ای است که سالیان دراز از روابط عشیره ای و سنتی تا روابط پیچیده شهرهای امروزی، گریبان بشر را گرفته و در فراز و نشیب تحولات اجتماعی قلب و روح خانواده ها و اجتماع را آزرده است.
آنچه که جامعه شناسان از خودکشی تعریف کرده اند، این است که: «خودکشی به هر حالتی از مرگ اطلاق می شود که نتیجه مستقیم و غیرمستقیم عملی باشد که شخص قربانی آن را انجام داده و از نتیجه عملش آگاه بوده است.»
به عقیده بسیاری از تحلیلگران مسایل اجتماعی؛ زندگی شهری، انبوه جمعیت، عدم تجانس افراد با هم، احساس غربت و تنهایی ناشی از آن، کاهش محبت خانوادگی و رها شدن فرد به سرنوشت خود، چشم و هم چشمی ها، پیدا شدن آرزوهای دور و دراز، محرومیت در عشق، فقر مادی و دهها عامل دیگر آن چنان ناراحتی هایی برای افراد فراهم کرده که فرد تنها راه نجات خود را در نابودی خویش جستجو می کند.

فریاد کمک خواهی…!

یک پژوهشگر مسایل اجتماعی در رابطه با خودکشی می گوید: خودکشی ممکن است به عنوان پایان راه و نتیجه نهایی نارسایی روزافزونِ سازگاری های اجتماعی توأم با احساس تنهایی و بیگانگی با شبکه ارتباطی انسان که به زندگی ما معنا می بخشد، باشد و بدین ترتیب فرد زمانی دست به خودکشی می زند که نیروی حیاتی مرموزی که هر مخلوق زنده را به زنده بودن امیدوار می کند، بی فروغ شده باشد.
علی معین فر در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی پلیس می افزاید: خودکشی از دیدگاه کسی که دست به این کار می زند در واقع یک فریاد کمک خواهی است و افراد فقط به دلایل روانی، کینه و انتقام خودکشی نمی کنند، بلکه عواملی مانند احساس شرم، گناه، ترس، نومیدی، وفاداری، درد و حتی اندوه هم سبب خودکشی می شود.

خودکشی در ایران

خودکشی در ایران

وی نتیجه می گیرد؛ خودکشی، ناشی از هم پاشیدگی نظام زندگی افراد و در هم ریختن قالبها و گسستگی روابط اجتماعی و در نتیجه احساس تنهایی و مطرود بودن فرد می باشد.
این جامعه شناس برجسته، رویکردهای مختلف بیان شده در مورد خودکشی را این چنین بیان می کند: از دیدگاه جامعه شناسی، عوامل مهم فرهنگی از قبیل فروپاشی نظام ارزشی سنتی، تحمیل ارزش فرهنگی بیگانه، تعارض در ارزشهای فرهنگی حاکم، فردگرایی و اختلال در نظام اجتماعی و عوامل اقتصادی مانند فقر، بیکاری، کم کاری، محرومیت، ناامنی شغلی و عوامل اجتماعی نظیر افزایش جمعیت، مهاجرت، جنگ، تبعیض، بی سوادی، مشکلات مربوط به ازدواج و مشکلات مربوط به اوقات فراغت از عوامل مهم خودکشی افراد است.
معین فر در ادامه با بیان اینکه تحقیقات در ایران نشان می دهد که اقدام به خودکشی در مردان بین سنین ۲۰ تا ۲۵ سال و در زنان بین ۱۶ تا ۲۰ سال است، معتقد است: ناراحتی های روانی، شکست در عشق و اختلالات روانی و شخصیتی و فقر و بیکاری از مهمترین دلایل خودکشی در ایران است.

یک کشمکشِ شدید

این استاد دانشگاه همچنین مسأله خودکشی در بین جوانان ایرانی را به عنوان یکی از حادترین مشکلات جامعه مورد تأکید قرار می دهد و می گوید: از آن جایی که جوانی دوره بروز استعدادها و توانایی هاست و جوان مدام در پی فرصتی است تا این استعدادها را شکوفا سازد و به نحوی خود را در بین اطرافیان و اجتماع مطرح می کند، اما محدودیتهای موجود به خصوص در جوامع کوچک موجب سرخوردگی جوانان می شود.
معین فر همچنین بالا نبودن سطح آگاهی در جوامع سنتی را دیگر عامل سرخوردگی جوانان در این جوامع می داند و می گوید: اغلب جوانان از این رنج می برند که چرا اطرافیان و جامعه احساسات آنان را درک نمی کنند و هنگامی که در چنین شرایطی جوانان تصمیم به خودکشی می گیرند، امید به زندگی را از دست داده اند و بر این عقیده هستند که با این عمل از محیط و اطرافیان خود انتقام بگیرند.
به گفته این تحلیلگر مسایل اجتماعی، جوانانی که خودکشی می کنند اغلب کسانی هستند که از استعدادهای قابل توجهی برخوردارند، ولی چون محیط اطرافشان از درک آن عاجز بوده اند، در خود احساس ناامیدی و پوچی می کنند و سرانجام خود را به دست نیستی می سپارند.به اعتقاد معین فر، اگر در جامعه ای جوان نتواند خود را با محیط همرنگ سازد و در ارضای خواسته های معقول جوانی اش از راه عقلانی ناکام بماند، به عقده حقارت و خود کم بینی دچار شده و انقلابهای روحی در درون او به وجود می آید و آشوب سراپای وجودش را فرا می گیرد و او را به خودکشی سوق می دهد.
وی توضیح می دهد: در یکی از فرضیه های «هربست هندین» در مورد کشمکش های منجر به خودکشی تحت عنوان تمایل به قتل به خود برگشته شده (منعکس شده) چنین آمده است: خودکشی عاشق ها که در واقع خشم به معشوق است در بسیاری از موارد که بسیار جدی و مصرانه انجام می گیرد، بیانگر یک خشم واپس زده شده است که به این صورت تجلی یافته است.
به گفته این جامعه شناس، هربست هندین سعی داشته است بر اساس این نظریه نتیجه بگیرد که خودکشی ممکن است نتیجه یک کشمکش شدید میل به قتل باشد.

مسایل روحی و روانی و خودکشی!

رئیس مرکز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی هم پس از اعلام خبر خودکشی دختر ۱۷ ساله ای در این استان به پایگاه اطلاع رسانی پلیس گفت: خودکشی جوانان ریشه در مسایل روحی و روانی آنان دارد.
سرگرد شهنام رضایی افزود: یکی از عوامل مهم در خودکشی افراد به خصوص جوانان، عوامل روحی و روانی آنان در لحظه تصمیم به خودکشی است.
وی با اعتقاد بر اینکه انسان سالم خودکشی نمی کند، گفت: ناراحتی های روحی و روانی و یک سری علتهای دیگر باعث می شوند که فرد در یک لحظه اقدام به خودکشی نماید.

اتاقی به تنهایی یک خودکشی

یک پژوهشگر آسیبهای اجتماعی هم معتقد است که افراد معمولاً به چهار علت دست به خودکشی می زنند.
مجید ابهری در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی پلیس گفت: نوع اول خودکشی، خودکشی دگرخواهانه است که در اینجا فرد وظیفه اخلاقی عمیقی را در خود حس می کند و علاقه مند می شود تا خود را فدای دیگران کند.وی افزود: وقتی فردی به احساس همبستگی و انسجام قوی نسبت به یک گروه به صورت ویژه متحد و مقید باشد، در چنین شرایطی فرد در آرزوی فدا کردن زندگی خود به خاطر هدفهای گروه خواهد بود.
وی خودکشی از نوع بی هنجاری اخلاقی را نیز ریشه در بحران های بزرگ اجتماعی، یا اقتصادی و یا سیاسی می داند و می گوید: در این نوع خودکشی، فرد به حیاتش نه از آن رو پایان می دهد که هنجاری را شکسته، یا به قانون مورد پذیرش گردن ننهاده، بلکه بدین سبب دست به خودکشی می زند که بعد از تلاش بسیار زندگی را سراب، پیروزیها را بی فرجام و حیات را پوچ یافته است.
وی خودکشی خودخواهانه را از دیگر علل اکثر خودکشی ها می داند و معتقد است که خودکشی خودخواهانه وقتی رخ می دهد که فرد رابطه ضعیفی را بین خود و جامعه احساس می کند و فشارهای اجتماعی نمی توانند او را علیه رفتار «خود ویرانگرانه» تحت تأثیر قرار دهند.
وی می گوید: فردی که در منطقه ای فقیرنشین و در اتاقی محقر به تنهایی زندگی می کند و نه دوستی دارد و نه قوم و خویشی، ممکن است دست به خودکشی خودخواهانه بزند.
به اعتقاد ابهری، خودکشی خودخواهانه می تواند حاصل احساس تنهایی، درون گرایی، انزوا و یا حتی نوعی اخلال روانی باشد.این کارشناس آسیبهای اجتماعی، خودکشی جبری را آخرین نوع خودکشی می داند و می گوید: خودکشی جبری مربوط می گردد به «بی قدرتی» که مردم احساس می کنند.
وی تصریح می کند: بی قدرتی، به حالتی گفته می شود که فرد قادر به تحت تأثیر قرار دادن محیط اجتماعی خود نباشد، به عنوان مثال یک زندانی وقتی که دیگر تحمل ماندن در زندان را ندارد، اقدام به خودکشی می کند.

خودکشی در ایران

از نظر ابهری، با اینکه خودکشی در ایران در مقایسه با کشورهای صنعتی، کمتر بوده، اما در دو دهه گذشته آمار خودکشی در ایران رو به فزونی داشته است.
او می گوید: اختلافات زناشویی و نامناسب بودن شرایط زندگی خانوادگی، ناراحتی های روانی، شکست در عشق، از هم پاشیدگی و جدایی گروههای اجتماعی، اعتیاد، شرایط نامساعد اقتصادی، فقر، بیکاری و اختلالات روانی و شخصیتی از عمده علل و انگیزه های خودکشی در ایران است.

ريشه خودكشی مردان در مشكلات احساسی دوران كودكی

روانشناسان اعلام كردند: ريشه خودكشی مردان را باید در مشكلات احساسي دوران كودكي آنها جستجو کرد .
روانشناسان فنلاندي در پژوهشي دريافته‌اند: بسياري از مرداني كه دست به خودكشي مي‌زنند در دوران كودكي با مشكلات احساسي دست به گريبان بوده‌اند.

ريشه خودكشی در دوران كودكی

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، بر اساس نتايج اين تحقيق جديد، پسران نوجوان و مردان جواني كه اقدام جدي براي خودكشي مي‌كنند اغلب در سن هشت سالگي دچار مشكلات احساسي بوده‌اند در حالي كه بيشتر زناني كه اقدام به خودكشي مي‌كنند اغلب به دليل ابتلا به افسردگي پس از بلوغ دست به اين كار مي‌زنند.
در اين تحقيق تقريبا از هر پنج مردي كه اقدام به خودكشي كرده بودند چهار نفر در دوران كودكي با مشكلات احساسي مواجه بوده‌اند.

ریشه خودکشی مردان

ریشه خودکشی مردان

محققان براي دستيابي به اين نتايج از شواهد و مدارك تحقيقاتي حاصل از معلمان و والدين اين مردان استفاده كردند.

دكتر آندره سوراندر پژوهشگر بيمارستان دانشگاه توركو در فنلاند و دستياران وي در اين تحقيق دريافته‌اند: بيشتر مرداني كه دست به خودكشي زده‌اند و يا پس از اقدام به خودكشي نياز به مراقبت‌هاي ويژه و شديد در بيمارستان داشتند در سن هشت سالگي دچار مشكلات و اختلالات شديد روانپريشي بوده‌اند.

محققان تاكيد كردند: نكته جالب توجه در پژوهش‌ها اين بود كه نشان داد عامل محرك اقدام به خودكشي در زنان و مردان متفاوت است.نتايج اين پژوهش در نشريه آرشيو «روانپزشكي عمومي» به چاپ رسيده است.

در اين تحقيق ۵ هزار و ۳۰۲ نفر كه در سال ۱۹۸۱ به دنيا آمده بودند، تحت مطالعه قرار گرفتند كه از اين تعداد ۲۷ مرد و ۲۷ زن تا سن ۲۴ سالگي اقدام به خودكشي كرده بودند. هم چنين از بين افرادي كه خودكشي كرده بودند ۱۳ مرد و ۲ زن جان خود را از دست دادند.

بر اساس آمار سازمان جهاني بهداشت، سالانه ۸۷۷ هزار نفر در جهان خود را مي‌كشند و مردها از روشهاي مرگبارتري براي اين منظور استفاده مي‌كنند.

علل خودکشی در نوجوانان و جوانان

علل خودکشی در نوجوانان و جوانان که به حیات خود خاتمه میدهند و یا قصد خودکشی دارند احساس طرد شدن، صدمه دیدن، باختن و یا بی ارزش بودن را شامل می شود.

امروزه علل خودکشی نوجوانان و جوانان از جمله بحرانی ترین مشکلات جوامع صنعتی به شمار می آید و هر خانواده ای باید از علل دست زدن جوانان به این عمل آگاه بوده و زمینه های بروز آن را بشناسد تا بتواند در کاهش احتمال بروز این بحران در میان نسل جوان بکاهد.

بررسی علل خودکشی در نوجوانان و جوانان

بررسی ها نشان می دهد بعد از مصاحبه با نوجوانانی که قصد خودکشی داشته و یا حداقل یکبار به آن دست زده بودند اکثرشان اقرار کردند که علت اقدامشان به این کار فرار از موقعیتی بود که در آن قرار داشتند و یا توانائی تحمل وضعیت موجود را نداشتند.

علل خودکشی در نوجوانان و جوانان

علل خودکشی در نوجوانان و جوانان

اما جالب است بدانیم که این افراد به آن میزان که خواستار فرار از موقعیت بحرانی خود بودند خواستار مرگ و خودکشی نبودند و در آن لحظات راهی غیر از خودکشی نیافته بودند.
بسیاری از افرادی که به حیات خود خاتمه میدهند و یا قصد خودکشی دارند احساس طرد شدن، صدمه دیدن، باختن و یا بی ارزش بودن میکنند.
عده ای نگرانند که سبب نا امیدی سایر افراد خانواده شده اند و جمعی نیز احساس عدم پذیرش از طرف اطرافیان دارند و تصور میکنند که به دیگران تحمیل شده اند.
همه ما در دورانی از زندگی در اثر مشکلات و احساسات شکست خورده خود بسیار آسیب پذیر هستیم.
در اینگونه مواقع بسیاری از ما راهی برای برون رفت از مشکلات پیدا کرده و با عزمی استوار و امید سعی به بر طرف کردن آنان میکنیم.
حال این سئوال باقی می ماند که به چه علت عده ای اقدام به خودکشی می کنند؟ جواب این مسئله اینست که این عده از افسردگی نیز رنج می برند.

 افسردگی ای که موجب خودکشی می شود

افسردگی سبب میشود که افراد به ناکامی های خود، مسائل نا امید کننده و نقاط منفی موقعیتهائی که درآن قرار گرفته اند تمرکز کنند و توانایی های خود را برای حل مشکلات بسیار کوچک شمارند.
فردی که افسردگی شدید دارد قادر به دیدن نکات مثبت زندگی خود نیست و به خود باورانده است که او هرگز نمیتواند و قادر نیست که رنگ خوشبختی و سعادت را ببیند.
افسردگی تا اندازه ای افکار او را تحت تاثیر قرار میدهد که او راهی برای رفع مشکلات خود نمیبیند و در این حالت است که افسردگی مانند یک فیلتر بر افکارعمل کرده و انسان را از مسیر زندگی منحرف میکند و بدین علت است که این افراد تشخیص نمیدهند که خودکشی تنها راه مقابله با مشکلات مقطعی زندگی نمیباشد.
بسیاری از این افراد از این مساله آگاهی ندارند که افسرده اند و این افسردگی آنان است که مانع از پیدا کردن راه حل برای مقابله با مشکلاتشان می شود نه موقعیتی که در آن قرار گرفته اند.
زمانیکه فرد افسرده تحت معالجات درست و موثر قرار بگیرد از افکار منفی رها شده و میتوانند امید و انرژی و شادمانی خود را دوباره باز یابد، اما در هنگام افسردگی فکر به پایان دادن به زندگی تنها گزینه این فرد است.

روانشناسی و علل خودکشی در نوجوانان و جوانان

بعضی از افراد دارای دوگانگی در افکار و شخصیت خود هستند، این افراد نیز در خطر اقدام به خودکشی قرار دارند، زیرا حالت روانی این افراد بدینگونه است که زمانی دچار افسردگی مفرط بوده و زمانی بیش از حد با انرژی هستند که به این دوگانگی شخصیتی آنها مانیا (mania) و یا مانیک (manic) گفته می شود.
هر دوی این حالات یعنی افسردگی و یا بیش فعالی سبب انحراف افکار آنان می گردد و بر قضاوت و نگرش آنان تاثیر دارد و برای این افراد برون رفت از مشکلات و قضاوت امیدوارانه در مقابله با آنها یک چالش است.
عده ای از افرادی که خودکشی میکنند قصد مردن ندارند اما تنها راهی که برای بیان احساسات خود به اطرافیانشان پیدا میکنند اقدام به این کار است.

علائم خودکشی در نوجوانان و جوانان

خوشبختانه علائمی برای شناسایی حالات افرادی که در سرشان هوای خودکشی را می پرورانند وجود دارد که خانواده ها با آگاهی از آنها و برخورد مناسب با جوانانشان می توانند قبل از اینکه واقعا دیر شود به آنها در رفع مشکلاتشان کمک کنند.

● علائم هشدار دهنده

در اغلب موارد علامات و نشانه هائی وجود دارند که مشخص میکند فرد قصد خودکشی دارد :
۱- صحبت از خودکشی و یا مرگ در حضور دیگران
۲- صحبت از فرار
۳- بخشیدن وسائل و متعلقات خود به دیگران
۴- صحبت از نا امیدی و احساس گناه کردن
۵- علاقه نداشتن به شرکت در فعالیت های مورد علاقه شان
۶- مشکل داشتن در تمرکز در فعالیت های روزانه
۷- تغییرات در عادات غذائی و خواب
۸- دست زدن به اعمال مخرب مانند بریدن یا سوزاندن اعضاء بدن و یا روی آوردن به مواد مخدر

مهمترین عوامل خودکشی در ایران

بررسی علل و عوامل خودکشی در افراد به‌عنوان نشانه‌هائی از عدم احساس امنیت فردی، معضلی اساسی پیش روی بسیاری از کشورهای جهان است.

آمار خودکشی در غرب

در امریکا هر ساله حداقل ۳۰ هزار جوان به‌دلیل آینده نامعلوم و زندگی بی‌هدف، دست به خودکشی می‌زنند و در کشور فرانسه نیز روزانه ۴۳۸ تن به‌دلایل مختلف اقدام به خودکشی می‌کنند.

میزان اقدام به خودکشی در چند کشور اروپائی دیگر از جمله سوئیس و سوئد حدود ۱۸ تا ۲۵ در یکصدهزار و در مجارستان ۵۸ در یکصد هزار تن گزارش شده است.

آمار خودکشی در ایران

هر چند بنا بر اعلام کارشناسان، خودکشی معضل اصلی جامعه ایرانی نیست، اما بررسی آمار خودکشی در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که با آمار فزاینده‌ای در برخی از استان‌ها مواجه هستیم، به‌طوری که طبق نتایج به‌دست آمده از پژوهش‌های صورت گرفته استان ایلام بالاترین آمار اقدام به خودکشی و سمنان پائین‌ترین شاخص اقدام به خودکشی منجر به مرگ را به‌خود اختصاص داده‌اند.

دکتر غنچه راهب، عضو هیئت علمی گروه مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی می‌گوید:

خودکشی به معنای آن است که زندگی برای فرد مشکل‌تر از مرگ جلوه نماید، به‌طور معمول تعداد زنان و دخترانی که دست به خودکشی می‌زنند بیش از پسران است. هر چند خودکشی پسران و مردان بیشتر به نتیجه می‌رسد. آشکارترین دلیل خودکشی احساس ناامیدی و از دست دادن کنترل ذهنی است. در برخی موارد احساس گناه، تنهائی، فقدان حمایت، ضعف روانی، ناتوانی در کنترل فشارهای روانی، رشد نیافتگی و عدم آمادگی برای مقابله با مشکلاتی که پیش روی فرد قرار می‌گیرد، مهمترین دلایلی است که ممکن است او را به فکر یا عمل خودکشی وادار سازد.

مهمترین عوامل خودکشی در ایران

ناامیدی و بی‌پناهی می‌تواند ناشی از شرایط خانواده، مدرسه، همسالان و حتی شکست در عشق باشد. خودکشی نمودار خشم و ناامیدی فردی است که هیچ راه‌حلی را نمی‌شناسد و خود را موجود بی‌مقدار می‌یابد که شایسته زیستن نیست.

در بررسی انگیزه‌های روانشناختی خودکشی می‌توان به عواملی همچون خشم برگشته به‌خود، بهره‌جوئی از دیگران، فریاد برای کمک، روان‌پریشی، واکنش در برابر فقدان‌ها و دشواری‌های زندگی، تقلید و تلقین‌پذیری و از خود بیگانگی اشاره کرد. همچنین افرادی که دست به خودکشی می‌زنند به‌طور معمول مشغولیت‌های ذهنی نسبت به مسئله مرگ و تهدید به خودکشی دارند. در مواردی مشهود است که این افراد دچار علائم افسردگی حاد هستند و یا عادت به استفاده از الکل و موادمخدر داشته‌اند.

مهمترین عوامل خودکشی در ایران از نظر دکتر راهب

دکتر راهب، معتقد است که برای درمان فردی که احتمال دارد دست به خودکشی بزند یا فردی که سابقه خودکشی داشته است باید مورد مراقبت شدید قرار گیرد و همزمان به درمان زمینه‌هائی که منجر به خودکشی می‌شوند اقدام کرد.

در مورد افرادی که از ناامیدی و افسردگی رنج می‌برند باید از درمان‌های حمایتی، شناختی و رفتاری استفاده کرد. همچنین برای درمان افرادی که درگیر مشکلات خانوادگی هستند می‌بایست از خانواده درمانی بهره برد.

اشخاصی که در خطر خودکشی قرار دارند و در برابر اقدامات درمانی مقاومت می‌کنند بایستی زیر نظر روانپزشک و در محیط‌های محافظت شده تحت مراقبت قرار گیرند و در صورت لزوم از داروهای بهبودبخش که زمینه دیگری را برای درمان شناختی، عاطفی و خانوادگی فراهم می‌کنند، استفاده کرد.

مهمترین عوامل خودکشی در ایران از نظر دکتر قاسم زاده

دکتر قاسم‌زاده، روانشناس درباره عوامل گرایش به خودکشی می‌گوید: خودکشی مقوله‌ای است که در بحث افسردگی مورد توجه است.

انواع افسردگی را می‌توان به ساده و ضعیف، متوسط و شدید تقسیم کرد که در درجات افسردگی شدید، فرد با یک تصمیم قبلی اقدام به خودکشی می‌کند. در نوعی از خودکشی که ما از آن در عرف به جنون آنی یاد می‌کنیم، فرد دچار استرس ناگهانی و شدید می‌شود که حتماً زمینه‌های قبلی نیز وجود دارد.

در نوع دیگری از خودکشی که بیشتر حالت نمایشی دارد، فرد اغلب به دنبال کسب محبت، جلب توجه و امتیاز گرفتن از اطرافیان است. حتی در این مورد نیز باید فوریت‌های اورژانسی و روان‌شناختی را جدی بگیریم.

مهمترین عوامل خودکشی در ایران از نظر دکتر امان‌الله قرائی‌مقدم

دکتر امان‌الله قرائی‌مقدم جامعه‌شناس در مورد عوامل مؤثر بر خودکشی می‌گوید: بررسی‌های انجام شده در ۳۳ شهر نشانگر آن است که اولین عامل مؤثر در خودکشی، عوامل خانوادگی اعم از ازدواج‌های اجباری، تهمت و افترا، بدرفتاری والدین با فرزندان به‌خصوص دختران به شمار می‌رود. دومین عامل، مشکلات اقتصادی است و پس از آن اعتیاد، فقر، طلاق، ناعدالتی‌های اجتماعی، مردود شدن در کنکور و… زمینه‌های خودکشی را در جامعه فراهم می‌آورند.

همچنین بی‌توجهی والدین به نیازهای جوانان و نوجوانان ممکن است در اقدام به خودکشی آنان موثر باشد. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد کاهش روابط عاطفی، دگرگونی سیستم ارزش‌ها و تغییر و تحولات شرایط اجتماعی از علل اصلی افزایش خودکشی به شمار می‌روند. در حالی‌که کارشناسان، ”افسردگی“ را اصلی‌ترین عامل خودکشی می‌دانند، اما در برخی استان‌ها ”اختلالات خانوادگی“ مهمترین عامل ذکر شده است.

افزایش خودکشی در میان جوانان حاکی از آن است که دارای شخصیت منفعل و آسیب‌پذیر هستند، بیشتر از دیگران دست به خودکشی می‌زنند.

زمان اقدام به خودکشی

در واقع خودکشی زمانی رخ می‌ٔهد که فرد در لحظات بحرانی زندگی‌اش، خود را تنها و بدون حامی احساس می‌کند و چون تحمل شکست‌ها و ناکامی‌ها را ندارد، با از دست دادن انگیزه‌های حیاتی و امید به زندگی، مرگ را به‌عنوان آخرین گزینه انتخاب می‌کند.

تقریباً هیچ جامعه‌ای را نمی‌توان یافت که اقدام به خودکشی در آن به وقوع نپیوندند. راه‌های اقدام به خودکشی موفق تا حدودی متفاوت است، به‌عنوان مثال ثابت شده که خودکشی‌های جدی و مصمم ـ که معمولاً از روش‌های جدی و خشونت‌آمیز مثل پرت کردن از ساختمان‌های مرتفع، پریدن زیر قطار، حلق‌آویز کردن، بریدن رگ یا استفاده از گلوله و… صورت می‌گیرد ـ اغلب در مردها و در سنین بالا و با موفقیت به وقوع می‌پیوندند.

مهمترین عوامل خودکشی در ایران

مهمترین عوامل خودکشی در ایران

از سوی دیگر اقدام به خودکشی به شیوه تهدید‌آمیز یا نمایشی و با استفاده از روش‌های کم‌خطرتر مانند مصرف دارو، بیشتر در زنان و در سنین جوانی شایع است و کمتر منجر به مرگ می‌شود.

راهکارهای مقابله با خودکشی

بهترین راه‌حل این است که والدین به فرزندانشان مهارت‌های زندگی اجتماعی و مهارت‌های تصمیم‌گیری در برابر مشکلات را بیاموزند و به آنان آموزش دهند که برای حل یک مشکل، راە‌های متعددی وجود دارد که می‌توانند بهترین راه‌حل را انتخاب کنند. همچنین راه‌اندازی کلینیک‌های بهداشتی ـ روانی و تقویت آنها برای آموزش شهروندان در زمینه نوع برقراری ارتباط با دیگران می‌تواند در جهت کاهش آمار این معضل یاری‌رسان باشد.

این در حالی است که هنوز مسئولان در پی چاره‌اندیشی در خصوص پیشگیری از وقوع خودکشی به‌طور منسجم برنیامده‌اند. به‌طوری‌که طرح این پرسش همچنان به اعلام راهکارهای مشاوره‌ای ختم می‌شود، بی‌آنکه به‌صورت منسجم برای آن برنامه‌ریزی صورت بگیرد.
سارا قاسمی

نمایش‌ خودكشی‌ برای‌ جلب‌ نظر دیگران‌

در میان‌ انبوه‌ اخبار منتشره‌ «حوادث‌» رسانه‌ها، هراز گاهی‌ گزارشهایی‌ مبنی‌ بر نمایش‌ خودكشی‌ افراد مشاهده‌ می‌شود؛
اخباری‌ كه‌ در آن‌ «جوانی‌ ۳ ساعت‌ در بالای‌ یك‌ برج‌ ۱۲ طبقه‌ خود را گرفتار برزخ‌ میان‌ مرگ‌ و زندگی‌ می‌بیند؛» «دختری‌ با ریختن‌ بنزین‌ بر روی‌ خود، در یكی‌ از میادین‌ اصلی‌ شهر، خود را به‌ آتش‌ می‌كشد» و …؛
این‌ در حالیست‌ كه‌ چشم‌ دهها شهروند، تماشاگر این‌ نوع‌ حوادث‌ تلخ‌ بوده‌، بطوری‌ كه‌ در برخی‌ موارد نیز احساسات‌ جمعی‌ را بشدت‌ با خود همراه‌ كرده‌ است‌.

نمایش‌ خودكشی‌

نمایش‌ خودكشی‌

در حالی‌ كه‌ زمینه‌های‌ بروز حوادث‌ اقدام‌ به‌ خودكشی‌ بارها مورد بررسی‌ قرار گرفته‌ است‌ اما در این‌ میان‌، وقوع‌ اشكال‌ شناخته‌ شده‌ اقدام‌ به‌ خودكشی‌ در ملاءعام‌ همانند سقوط‌ از بلندی‌، خودسوزی‌ و شلیك‌ گلوله‌ بر سر، از آن‌ دست‌ حوادثی‌ است‌ كه‌ فرد اقدام‌ كننده‌ خواستار برانگیختن‌ توجه‌ عمومی‌ است‌، تا آنجا كه‌ در بسیاری‌ از موارد، وسایل‌ ارتباط‌ جمعی‌ نیز در جهت‌ سوق‌ دادن‌ افكار عمومی‌ به‌ حادثه‌ وقوعی‌ نقش‌ بسزایی‌ ایفا می‌كنند.

نمایش خودکشی و علل آن

در این‌ حال‌ بررسی‌ زمینه‌های‌ بروز این‌ آسیب‌ اجتماعی‌ و علت‌یابی‌ اقدام‌ به‌ خودكشی‌ افراد در ملاءعام‌ بیش‌ از پیش‌ حایز اهمیت‌ است‌.
می‌خواهم‌ فریاد بزنم‌، نمی‌خواهم‌ بمیرم‌

نظر دكتر سید مهدی‌ صمیمی‌ در مورد نمایش خودکشی و علل آن

دكتر سید مهدی‌ صمیمی‌، روانپزشك‌ و عضو هیات‌ علمی‌ دانشگاه‌ انگیزه‌های‌ بیان‌ شده‌ از سوی‌ اقدام‌ كنندگان‌ به‌ خودكشی‌ در ملاءعام‌ همچون‌ «بگذارید فریاد عمومی‌ جامعه‌مان‌ باشیم‌» را تنها یك‌ شعار می‌داند و می‌گوید:

معمولا اقدام‌ كنندگان‌ به‌ خودكشی‌ یكسری‌ توجیهات‌ و بهانه‌ها را تحت‌ این‌ عنوان‌ مطرح‌ می‌كنند: «تنها بخاطر خود به‌ زندگی‌ام‌ پایان‌ نمی‌دهم؛ بلكه‌ بخاطر مشكلات‌ جامعه‌ و سایر همسالانمان‌ اقدام‌ به‌ خودكشی‌ كرده‌ام‌.
این‌ در حالیست‌ كه‌ به‌ واقع‌ همه‌ این‌ مسائل‌، سرپوشی‌ بر بیماری‌ روانی‌ این‌ افراد است‌، چراكه‌ در غیر این‌ صورت‌، فرد برای‌ حل‌ مشكلات‌ و مسائل‌ پیش‌ رو، راه‌ حل‌ بهتری‌ انتخاب‌ می‌كند.
این‌ روانپزشك‌ در بررسی‌ اقدام‌ خودكشی‌ در ملاءعام‌ اظهار می‌كند:

از نگاه‌ روانپزشكان‌، بررسی‌ها حاكی‌ از آن‌ است‌ كه‌ در پس‌ اقدام‌ این‌ افراد، بیماری‌ نهفته‌یی‌، آنها را وا می‌دارد برای‌ به‌ دست‌ آوردن‌ یك‌ خواسته‌ دست‌ به‌ این‌ گونه‌ اعمال‌ بزنند، در حالی‌ كه‌ خودكشی‌، راه‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ مورد نظر نبوده‌، بلكه‌ تنها بیانگر ناتوانایی‌های‌ محرز اقدام‌ كنندگان‌ است‌.

دكتر سید مهدی‌ صمیمی‌

دكتر سید مهدی‌ صمیمی‌

وی‌ در تشریح‌ اینكه‌ چه‌ نوع‌ از بیماری‌های‌ روانی‌ منجر به‌ بروز رفتار خودكشی‌ می‌شود با اشاره‌ به‌ اسكیزوفرنی‌، اختلالات‌ دو قطبی‌ ، افسردگی‌ و …
به‌ عنوان‌ اصلی‌ترین‌ موارد منجر به‌ خودكشی‌، اذعان‌ كرد:

در موارد خفیف‌تر، فرد ممكن‌ است‌ به‌ این‌ بیماری‌ها مبتلا نبوده‌ اما در مقابله‌ با استرس‌ بسیار شكننده‌ روبرو باشد، بطوری‌ كه‌ تحت‌ تاثیر استرس‌، اقدام‌ به‌ خودكشی‌ را برمی‌گزیند.
نوعی‌ از اختلالات‌ روانی‌ در افرادی‌ با شخصیت‌ «هیستریونیك‌» بروز می‌كند، بطوری‌ كه‌ برخی‌ از ویژگیهای‌ شخصیتی‌ افراد مبتلا از جمله‌ عدم‌ «بلوغ‌ عاطفی‌» و «خود محوری‌» موجب‌ می‌شود، وی‌ دچار نوعی‌ «خودشیفتگی‌» شده‌ و نسبت‌ به‌ ارزیابی‌ دیگران‌ یا انتقاد آنها احساس‌ حقارت‌ كند و از سطحی‌ بودن‌ رنج‌ ببرد، تا آنجا كه‌ از لحاظ‌ روانی‌ نیازمند جلب‌ توجه‌ دایمی‌ دیگران‌ باشد.
بدین‌ ترتیب‌ «تمایل‌ به‌ جلب‌ توجه‌»، مهمترین‌ ویژگی‌ مبتلایان‌ به‌ این‌ اختلال‌ شخصیتی‌ است‌ تا آنجاكه‌ به‌ هر كار غیرعادی‌ دست‌ می‌زنند و به‌ هر ترتیب‌ می‌كوشند توجه‌ دیگران‌ را حتی‌ با خودكشی‌ و پایان‌ بخشیدن‌ به‌ زندگی‌، به‌ خود جلب‌ كنند، از این‌ رو اقدام‌ به‌ خودكشی‌های‌ نمایشی‌ و حملات‌ غش‌ و ضعف‌ در برابر ناكامی‌ها برای‌ رسیدن‌ به‌ خواسته‌ها در زنان‌ و مردان‌ «هیستریونیكی‌» زیاد به‌ چشم‌ می‌خورد و منظور این‌ افراد از خودكشی‌ ایجاد احساس‌ گناه‌ در اطرافیان‌ یا جلب‌ نظر برای‌ رسیدن‌ به‌ خواسته‌ها است‌ و معمولا قصدی‌ مبنی‌ بر مرگ‌ در میان‌ نیست‌.

چه‌ باید كرد؟

با توجه‌ به‌ اینكه‌ استفاده‌ از روش‌های‌ كم‌ خطر همانند مصرف‌ دارو در اقدام‌ به‌ خودكشی‌های‌ تهدیدآمیز یا نمایشی‌ كه‌ اكثرا به‌ موفقیت‌ می‌انجامد باید بر جدی‌ تلقی‌ كردن‌ تهدیدهای‌ افراد و اقدام‌ به‌ خودكشی‌ آنها بطور نمایش‌گونه‌ تاكید كرد، چراكه‌ ۷۰ تا ۸۰ درصد اقدام‌ كنندگان‌ به‌ خودكشی‌ پیش‌ از اقدام‌ جدی‌، نیت‌ خود را با كسی‌ در میان‌ می‌گذارند كه‌ البته‌ مورد توجه‌ قرار نگرفته‌ است‌.
دكتر صمیمی‌ همچنین‌ اصلی‌ترین‌ معضل‌ پیش‌روی‌ در این‌ باره‌ را بی‌توجهی‌ در شناسایی‌ و پیگیری‌ بیماریهای‌ روانی‌ از سوی‌ خانواده‌ها و افراد عنوان‌ كرده‌ و به‌ ایسنا می‌گوید:

در حالی‌ كه‌ ریشه‌های‌ بروز بسیاری‌ از آسیب‌های‌ اجتماعی‌ در ابتلاء به‌ بیماری‌ها و مشكلات‌ روانی‌ است‌، متاسفانه‌ همچنان‌ رجوع‌ به‌ روانپزشك‌ و روانشناس‌ در ایران‌ نه‌ تنها به‌ عنوان‌ یك‌ عمل‌ مستمر جهت‌ حفظ‌ سلامت‌ روانی‌ شناخته‌ نشده‌ است‌ بلكه‌ مراجعه‌ افراد معدودی‌ كه‌ به‌ پیگیری‌ مشكلات‌ روانی‌ خود می‌پردازند نیز مورد تمسخر سایرین‌ واقع‌ شده‌ و به‌ عنوان‌ یك‌ فرد پریشان‌ خطرناك‌ با این‌ افراد برخورد می‌شود.
وی‌ با انتقاد از جایگاه‌ كنونی‌ روانشناسی‌ در مراكز آموزش‌ و پرورش‌، تاكید می‌كند:

ما نیازمند شناساندن‌ كار روانشناسی‌ جهت‌ حل‌ گره‌های‌ فكری‌ برای‌ به‌ دست‌ آوردن‌ آرامش‌ روحی‌ افراد هستیم‌ تا بتوانیم‌ در جهت‌ شناسایی‌ و درمان‌ مشكلات‌ روحی‌ روانی‌ آنها روشهایی‌ را در نظر گرفته‌ و اعمال‌ كنیم‌.
عضو هیات‌ علمی‌ دانشگاه‌ در پایان‌ توجه‌ هرچه‌ بیشتر مراكز تصمیم‌گیری‌، تمركز رسانه‌ها بر نهادینه‌ شدن‌ آموزش‌ و مهم‌ برشمردن‌ سلامت‌ روانی‌ در خانواده‌های‌ آسیب‌پذیر جامعه‌ را خواستار شد.

خودکشی و ژنتیک

افرادی که دست به خودکشی می زنند از لحاظ ترکیبات شیمیایی و ژنتیک داخل مغز خود ، با دیگران تفاوت دارند

مغز افرادی که دست به خودکشی می زنند با دیگران فرق دارد.

خودکشی و ژنتیک

در پژوهشی در کانادا مشخص شده که مغز افرادی که دست به خودکشی می زنند از لحاظ ترکیبات شیمیایی با دیگران تفاوت دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از بی بی سی ، پژوهشگران بافتهای مغز ۲۰ جسد را تجزیه کردند و دریافتند در مغز افرادی که خودکشی کرده بودند، درصد بالاتری از یک فرایند شیمیایی که باعث تغییر رفتار می شود، یافت می شود.

خودکشی و ژنتیک: پژوهش های علمی

این پژوهشگران در مقاله ای در نشریه “بایالاجیکال سایکالاجی”، نشریه تخصصی روانشناسی زیستی نوشته اند که اتفاقا عوامل محیطی در این تغییرات نقش دارند.

این پژوهشگران که از دانشگاههای وسترن اونتاریو و اوتاوا مشغول تحقیق دراین باره بودند، بافتهای مغز ۱۰ نفر را که خود کشی کرده بودند و ۱۰ نفر دیگر را که به طور ناگهانی به دلایل دیگر مرده بودند، تجزیه کردند.

آنها دریافتند که dna افرادی که در گروه خودکشی قرار داشتند، تحت تاثیر فرایندی به نام متیلاسیون است که در تنظیم رشد سلولی دخیل است.

خودکشی و ژنتیک: متیلاسیون

متیلاسیون همان جریانی است که جلوی فعالیت ژنهای ناخواسته را در سلولها می گیرد تا مثلا ژنی که برای ساخت پوست ضروری است، برای این کار فعال شود، نه برای ساختن بافت قلب.

میزان متیلاسیون در مغزهای گروه خودکشی تقریبا ۱۰ برابر گروه دیگر بود و ژنی که غیر فعال شده بود، نوعی گیرنده پیامهای شیمیایی بود که در تنظیم رفتار نقشی اساسی دارد.

پژوهشگران در این مقاله احتمال می دهند که این روند در “طولانی شدن و یا بازگشت اختلالات افسردگی” دخیل باشد. در پژوهش هایی که پیش از این انجام شد، مشخص شد که تغییر در فرایند متیلاسیون می تواند حاصل ترکیبی از عوامل ژنتیک و محیطی به نام “اپیژنتیک” باشد.

 خودکشی و ژنتیک: دکتر مایکل پولتر

دکتر مایکل پولتر، سرپرست این تحقیقات می گوید: “این مسئله که ژنوم تا این حد در مغز منعطف عمل می کند، بسیار تعجب آور است چون سلولهای مغزی تقسیم نمی شوند. نورونها در آغاز زندگی به وجود می آیند بنا بر این دانستن این که مکانیزم های اپیژنتیک همچنان اتفاق می افتند، جالب است. ”

خودکشی و ژنتیک

خودکشی و ژنتیک

یافته های این تحقیق راه را برای پژوهش در این باره و یافتن روش های درمانی تازه باز می کند.

جان کریستال، سردبیر نشریه بایالاجیکال سایکالاجی می گوید: “شواهد تازه به دست آمده نشان می دهد که عوامل ژنتیک و محیطی می توانند تغییرات طولانی مدت در مغز ایجاد کنند. به علاوه این تغییرات می توانند در روند زندگی فرد تغییرات اساسی ایجاد کنند. این تغییرات شامل افزایش اختلالات مربوط به افسردگی و احتمالا خودکشی هستند.”

ده چیزی که نباید به فردی که قصد خودکشی دارد بگویید

قصد خودکشی دارم .” شنیدن این ۴ کلمه از کسی که قصد خودکشی دارد شوکه‌کننده است. این فکر به ذهن‌تان می‌آید که چگونه به این فکر افتاده است که خودش را بکشد؟ و آیا این قصد یا تصمیم را عملی خواهد کرد؟
اما شما باید در مواجه با این فرد “ده چیزی که نباید به فردی که قصد خودکشی دارد بگویید” را رعایت کنید.

قصد خودکشی

درست است که شنیدن این کلمات برای شما ناخوشایند است، اما عزیزتان یک هدیه به شما داده‌است. او شما را به حریم خود راه داده‌است. این فرد با گفتن این‌که می‌خواهد بمیرد، به شما فرصتی می‌دهد تا به او کمک کنید.

ده چیزی که نباید به فردی که قصد خودکشی دارد بگویید

چیزی که بعد از شنیدن این جمله و قصد خودکشی یک نفر می‌گویید خیلی مهم است. این می‌تواند باعث شود دوست یا عضو خانواده‌تان شما را بیش‌تر به حریم خود راه بدهد- یا کلا در را ببندد. قابل درک است که شما سرشار از هیجان هستید، و ممکن است افکار زیادی داشته‌باشید که بعضی از آنها مثبت هستند و بعضی دیگر نه.

در ادامه ۱۰ واکنش رایج به جمله قصد خودکشی دارم آمده‌است که می‌تواند واقعا زیان‌بار باشد. قبل از هر چیز: یک هشدار: در کل این جملات می‌تواند القاکننده‌ی قضاوت باشد و بیزاری فرد را بیش‌تر کند. اما بسته به شرایط، ممکن است بعضی آدم‌ها حداقل به برخی از این پاسخ‌ها واکنشی مثبت نشان دهند.

۱. “چه طور می‌توانی به خودکشی فکر کنی؟ زندگی تو تا این حد بد نیست.”

شاید زندگی فردی که قصد خودکشی دارد از بیرون “تا این حد بد” به نظر نمی‌رسد. درد زیر این پوسته است. اگر فردی که قصد خودکشی دارد احساس کند کسی او را درک می‌کند، خیلی برایش مفید خواهدبود. چنین جمله‌هایی القاکننده‌ی عدم باور و قضاوت است، نه درک کردن.

۲. “تو نمی‌دانی اگر خودت را بکشی من نابود می‌شوم؟ چه‌طور می‌توانی فکرش را بکنی که چنین آسیبی به من بزنی؟”

عزیز شما به خودی خود حس بدی دارد. انباشتن بار گناه روی شانه‌هایش قرار نیست به او احساس آرامش یا درک شدن بدهد یا او را تشویق کند که بیش‌تر با شما حرف بزند.

۳. “خودکشی خودخواهی است.”

این جمله احساس گناه بیش‌تری را به او القا می‌کند. این‌جا ۲ نکته اهمیت دارد. یکی این‌که بسیاری از آدم‌هایی که به خودکشی فکر می‌کنند، تصور می‌کنند زنده ماندن‌شان باری به دوش خانواده‌شان است. بنابراین، در میان حس درماندگی‌شان، حتی شاید در وضعیت ذهنی بیمارگونه، با رها کردن عزیزان‌شان از این بار به آنها کمک کنند. دوم، آیا در واکنش به دردی مشقت‌بار طبیعی نیست که اول به فکر رهایی خودشان از این رنج باشند؟

۴. “خودکشی کار آدم‌های ضعیف است.”

این جمله حس خجالت را القا می‌کند. هم‌چنین در واقع اصلا منطقی نیست. بیشتر آدم‌ها از مرگ می‌ترسند. هرچند ما تردید داریم که خودکشی را شجاعت یا شهامت تلقی کنیم، اما غلبه بر ترس از مرگ را هم ضعف تلقی نمی‌کنیم.

۵. “منظورت این نیست. تو واقعا نمی‌خواهی بمیری.”

پیام این جمله که اغلب به خاطر اضطراب یا ترس گفته می‌شود، بی‌اعتباری و بی‌اعتنایی فرد است. فرض کنید منظور آن شخص واقعا این است که می‌خواهد بمیرد. اگر به فردی که حقیقتا قصد خودکشی دارد، بی‌اعتنایی کنید خیلی زیان‌بارتر از این است که کسی را که قصد خودکشی ندارد جدی بگیرید. بنابراین چرا همه را جدی نمی‌گیرید؟

۶. “تو چیزهای زیادی داری که به خاطرشان زندگی کنی.”

در بعضی شرایط ممکن است این نوع جملات یادآور تسکین‌بخشِ وفور نعمت و امید باشد. اما برای بسیاری از آدم‌ها که به خودکشی فکر می‌کنند و اصلا احساس نمی‌کنند چیزی زیادی برای زندگی کردن دارند، این گفته می‌تواند عدم درک بسیار عمیقی را انتقال دهد.

۷. “اوضاع می‌توانست بدتر از این باشد.”

بله اوضاع می‌توانست بدتر از این باشد، اما دانستن آن هیچ خوشی یا امیدی را القا نمی‌کند. مابرای مقایسه، ۲ فرد را تصور می‌کنیم که چاقوخورده‌اند، یکی در قفسه‌ی سینه و دیگری در پا. چاقو خوردن در قفسه‌ی سینه خیلی بدتر است، اما به هر حال، تصور آن درد فردی را که پایش چاقو خورده‌است رفع نمی‌کند. این درد هم‌چنان رنج‌آور است. خیلی زیاد. بنابراین آدم‌هایی که به خودکشی فکر می‌کنند، حتی اگر چیزهای خوب زیادی برایشان وجود داشته‌باشد، حتی اگر زندگی‌شان می‌توانست خیلی بدتر باشد، باز هم اوضاعی را تجربه می‌کنند که ظاهرا غیرقابل تحمل است و باعث شده‌است بخواهند بمیرند.

۸. “آدم‌های دیگر مشکلاتی بدتر از تو دارند و نمی‌خواهند بمیرند.”

این حقیقت دارد، و ممکن است عزیزتان قبلا با شرمساری به این موضوع فکر کرده‌باشد. آدم‌هایی که می‌خواهند بمیرند اغلب خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند و به این نتیجه می‌رسند. حتی ممکن است احساس نقص یا فروپاشی بکنند. مقایسه‌ی او با کسانی که بهتر با مشکلات کنار می‌پایند ممکن است فقط حس محکوم کردن خود را در او تشدید کند.

۹. “خودکشی راه‌حلی دائمی به یک مشکل موقت است.”

ما آدم‌ها، به‌ویژه نوجوانانی را می‌شناسیم که این جمله برایشان بی‌نهایت مفید بوده‌است. این جمله با آنها حرف می‌زند. اما در عین حال این پیام را منتقل می‌کند که مشکلات یک فرد موقتی است، در حالی که ممکن است این‌طور نباشد. در چنین اوضاعی، یک هدف واقع‌گرایانه برای آن فرد می‌تواند این باشد که یاد بگیرد با مشکلات کنار بیاید و با وجود آنها زندگی معناداری داشته‌باشد. مشکل دیگر چنین جمله‌ای پیامی است که القا می‌کند: خودکشی یک راه‌حل است –بله یک راه‌حل دائمی. ما توصیه می‌کنیم حداقل کلمه‌ی “راه‌حل” را با “اقدام” یا “کنش” عوض کنید، فقط برای این‌که که این ایده‌ی راه‌حل بودن خودکشی را تقویت نکنید.

۱۰. “اگر در اثر خودکشی بمیری به جهنم خواهی‌رفت.”

احتمالا عزیزتان قبلا درباره‌ی چنین امکانی فکر کرده‌است. شاید او به جهنم اعتقاد ندارد. شاید اعتقاد دارد خدایی که او را می‌پرستد گناه خودکشی‌اش را خواهدبخشید. به هر حال آرزوی مرگ در او باقی می‌ماند. گفتن این‌که به جهنم خواهدرفت می‌تواند احساس بیگانگی را در او تشدید کند.

یک بار دیگر می‌گوییم، ممکن است همه‌ی افکار بالا به ذهن‌تان برسد یا اصلا هیچ‌کدام‌شان به فکرتان نیاید. معنی‌اش این نیست که شما اشتباه کرده‌اید یا به خاطر این‌که چنین واکنشی نشان داده‌اید بد هستید.

به هر حال شما انسان هستید. ممکن است احساس خشم، رنجش، یا خیانت کنید. شما نمی‌توانید افکار و احساساتی را که به شما هجوم می‌آورد کنترل کنید. فقط می‌توانید آن‌چه را در واکنش به این افکار و احساسات می‌گویید یا کاری را که انجام می‌دهید کنترل کنید.

وقتی فردی افکار مرتبط با قصد خودکشی را برای شما افشا می‌کند، حرف‌ها و رفتارتان می‌تواند به او کمک کند کم‌تر احساس تنهایی کند و در نتیجه، امیدوارتر شود. سوال‌های خوبی که می‌توانید از خودتان بپرسید این است: “آن‌چه من می‌خواهم بگویم چه کمکی به این فرد می‌کند؟ چه آسیبی به او می‌زند؟”

پاسخ شما به این سوال‌ها می‌تواند به معنی این تفاوت باشد که فرد احساس کند درباره‌اش قضاوت شده‌است و حتی بیش‌تر احساس تنهایی کند – یا احساس پذیرش و درک شدن بکند.

اگر قبلا حرفی زده‌اید چه باید بکنید؟

ما گمان کردیم اگر این مقاله را همین‌جا تمام کنیم، از آدم‌هایی که قبلا به شیوه‌هایی نه چندان مفید یا هم‌دلانه به این خبر واکنش نشان داده‌اند، ایمیل‌های دیوانه‌واری دریافت خواهیم‌کرد. شاید وقتی دوست یا عضو خانواده‌شان اظهار کرده‌است که می‌خواهد بمیرد، ترس و اضطراب‌شان فوران کرده‌باشد.

این ترس و اضطراب قابل درک است. همان‌‌طور که واکنش‌های بالا قابل درک است. اما وقتی حرف گفته‌شده قابل بازگشت نیست چه باید کرد؟

می‌خواهید بدانید توصیه‌ی ما چیست؟ دوباره پیش آن فرد بروید و بگویید متوجه شده‌اید پاسخ مفید و درستی به او نداده‌اید، بگویید از تصور خودکشی و مردن او ترسیده‌اید، اما می‌خواهید ترس‌هایتان را کنار بگذارید و آرزوی مرگ او را بهتر درک کنید تا بتوانید گوشی شنوا باشید، شریکی در دشواری‌هایش باشید، هم‌پیمانی باشید که می‌خواهد کمک کند او کم‌تر احساس تنهایی و ناامیدی کند.

و سپس پرسیدن مهم‌ترین سوال می‌تواند مفید باشد:

“چگونه می‌توانم کمکت کنم؟”

منبع:

https://www.speakingofsuicide.com/

روزانه بیش از 11 نفر در کشور خودکشی می کنند

زمانی در خفا، خلوت و به دور از چشم دیگران انجام می‌گرفت، حالا دیگر در حال کشیده شدن به محیط‌های عمومی است. آخرین مورد عمومی‌اش توسط منوچهر در روز بازدید رئیس جمهور از وزارتخانه ای صورت گرفت، پیش‌تر دختر ۱۶ ساله ای در پل مدیریت کار منوچهر را انجام داده بود، ۱۹ روز قبل از دختر جوان، ابراهیم که شغل دست‌فروشی داشت در ایستگاه مترو، کاری که بعدها دختر جوان و منوچهر دست به انجامش زدند را انجام داده بود.

آمار خودکشی در ایران

آمار خودکشی در ایران


سه خودکشی در محیط عمومی به فاصله یک ماه، آخر سال گذشته اتفاق افتاد، شاید عده ای بگویند همان‌گونه که باید چشمانتان را بر روی خیلیی از مسائل ببندید، بر روی این مسئله نیز ببندید و مانند صدا و سیما که تاکنون به این معضل اجتماعی نپرداخته، شما هم نپردازید اما، تاکنون چشمانمان را بسته‌ایم که آخرین آمارها نشان می‌دهد که فقط در ۹ ماه ابتدایی سال گذشته رشد ۱۴ درصدی داشته است.

خودکشی رومئو و ژولیت ایرانی در یاسوج، خودکشی مادر بعد از قتل کودک یک و نیم ساله، زن جوان پس از قتل پسر هفت ساله‌اش دست به خودکشی زد (۱۱ فروردین امسال)، تعداد زیادی از این دست خبرها، روزانه صفحات حوادث روزنامه‌ها را پر می‌کنند و ﻫﺮ روز از ﮔﻮﺷﻪ و ﮐﻨﺎر این ﺳﺮزﻣﯿﻦ ﭘﻬﻨﺎور ﺧﺒﺮ ﻫﺎﯾﻰ ﻣﺒﻨﻰ ﺑﺮ ﺧﻮدﺳﻮزى زﻧﺎن، ﺧﻮدﮐﺸﻰ ﻣﺮدان، ﺳﻘﻮط از ﺑﺮج و ﺑﻠﻨﺪى و … ﻣﻨﺘﺸﺮ می شود.

ﻣﺮدى ﺑﺮ اﺛﺮ ﻧﺪاﺷﺘﻦ ﻣﺎﯾﺤﺘﺎج زﻧﺪﮔﻰ، دﺧﺘﺮى ﺑﺮ اﺛﺮ ﺗﺠﺎوز، ﭘﺴﺮى در اﺛﺮ ﺷﮑﺴﺖ در ﺗﺤﺼﯿﻞ و ﻗﺒﻮل ﻧﺸﺪن در داﻧﺸﮕﺎه، دﺧﺘﺮى در اﺛﺮ آﻟﻮده ﺷﺪن ﺑﻪ اﯾﺪز، و دﺧﺘﺮ و ﭘﺴﺮى در اﺛﺮ اﺧﺘﻼﻓﺎت ﺧﺎﻧﻮادﮔﻰ و … ﺧﻮدﮐﺸﻰ می کنند. مسئولین و مردم اما، این اتفاقات را مانند داستانی اکشن می خوانند بی آنکه حساسیتی در این مورد داشته باشند.

آمارها نشان می‌دهد در نه ماه ابتدایی سال ۹۲ روزی بیش از ۱۱ نفر در کشور خودکشی کرده‌اند، بر اساس آمار اعلام شده از سوی سازمان پزشکی قانونی کشور در ۹ ماهه سال گذشته ۳۱۲۵ نفر خودکشی کرده‌اند، از میان این افراد ۹۸۲ تن را زنان و ۲۱۴۳ تن را مردان تشکیل می‌دهند. بر همین اساس در مدت مشابه سال ۹۱ نیز ۲۷۴۰ تن به علت آنچه که پزشکی قانونی آن را خودکشی تشخیص داده بود، جان خود را از دست داده‌اند.
در سال ۹۱، از کل مرگ‌های مشکوک به خودکشی در کشور، بیشترین موارد خودکشی در گروه سنی ۱۸ تا ۲۴ سال ثبت شده است که ۲۸.۲ درصد از کل موارد خودکشی این سال‌ها را در برمی‌گیرد و پس از آن گروه سنی ۳۰ تا ۳۹ سال با ۲۲.۲ درصد، ۲۵ تا ۲۹ سال با ۱۷.۶ درصد، بالای ۵۰ سال با ۱۲.۹ درصد، ۴۰ تا ۴۹ سال با ۱۱.۱ درصد و زیر ۱۸ سال با ۷.۹ درصد به ترتیب بیشترین موارد خودکشی را به خود اختصاص داده‌اند.

ایران در ﺑﯿﻦ ﮐﺸﻮر ﻫﺎى دﻧﯿﺎ در زﻣﯿﻨﻪ ﺧﻮدﮐﺸﻰ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺮﺧﻰ از اراﺋﻪ دﻫﻨﺪﮔﺎن آﻣﺎر رﺗﺒﻪ ۴۸ و ﺑﺮﺧﻰ دﯾﮕﺮ رﺗﺒﻪ ۵۸ را دارد. اﻣﺎ از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ در ﺣﺎﻟﻰ ﮐﻪ آﻣﺎرﻫﺎى اراﺋﻪ ﺷﺪه ﺑﻪ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻬﺪاﺷﺖ ﺟﻬﺎﻧﻰ ﻣﯿﺰان ﺧﻮدﮐﺸﻰ در اﯾﺮان را ﺳﻪ در ۱۰۰ ﻫﺰار ﺑﺮاى زﻧﺎن و ﯾﮏ در ۱۰۰ﻫﺰار ﺑﺮاى ﻣﺮدان ﻧﺸﺎن ﻣﻰ دﻫﺪ ﺷﻮاﻫﺪ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن اﯾﻦ آﻣﺎرﻫﺎ را ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ واﻗﻌﯿﺖ ﻧﻤﻰ داﻧﺪ.

میزان خودکشی در سال ۱۳۶۳ برابر ۳/۱ در صد هزار نفر بود، در اوایل انقلاب هم میزان خودکشی بسیار کم بود، اکنون آمارهایى وجود دارد که حاکى از آنکه سالیانه ۵ تا ۷ هزار نفر از طریق خودکشى جان خود را می‌گیرند که نیمى از آن‌ها در شهرهاى بزرگ، یک چهارم در شهرها کوچک و متوسط و بقیه در روستاها انفاق می‌افتد.

در ایران مطالعه‌ی دقیقى در مورد خودکشى صورت نگرفته است زیرا آمار پزشکى قانونى گویا نیست و بسیاری از افراد خودکشى افراد خانواده‌ی خود را ننگ و بى آبرویى تلقى کرده و از افشاى آن خودداری می‌کنند.

دکتر قرایى مقدم معتقد است که نگاه سنتى خانواده‌ها به مسئله خودکشى که در کشور ما وجود دارد موجب گردیده است تا به آمار دقیق و صحیح دسترسى نداشته باشیم زیرا در بسیارى از شهرها خودکشى هر یک از افراد خانواده موجب بى حیثتى و بى آبرویى خانواده می‌شود همین دلیل به مخفى کردن نوع مرگ می‌انجامد.

دکتر قرایی مقدم

دکتر قرایی مقدم


خودکشی در ایران علت های مختلفی دارد،

 علل خودکشی در ایران

 

۱. اختلافات زناشویى، عشق و تمایلات شدید عاطفى وعلل ناموسى

۲. ناراحتى هاى روانى، شکست در عشق و اختلالات روانى و شخصیتى

۳. مشکلات ناشى از شکست هاى تحصیلى و استرس ها وفشار هاى روانى و روحى ناشى از آنها (فشارهاى عاطفى، فشار هاى تحصیلى مانند کنکور، نقایص جسمى و فیزیکى در نسل جوان) و احساس پوچى وبى هدفى و افسردگى

۴. فقر و تنگدستى، بیکارى، اخراج از کار و شرایط نامساعد اقتصادى

۵. مسائل و معضلات زندگى شهرى و وضعیت نا به سامان زندگى

۶. ازهم پاشیدگى گروه هاى اجتماعى مانند خانواده، شغلى، خویشاوندى، دوستى و …

۷. اعتیاد به مواد مخدر، الکل و داروهاى توهم زا

۸. ضعیف شدن اعتقادات مذهبى

۹. عدم استقلال واجبار در پیروى از مقررات سنتى

۱۰ . بر ملا شدن اسرار و حقایق خصوصى زندگى فرد. (علوم تربیتی، اصلاح و تربیت، بهمن ۱۳۹۰، سال دهم- شماره ۱۱) اشاره کرد.

باید بپذیریم گاهی برخی مواردی که از جانب سیستم حاکمیتی کشور بر افراد اتفاق می‌افتد باعث خودکشی آنان می‌شود، نمونه این مدعا فردی است که در وزارت نفت اقدام به خودسوزی کرد و تنها خواسته‌اش دیدار با یکی از مسئولین وزارتخانه بود، ابراهیم نیز که در ایستگاه متروی گلبرگ خودکشی کرد، به دلیل طرح جمع آوری دست فروشان از مترو و در نتیجه فشار آمده به وی خودکشی کرد. از نمونه دیگری که می‌توان به خودکشی دانش آموز شیرازی به دلیل اخراج از مدرسه به جرم بردن تلفن همراه به مدرسه اشاره کرد.

بر اساس تحلیلى که سازمان بهداشت جهانى در مورد بیلان خودکشى از ایران ارائه داده، ایران جزو کشورهاى در بدو ورود به مرحله صنعتى شدن است که در جدا شدن و بریدن از سنت‌ها و بافت سنتى و در ورود به جهان صنعتى دچار دوگانگى و تضاد فرهنگى و اجتماعى و اقتصادی گردیده است. این دوران گذار به دلیل ایجاد تضادهاى شدید بین باورها و واقعیت‌ها، انگیزه خودکشى را در افراد زیاد کرده است و به همین دلیل آمار خودکشى در ایران بالا است!
دکتر عباس محمد اصل خودکشى را عملى تعمدى براى نابودى فرد می‌داند و آن را در سه سطح کلان، میانه و خرد بررسى می‌کند.

دکتر عباس محمدی اصل

دکتر عباس محمدی اصل

 

سطح کلان: از سویى ضعف هنجارها و درهم ریختگى ارزشى و از سوى دیگر فقدان حمایت‌های مدنى از فردیت رو به رشد شخص، موجب بروز خودکشى می‌شود.

سطح میانه : فقدان تناسب میان فردیت افراد با هنجارهاى اجتماعى و تضاد نمادهاى معرفتى الگوهاى جدید با ذهنیت و باورهاى افراد که به دلیل وجود مدیریت ناکار آمد در سطح جامعه به وجود می‌آید.

سطح خرد: مجموع این عوامل موجب بروز یک کنش اعتراضى می‌شود که فرد طى آن تلاش در آسیب رساندن به خود یا جامعه را دارد.

در بررسی آمار تعداد افرادی که اقدام به خودکشی کرده و افراد فوت به ضعف در عملکرد پیشگیری و اقدامات حمایتی پی می‌بریم. نزدیک به نیمی از کسانی که اقدام به خودکشی می‌نمایند جان خود را از دست می‌دهند، این در حالی است که در برخی کشورها از هر ۸ -۲۰ نفر که اقدام به خودکشی می‌نمایند فقط یک نفر جان خود را از دست می‌دهد.