Tag Archive: با فردی که قصد خودکشی دارد چه باید کرد؟

با فردی که قصد خودکشی دارد چه باید کرد؟ در جواب باید گفت: جلوگیری از خودکشی دیگران بستگی به شرایط فرد متمایل به خودکشی دارد اما به طور کلی اولین اقدام برای پیشگیری از خودکشیِ شخص، گوش دادن به صحبت های فرد متمایل به خودکشی بدون قضاوت و نصیحت کردن است و در قدم بعدی مجاب کردن فرد برای مراجعه به روانپزشک یا روانشناس می باشد.
با فردی که قصد خودکشی دارد چه باید کرد؟
خیلی‌ها معتقدند کسی که قصد کرده خودش را بکشد، هیچ چیزی جلودارش نیست. اما همین که شخص، زنده است و نفس می‌کشد، ثابت می‌کند که بخشی از وجودش خواستار ادامه‌ی زندگی است. فردی که به خودکشی فکر می‌کند، آدم سردرگمی است که بخشی از وجودش خواستار ادامه‌ی زندگی و بخش دیگری از وجودش خواستار مرگ و پایان دادن به مشکلات است.

فردی که از تمایلات خودکشی‌گرایانه‌اش صحبت می‌کند، در واقع از جانب آن بخشی از وجودش وارد صحبت شده که خواستار ادامه‌ی زندگی است. وقتی چنین فردی به سراغ‌تان می‌آید، احتمالا فکر کرده که بیشتر از سایرین نگرانش هستید و خوب می‌دانید چطور کمکش کنید تا با ناکامی‌ها کنار بیاید. یادتان باشد که چنین فردی فکر می‌کند محرم اسرارش خواهید بود. مهم نیست که محتوای کلام و رفتار این آدم چقدر منفی و نا‌امیدکننده است، همین که چنین فردی به سراغ‌تان آمده حرکت امیدبخشی است و نشان می‌دهد که نسبت به شخص شما نظر مثبت دارد.

بحران خودکشی

خصوصیت مشترك مابین افرادی كه در بحران خودکشی به سر می برند داشتن این باور است كه خودكشی تنها راه حل غلبه بر احساسات غیر قابل تحمل است .كشش خودكشی دراین است كه نهایتا به این احساسات غیرقابل تحمل خاتمه می دهد.

بحران خودکشی و زمینه ها

در تراژدی خودكشی ،آشفتگی ومشكلات عاطفی به حدی شدید می گردند كه فرد را دریافتن راه های مختلف حل مشكل خود ناتوان می سازند. درحالی كه راه حل‌های دیگری نیز وجود دارند.
همه ما درطول زندگی احساس تنهائی ،افسردگی ،بی كسی و ناامیدی را تجربه می كنیم . مرگ یكی از اعضای خانواده و شكست دربرقراری ارتباط از جمله مواردی هستند كه اعتماد به نفس ما را تحت تأثیر قرارداده احساس بی ارزشی را در ما بوجود می آورند.

ورشكستگی‌های اقتصادی نیز از جمله مشكلات عمده‌ای هستند كه بعضی از ما در طول زندگی كم و بیش با آن مواجه می‌گردیم. از آنجائی كه ساختار هیجانی هر شخص منحصر به فرد می باشد هركدام ازما در شرایط مختلف پاسخهای متفاوتی می‌دهیم .

شناسائی نشانه های بحران خودکشی

درتشخیص این كه آیا واقعا فردی در بحران خودکشی به سر می برد، لازم است این موقعیت بحرانی ،از دید فرد مورد ارزیابی قرارگیرد، چرا كه ممكن است موضوعی كه از دید شما از اهمیت كمی برخوردار است بنظر شخص دیگر بسیار مهم باشد ویا واقعه ای كه شما برای آن اهمیتی قائل نمی‌شوید برای شخص دیگر بسیار ناراحت كننده و مهم تلقی گردد.
بدون توجه به ماهیت بحران خودکشی،اگر كسی احساس می كند كه دیگر تحمل مشكلات را ندارد خطر اقدام به خودكشی ،به عنوان راه حل جذاب برای وی وجود دارد.
● علائم خطر
حداقل ۷۰ درصد كسانی كه اقدام به خودكشی می‌كنند قبل از اقدام ،به گونه‌ای قصد خودشان را نشان می‌دهند .آگاهی از این نشانه‌ها و حاد بودن مشكلات فرد میتواند در پیشگیری از چنین تراژدیهایی كمك كننده باشد. اگر شما فردی را می شناسید كه در برقراری یك ارتباط هدفمند ویا رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده درموقعیت پراسترسی قرار دارد و یا حتی به دلیل شكست درامتحان دچار مشكل می‌باشد لازم است درصدد یافتن سایر علائم بحران برآئید.
بسیاری از افراد غالبا با ابراز جملاتی همچون

” دلم می خواهد خودم را بكشم ”

یا ” نمی دانم چه مدت دیگر می توانم این فشارها ومشكلات را تحمل كنم ”

یا اینكه “من قرص‌هایم را برای روزی نگهداشته‌ام كه كارها واقعا بدتر گردد”

یا” اخیرا طوری رانندگی می كنم گوئی واقعا برایم اهمیت ندارد چه اتفاقی برایم پیش بیاید.”

دیگران را مستقیما از برنامه خودكشی خود مطلع میگردانند.

بطور كلی وجود احساس افسردگی ، ابراز درماندگی ،تنهایی و ناامیدی شدید می تواند بیانگر افكار منجر به خودكشی درفرد باشد.

گوش دادن به صحبتهای فرد كه نشانهٔ درخواست كمك از طرف اوست حائز اهمیت بسیاری است چرا كه معمولا این گونه صحبتها تلاش نا امیدانه فرد جهت برقراری ارتباط ، دریافت كمك و درك مشكلاتش توسط دیگران می باشد.

بحران خودکشی

بحران خودکشی

بیشتر اوقات دررفتار بیرونی افرادی كه به فكر خودكشی می افتند تغییراتی دیده می‌شود آنها ممكن است با بخشیدن اموال قیمتی خود و مرتب كردن كارهایشان خود را برای مرگ آماده كنند .آنها همچنین ممكن است از اطرافیان خود كناره گیری نموده الگوی خواب و خوراك خود را تغییر دهند ویا علاقه‌أشان را نسبت به فعالیتها یا ارتباطات گذشته‌اشان از دست بدهند.
چنین تغییرات ناگهانی و شدید می تواند به عنوان زنگ خطر تلقی گردد چرا كه با این تغییرات فرد خود را درموقعیتی می بیند كه بزودی مشكلاتش تمام خواهد شد و به آرامش دست خواهد یافت .

باورهای غلط و حقایقی راجع به خودكشی

▪ باور غلط : فرد باید دیوانه باشد كه حتی فكر خودكشی به سرش بزند .
▪ حقیقت : بیشتر مردم گاهگاهی درطول زندگی خود درمورد خودكشی فكر كرده‌اند. بسیاری از افرادی كه خودكشی می‌كنند ویا اقدام به خودكشی حقیقت : اغلب مواقع عكس قضیه درست است ،كسانی كه اقدام‌های قبلی خودكشی داشته‌اند بیشتر در معرض خطر خودكشی قرار دارند.برای بعضی از این افراد، خودكشی دردفعات دوم و سوم آسانتر می‌باشد.
▪ باور غلط :كسانی كه قصد جدی خودكشی دارند هیچ كاری را نمی‌توان برای آنها انجام داد .
▪ حقیقت :بیشتر بحرانهای منجر به خودكشی ،محدود به زمان بوده و براساس افكار مبهم صورت گر فته‌لند .كسانی كه اقدام به خودكشی می‌كنند به نحوی قصد فرار از مشكلات را دارند .درحالی كه آنها می‌باید مستقیما با مشكلات برخورد نموده تا بتوانند راه حلهای دیگری را بیابند .راه حلهایی كه با كمك افراد علاقمند به آنها درطول بحران مطرح شده و با حمایت آنها این افراد قادر خواهند بود دقیق تر راجع به مسائل فكر كنند.
▪ باور غلط: صحبت راجع به خودكشی می تواند ایده خودكشی را در فرد بوجود آورد.
▪ حقیقت :بحران و آشفتگی‌های هیجانی ناشی از آن ،فكر راجع به خودكشی را در ذهن فرد مستعد ایجاد نموده است .علاقمندی وصحبت مستقیم راجع به خودكشی ،این اجازه را به فرد می‌دهد فشار یا ناراحتی صحبت دربارهٔ مشكلات خود را تجربه نماید كه این امر می‌تواند منجر به كاهش اضطراب در وی گردد.این گونه صحبتها همچنین باعث می‌شود فردی كه قصد خودكشی دارد كمتر احساس تنهایی یا انزوا داشته واحتمالا برای وی تسكین دهنده نیز باشد.

چگونه میتوان به فردی كه در بحران خودکشی است كمك نمود

اغلب خودكشی ها را می توان با اقدام‌های بجا و مناسب در مورد افراد در معرض بحران پیشگیری نمود. اگر فردی راكه قصد خودكشی دارد می شناسید لازم است اقدامات زیر را انجام دهید :
▪ خونسرد باشید:دربیشتر موارد عجله‌ای دركار نیست .بنشینید و واقعا به صحبتهای فرد گوش فرا دهید وضمن درك،حمایتهای عاطفی خود را در مورد وی اعمال نمائید.
▪ بطور مستقیم راجع به خودكشی بحث نمائید. بیشتر افراد راجع به مرگ و مردن احساسات مبهمی داشته و آماده دریافت هرنوع كمكی هستند . از صحبت یا سؤال مستقیم راجع به خودكشی ،ترس و وحشتی بخود راه ندهید.
▪ فرد را به استفاده از روش‌های حل مسئله و اقدامات مثبت تشویق وترغیب نمائید بخاطر داشته باشید فردی كه در موقعیت بحران عاطفی قرار دارد نمی تواند منطقی ودقیق فكر كند. اورا از هر گونه اقدام جدی و تصمیمات غیر قابل برگشت درموقعیت بحران باز دارید و راجع به تغییرات مثبتی كه امید به زندگی را در وی افزایش می دهد بحث وگفتگو نمائید.
▪ از دیگر افراد كمك بگیرید.علیرغم اینكه شما قصد كمك را دارید،سعی نكنید با ایفای نقش مشاور تمام مسئولیت را خود برعهده بگیرید .درجستجوی افرادی كه بتوانند در زمینه‌های تخصصی به شما كمك كنند برآیید ،حتی اگر به قیمت از بین رفتن اعتماد او به شما شود.اجازه دهید فرد مشكل دار بفهمد كه شما برای وی اهمیت قائلید و نسبت به او چنان علاقمندید كه قصد گرفتن كمك از دیگران جهت رفع مشكلات وی را دارید.

اطلاعات ارائه شده را می توان چنین خلاصه نمودكه

بحران خودكشی موقتی است .غیر قابل تحمل ترین دردها و ناراحتی ها نیز می توانند تحمل گردند .كمك همیشه در دسترس شماست .
▪افراد با هوشی بوده‌اند كه در موقعیت بحران ، انتظار بیش از حدی از خود داشته و موقتا دچار آشفتگی و پریشانی احوال شده‌اند .
▪ باور غلط : كسانی كه یك بار اقدام جدی برای خودكشی داشته‌اند رغبتی برای اقدام مجدد ندارند .

دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری

علل خودکشی در نوجوانان و جوانان

علل خودکشی در نوجوانان و جوانان که به حیات خود خاتمه میدهند و یا قصد خودکشی دارند احساس طرد شدن، صدمه دیدن، باختن و یا بی ارزش بودن را شامل می شود.

امروزه علل خودکشی نوجوانان و جوانان از جمله بحرانی ترین مشکلات جوامع صنعتی به شمار می آید و هر خانواده ای باید از علل دست زدن جوانان به این عمل آگاه بوده و زمینه های بروز آن را بشناسد تا بتواند در کاهش احتمال بروز این بحران در میان نسل جوان بکاهد.

بررسی علل خودکشی در نوجوانان و جوانان

بررسی ها نشان می دهد بعد از مصاحبه با نوجوانانی که قصد خودکشی داشته و یا حداقل یکبار به آن دست زده بودند اکثرشان اقرار کردند که علت اقدامشان به این کار فرار از موقعیتی بود که در آن قرار داشتند و یا توانائی تحمل وضعیت موجود را نداشتند.

علل خودکشی در نوجوانان و جوانان

علل خودکشی در نوجوانان و جوانان

اما جالب است بدانیم که این افراد به آن میزان که خواستار فرار از موقعیت بحرانی خود بودند خواستار مرگ و خودکشی نبودند و در آن لحظات راهی غیر از خودکشی نیافته بودند.
بسیاری از افرادی که به حیات خود خاتمه میدهند و یا قصد خودکشی دارند احساس طرد شدن، صدمه دیدن، باختن و یا بی ارزش بودن میکنند.
عده ای نگرانند که سبب نا امیدی سایر افراد خانواده شده اند و جمعی نیز احساس عدم پذیرش از طرف اطرافیان دارند و تصور میکنند که به دیگران تحمیل شده اند.
همه ما در دورانی از زندگی در اثر مشکلات و احساسات شکست خورده خود بسیار آسیب پذیر هستیم.
در اینگونه مواقع بسیاری از ما راهی برای برون رفت از مشکلات پیدا کرده و با عزمی استوار و امید سعی به بر طرف کردن آنان میکنیم.
حال این سئوال باقی می ماند که به چه علت عده ای اقدام به خودکشی می کنند؟ جواب این مسئله اینست که این عده از افسردگی نیز رنج می برند.

 افسردگی ای که موجب خودکشی می شود

افسردگی سبب میشود که افراد به ناکامی های خود، مسائل نا امید کننده و نقاط منفی موقعیتهائی که درآن قرار گرفته اند تمرکز کنند و توانایی های خود را برای حل مشکلات بسیار کوچک شمارند.
فردی که افسردگی شدید دارد قادر به دیدن نکات مثبت زندگی خود نیست و به خود باورانده است که او هرگز نمیتواند و قادر نیست که رنگ خوشبختی و سعادت را ببیند.
افسردگی تا اندازه ای افکار او را تحت تاثیر قرار میدهد که او راهی برای رفع مشکلات خود نمیبیند و در این حالت است که افسردگی مانند یک فیلتر بر افکارعمل کرده و انسان را از مسیر زندگی منحرف میکند و بدین علت است که این افراد تشخیص نمیدهند که خودکشی تنها راه مقابله با مشکلات مقطعی زندگی نمیباشد.
بسیاری از این افراد از این مساله آگاهی ندارند که افسرده اند و این افسردگی آنان است که مانع از پیدا کردن راه حل برای مقابله با مشکلاتشان می شود نه موقعیتی که در آن قرار گرفته اند.
زمانیکه فرد افسرده تحت معالجات درست و موثر قرار بگیرد از افکار منفی رها شده و میتوانند امید و انرژی و شادمانی خود را دوباره باز یابد، اما در هنگام افسردگی فکر به پایان دادن به زندگی تنها گزینه این فرد است.

روانشناسی و علل خودکشی در نوجوانان و جوانان

بعضی از افراد دارای دوگانگی در افکار و شخصیت خود هستند، این افراد نیز در خطر اقدام به خودکشی قرار دارند، زیرا حالت روانی این افراد بدینگونه است که زمانی دچار افسردگی مفرط بوده و زمانی بیش از حد با انرژی هستند که به این دوگانگی شخصیتی آنها مانیا (mania) و یا مانیک (manic) گفته می شود.
هر دوی این حالات یعنی افسردگی و یا بیش فعالی سبب انحراف افکار آنان می گردد و بر قضاوت و نگرش آنان تاثیر دارد و برای این افراد برون رفت از مشکلات و قضاوت امیدوارانه در مقابله با آنها یک چالش است.
عده ای از افرادی که خودکشی میکنند قصد مردن ندارند اما تنها راهی که برای بیان احساسات خود به اطرافیانشان پیدا میکنند اقدام به این کار است.

علائم خودکشی در نوجوانان و جوانان

خوشبختانه علائمی برای شناسایی حالات افرادی که در سرشان هوای خودکشی را می پرورانند وجود دارد که خانواده ها با آگاهی از آنها و برخورد مناسب با جوانانشان می توانند قبل از اینکه واقعا دیر شود به آنها در رفع مشکلاتشان کمک کنند.

● علائم هشدار دهنده

در اغلب موارد علامات و نشانه هائی وجود دارند که مشخص میکند فرد قصد خودکشی دارد :
۱- صحبت از خودکشی و یا مرگ در حضور دیگران
۲- صحبت از فرار
۳- بخشیدن وسائل و متعلقات خود به دیگران
۴- صحبت از نا امیدی و احساس گناه کردن
۵- علاقه نداشتن به شرکت در فعالیت های مورد علاقه شان
۶- مشکل داشتن در تمرکز در فعالیت های روزانه
۷- تغییرات در عادات غذائی و خواب
۸- دست زدن به اعمال مخرب مانند بریدن یا سوزاندن اعضاء بدن و یا روی آوردن به مواد مخدر

مهمترین عوامل خودکشی در ایران

بررسی علل و عوامل خودکشی در افراد به‌عنوان نشانه‌هائی از عدم احساس امنیت فردی، معضلی اساسی پیش روی بسیاری از کشورهای جهان است.

آمار خودکشی در غرب

در امریکا هر ساله حداقل ۳۰ هزار جوان به‌دلیل آینده نامعلوم و زندگی بی‌هدف، دست به خودکشی می‌زنند و در کشور فرانسه نیز روزانه ۴۳۸ تن به‌دلایل مختلف اقدام به خودکشی می‌کنند.

میزان اقدام به خودکشی در چند کشور اروپائی دیگر از جمله سوئیس و سوئد حدود ۱۸ تا ۲۵ در یکصدهزار و در مجارستان ۵۸ در یکصد هزار تن گزارش شده است.

آمار خودکشی در ایران

هر چند بنا بر اعلام کارشناسان، خودکشی معضل اصلی جامعه ایرانی نیست، اما بررسی آمار خودکشی در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که با آمار فزاینده‌ای در برخی از استان‌ها مواجه هستیم، به‌طوری که طبق نتایج به‌دست آمده از پژوهش‌های صورت گرفته استان ایلام بالاترین آمار اقدام به خودکشی و سمنان پائین‌ترین شاخص اقدام به خودکشی منجر به مرگ را به‌خود اختصاص داده‌اند.

دکتر غنچه راهب، عضو هیئت علمی گروه مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی می‌گوید:

خودکشی به معنای آن است که زندگی برای فرد مشکل‌تر از مرگ جلوه نماید، به‌طور معمول تعداد زنان و دخترانی که دست به خودکشی می‌زنند بیش از پسران است. هر چند خودکشی پسران و مردان بیشتر به نتیجه می‌رسد. آشکارترین دلیل خودکشی احساس ناامیدی و از دست دادن کنترل ذهنی است. در برخی موارد احساس گناه، تنهائی، فقدان حمایت، ضعف روانی، ناتوانی در کنترل فشارهای روانی، رشد نیافتگی و عدم آمادگی برای مقابله با مشکلاتی که پیش روی فرد قرار می‌گیرد، مهمترین دلایلی است که ممکن است او را به فکر یا عمل خودکشی وادار سازد.

مهمترین عوامل خودکشی در ایران

ناامیدی و بی‌پناهی می‌تواند ناشی از شرایط خانواده، مدرسه، همسالان و حتی شکست در عشق باشد. خودکشی نمودار خشم و ناامیدی فردی است که هیچ راه‌حلی را نمی‌شناسد و خود را موجود بی‌مقدار می‌یابد که شایسته زیستن نیست.

در بررسی انگیزه‌های روانشناختی خودکشی می‌توان به عواملی همچون خشم برگشته به‌خود، بهره‌جوئی از دیگران، فریاد برای کمک، روان‌پریشی، واکنش در برابر فقدان‌ها و دشواری‌های زندگی، تقلید و تلقین‌پذیری و از خود بیگانگی اشاره کرد. همچنین افرادی که دست به خودکشی می‌زنند به‌طور معمول مشغولیت‌های ذهنی نسبت به مسئله مرگ و تهدید به خودکشی دارند. در مواردی مشهود است که این افراد دچار علائم افسردگی حاد هستند و یا عادت به استفاده از الکل و موادمخدر داشته‌اند.

مهمترین عوامل خودکشی در ایران از نظر دکتر راهب

دکتر راهب، معتقد است که برای درمان فردی که احتمال دارد دست به خودکشی بزند یا فردی که سابقه خودکشی داشته است باید مورد مراقبت شدید قرار گیرد و همزمان به درمان زمینه‌هائی که منجر به خودکشی می‌شوند اقدام کرد.

در مورد افرادی که از ناامیدی و افسردگی رنج می‌برند باید از درمان‌های حمایتی، شناختی و رفتاری استفاده کرد. همچنین برای درمان افرادی که درگیر مشکلات خانوادگی هستند می‌بایست از خانواده درمانی بهره برد.

اشخاصی که در خطر خودکشی قرار دارند و در برابر اقدامات درمانی مقاومت می‌کنند بایستی زیر نظر روانپزشک و در محیط‌های محافظت شده تحت مراقبت قرار گیرند و در صورت لزوم از داروهای بهبودبخش که زمینه دیگری را برای درمان شناختی، عاطفی و خانوادگی فراهم می‌کنند، استفاده کرد.

مهمترین عوامل خودکشی در ایران از نظر دکتر قاسم زاده

دکتر قاسم‌زاده، روانشناس درباره عوامل گرایش به خودکشی می‌گوید: خودکشی مقوله‌ای است که در بحث افسردگی مورد توجه است.

انواع افسردگی را می‌توان به ساده و ضعیف، متوسط و شدید تقسیم کرد که در درجات افسردگی شدید، فرد با یک تصمیم قبلی اقدام به خودکشی می‌کند. در نوعی از خودکشی که ما از آن در عرف به جنون آنی یاد می‌کنیم، فرد دچار استرس ناگهانی و شدید می‌شود که حتماً زمینه‌های قبلی نیز وجود دارد.

در نوع دیگری از خودکشی که بیشتر حالت نمایشی دارد، فرد اغلب به دنبال کسب محبت، جلب توجه و امتیاز گرفتن از اطرافیان است. حتی در این مورد نیز باید فوریت‌های اورژانسی و روان‌شناختی را جدی بگیریم.

مهمترین عوامل خودکشی در ایران از نظر دکتر امان‌الله قرائی‌مقدم

دکتر امان‌الله قرائی‌مقدم جامعه‌شناس در مورد عوامل مؤثر بر خودکشی می‌گوید: بررسی‌های انجام شده در ۳۳ شهر نشانگر آن است که اولین عامل مؤثر در خودکشی، عوامل خانوادگی اعم از ازدواج‌های اجباری، تهمت و افترا، بدرفتاری والدین با فرزندان به‌خصوص دختران به شمار می‌رود. دومین عامل، مشکلات اقتصادی است و پس از آن اعتیاد، فقر، طلاق، ناعدالتی‌های اجتماعی، مردود شدن در کنکور و… زمینه‌های خودکشی را در جامعه فراهم می‌آورند.

همچنین بی‌توجهی والدین به نیازهای جوانان و نوجوانان ممکن است در اقدام به خودکشی آنان موثر باشد. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد کاهش روابط عاطفی، دگرگونی سیستم ارزش‌ها و تغییر و تحولات شرایط اجتماعی از علل اصلی افزایش خودکشی به شمار می‌روند. در حالی‌که کارشناسان، ”افسردگی“ را اصلی‌ترین عامل خودکشی می‌دانند، اما در برخی استان‌ها ”اختلالات خانوادگی“ مهمترین عامل ذکر شده است.

افزایش خودکشی در میان جوانان حاکی از آن است که دارای شخصیت منفعل و آسیب‌پذیر هستند، بیشتر از دیگران دست به خودکشی می‌زنند.

زمان اقدام به خودکشی

در واقع خودکشی زمانی رخ می‌ٔهد که فرد در لحظات بحرانی زندگی‌اش، خود را تنها و بدون حامی احساس می‌کند و چون تحمل شکست‌ها و ناکامی‌ها را ندارد، با از دست دادن انگیزه‌های حیاتی و امید به زندگی، مرگ را به‌عنوان آخرین گزینه انتخاب می‌کند.

تقریباً هیچ جامعه‌ای را نمی‌توان یافت که اقدام به خودکشی در آن به وقوع نپیوندند. راه‌های اقدام به خودکشی موفق تا حدودی متفاوت است، به‌عنوان مثال ثابت شده که خودکشی‌های جدی و مصمم ـ که معمولاً از روش‌های جدی و خشونت‌آمیز مثل پرت کردن از ساختمان‌های مرتفع، پریدن زیر قطار، حلق‌آویز کردن، بریدن رگ یا استفاده از گلوله و… صورت می‌گیرد ـ اغلب در مردها و در سنین بالا و با موفقیت به وقوع می‌پیوندند.

مهمترین عوامل خودکشی در ایران

مهمترین عوامل خودکشی در ایران

از سوی دیگر اقدام به خودکشی به شیوه تهدید‌آمیز یا نمایشی و با استفاده از روش‌های کم‌خطرتر مانند مصرف دارو، بیشتر در زنان و در سنین جوانی شایع است و کمتر منجر به مرگ می‌شود.

راهکارهای مقابله با خودکشی

بهترین راه‌حل این است که والدین به فرزندانشان مهارت‌های زندگی اجتماعی و مهارت‌های تصمیم‌گیری در برابر مشکلات را بیاموزند و به آنان آموزش دهند که برای حل یک مشکل، راە‌های متعددی وجود دارد که می‌توانند بهترین راه‌حل را انتخاب کنند. همچنین راه‌اندازی کلینیک‌های بهداشتی ـ روانی و تقویت آنها برای آموزش شهروندان در زمینه نوع برقراری ارتباط با دیگران می‌تواند در جهت کاهش آمار این معضل یاری‌رسان باشد.

این در حالی است که هنوز مسئولان در پی چاره‌اندیشی در خصوص پیشگیری از وقوع خودکشی به‌طور منسجم برنیامده‌اند. به‌طوری‌که طرح این پرسش همچنان به اعلام راهکارهای مشاوره‌ای ختم می‌شود، بی‌آنکه به‌صورت منسجم برای آن برنامه‌ریزی صورت بگیرد.
سارا قاسمی

ده چیزی که نباید به فردی که قصد خودکشی دارد بگویید

قصد خودکشی دارم .” شنیدن این ۴ کلمه از کسی که قصد خودکشی دارد شوکه‌کننده است. این فکر به ذهن‌تان می‌آید که چگونه به این فکر افتاده است که خودش را بکشد؟ و آیا این قصد یا تصمیم را عملی خواهد کرد؟
اما شما باید در مواجه با این فرد “ده چیزی که نباید به فردی که قصد خودکشی دارد بگویید” را رعایت کنید.

قصد خودکشی

درست است که شنیدن این کلمات برای شما ناخوشایند است، اما عزیزتان یک هدیه به شما داده‌است. او شما را به حریم خود راه داده‌است. این فرد با گفتن این‌که می‌خواهد بمیرد، به شما فرصتی می‌دهد تا به او کمک کنید.

ده چیزی که نباید به فردی که قصد خودکشی دارد بگویید

چیزی که بعد از شنیدن این جمله و قصد خودکشی یک نفر می‌گویید خیلی مهم است. این می‌تواند باعث شود دوست یا عضو خانواده‌تان شما را بیش‌تر به حریم خود راه بدهد- یا کلا در را ببندد. قابل درک است که شما سرشار از هیجان هستید، و ممکن است افکار زیادی داشته‌باشید که بعضی از آنها مثبت هستند و بعضی دیگر نه.

در ادامه ۱۰ واکنش رایج به جمله قصد خودکشی دارم آمده‌است که می‌تواند واقعا زیان‌بار باشد. قبل از هر چیز: یک هشدار: در کل این جملات می‌تواند القاکننده‌ی قضاوت باشد و بیزاری فرد را بیش‌تر کند. اما بسته به شرایط، ممکن است بعضی آدم‌ها حداقل به برخی از این پاسخ‌ها واکنشی مثبت نشان دهند.

۱. “چه طور می‌توانی به خودکشی فکر کنی؟ زندگی تو تا این حد بد نیست.”

شاید زندگی فردی که قصد خودکشی دارد از بیرون “تا این حد بد” به نظر نمی‌رسد. درد زیر این پوسته است. اگر فردی که قصد خودکشی دارد احساس کند کسی او را درک می‌کند، خیلی برایش مفید خواهدبود. چنین جمله‌هایی القاکننده‌ی عدم باور و قضاوت است، نه درک کردن.

۲. “تو نمی‌دانی اگر خودت را بکشی من نابود می‌شوم؟ چه‌طور می‌توانی فکرش را بکنی که چنین آسیبی به من بزنی؟”

عزیز شما به خودی خود حس بدی دارد. انباشتن بار گناه روی شانه‌هایش قرار نیست به او احساس آرامش یا درک شدن بدهد یا او را تشویق کند که بیش‌تر با شما حرف بزند.

۳. “خودکشی خودخواهی است.”

این جمله احساس گناه بیش‌تری را به او القا می‌کند. این‌جا ۲ نکته اهمیت دارد. یکی این‌که بسیاری از آدم‌هایی که به خودکشی فکر می‌کنند، تصور می‌کنند زنده ماندن‌شان باری به دوش خانواده‌شان است. بنابراین، در میان حس درماندگی‌شان، حتی شاید در وضعیت ذهنی بیمارگونه، با رها کردن عزیزان‌شان از این بار به آنها کمک کنند. دوم، آیا در واکنش به دردی مشقت‌بار طبیعی نیست که اول به فکر رهایی خودشان از این رنج باشند؟

۴. “خودکشی کار آدم‌های ضعیف است.”

این جمله حس خجالت را القا می‌کند. هم‌چنین در واقع اصلا منطقی نیست. بیشتر آدم‌ها از مرگ می‌ترسند. هرچند ما تردید داریم که خودکشی را شجاعت یا شهامت تلقی کنیم، اما غلبه بر ترس از مرگ را هم ضعف تلقی نمی‌کنیم.

۵. “منظورت این نیست. تو واقعا نمی‌خواهی بمیری.”

پیام این جمله که اغلب به خاطر اضطراب یا ترس گفته می‌شود، بی‌اعتباری و بی‌اعتنایی فرد است. فرض کنید منظور آن شخص واقعا این است که می‌خواهد بمیرد. اگر به فردی که حقیقتا قصد خودکشی دارد، بی‌اعتنایی کنید خیلی زیان‌بارتر از این است که کسی را که قصد خودکشی ندارد جدی بگیرید. بنابراین چرا همه را جدی نمی‌گیرید؟

۶. “تو چیزهای زیادی داری که به خاطرشان زندگی کنی.”

در بعضی شرایط ممکن است این نوع جملات یادآور تسکین‌بخشِ وفور نعمت و امید باشد. اما برای بسیاری از آدم‌ها که به خودکشی فکر می‌کنند و اصلا احساس نمی‌کنند چیزی زیادی برای زندگی کردن دارند، این گفته می‌تواند عدم درک بسیار عمیقی را انتقال دهد.

۷. “اوضاع می‌توانست بدتر از این باشد.”

بله اوضاع می‌توانست بدتر از این باشد، اما دانستن آن هیچ خوشی یا امیدی را القا نمی‌کند. مابرای مقایسه، ۲ فرد را تصور می‌کنیم که چاقوخورده‌اند، یکی در قفسه‌ی سینه و دیگری در پا. چاقو خوردن در قفسه‌ی سینه خیلی بدتر است، اما به هر حال، تصور آن درد فردی را که پایش چاقو خورده‌است رفع نمی‌کند. این درد هم‌چنان رنج‌آور است. خیلی زیاد. بنابراین آدم‌هایی که به خودکشی فکر می‌کنند، حتی اگر چیزهای خوب زیادی برایشان وجود داشته‌باشد، حتی اگر زندگی‌شان می‌توانست خیلی بدتر باشد، باز هم اوضاعی را تجربه می‌کنند که ظاهرا غیرقابل تحمل است و باعث شده‌است بخواهند بمیرند.

۸. “آدم‌های دیگر مشکلاتی بدتر از تو دارند و نمی‌خواهند بمیرند.”

این حقیقت دارد، و ممکن است عزیزتان قبلا با شرمساری به این موضوع فکر کرده‌باشد. آدم‌هایی که می‌خواهند بمیرند اغلب خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند و به این نتیجه می‌رسند. حتی ممکن است احساس نقص یا فروپاشی بکنند. مقایسه‌ی او با کسانی که بهتر با مشکلات کنار می‌پایند ممکن است فقط حس محکوم کردن خود را در او تشدید کند.

۹. “خودکشی راه‌حلی دائمی به یک مشکل موقت است.”

ما آدم‌ها، به‌ویژه نوجوانانی را می‌شناسیم که این جمله برایشان بی‌نهایت مفید بوده‌است. این جمله با آنها حرف می‌زند. اما در عین حال این پیام را منتقل می‌کند که مشکلات یک فرد موقتی است، در حالی که ممکن است این‌طور نباشد. در چنین اوضاعی، یک هدف واقع‌گرایانه برای آن فرد می‌تواند این باشد که یاد بگیرد با مشکلات کنار بیاید و با وجود آنها زندگی معناداری داشته‌باشد. مشکل دیگر چنین جمله‌ای پیامی است که القا می‌کند: خودکشی یک راه‌حل است –بله یک راه‌حل دائمی. ما توصیه می‌کنیم حداقل کلمه‌ی “راه‌حل” را با “اقدام” یا “کنش” عوض کنید، فقط برای این‌که که این ایده‌ی راه‌حل بودن خودکشی را تقویت نکنید.

۱۰. “اگر در اثر خودکشی بمیری به جهنم خواهی‌رفت.”

احتمالا عزیزتان قبلا درباره‌ی چنین امکانی فکر کرده‌است. شاید او به جهنم اعتقاد ندارد. شاید اعتقاد دارد خدایی که او را می‌پرستد گناه خودکشی‌اش را خواهدبخشید. به هر حال آرزوی مرگ در او باقی می‌ماند. گفتن این‌که به جهنم خواهدرفت می‌تواند احساس بیگانگی را در او تشدید کند.

یک بار دیگر می‌گوییم، ممکن است همه‌ی افکار بالا به ذهن‌تان برسد یا اصلا هیچ‌کدام‌شان به فکرتان نیاید. معنی‌اش این نیست که شما اشتباه کرده‌اید یا به خاطر این‌که چنین واکنشی نشان داده‌اید بد هستید.

به هر حال شما انسان هستید. ممکن است احساس خشم، رنجش، یا خیانت کنید. شما نمی‌توانید افکار و احساساتی را که به شما هجوم می‌آورد کنترل کنید. فقط می‌توانید آن‌چه را در واکنش به این افکار و احساسات می‌گویید یا کاری را که انجام می‌دهید کنترل کنید.

وقتی فردی افکار مرتبط با قصد خودکشی را برای شما افشا می‌کند، حرف‌ها و رفتارتان می‌تواند به او کمک کند کم‌تر احساس تنهایی کند و در نتیجه، امیدوارتر شود. سوال‌های خوبی که می‌توانید از خودتان بپرسید این است: “آن‌چه من می‌خواهم بگویم چه کمکی به این فرد می‌کند؟ چه آسیبی به او می‌زند؟”

پاسخ شما به این سوال‌ها می‌تواند به معنی این تفاوت باشد که فرد احساس کند درباره‌اش قضاوت شده‌است و حتی بیش‌تر احساس تنهایی کند – یا احساس پذیرش و درک شدن بکند.

اگر قبلا حرفی زده‌اید چه باید بکنید؟

ما گمان کردیم اگر این مقاله را همین‌جا تمام کنیم، از آدم‌هایی که قبلا به شیوه‌هایی نه چندان مفید یا هم‌دلانه به این خبر واکنش نشان داده‌اند، ایمیل‌های دیوانه‌واری دریافت خواهیم‌کرد. شاید وقتی دوست یا عضو خانواده‌شان اظهار کرده‌است که می‌خواهد بمیرد، ترس و اضطراب‌شان فوران کرده‌باشد.

این ترس و اضطراب قابل درک است. همان‌‌طور که واکنش‌های بالا قابل درک است. اما وقتی حرف گفته‌شده قابل بازگشت نیست چه باید کرد؟

می‌خواهید بدانید توصیه‌ی ما چیست؟ دوباره پیش آن فرد بروید و بگویید متوجه شده‌اید پاسخ مفید و درستی به او نداده‌اید، بگویید از تصور خودکشی و مردن او ترسیده‌اید، اما می‌خواهید ترس‌هایتان را کنار بگذارید و آرزوی مرگ او را بهتر درک کنید تا بتوانید گوشی شنوا باشید، شریکی در دشواری‌هایش باشید، هم‌پیمانی باشید که می‌خواهد کمک کند او کم‌تر احساس تنهایی و ناامیدی کند.

و سپس پرسیدن مهم‌ترین سوال می‌تواند مفید باشد:

“چگونه می‌توانم کمکت کنم؟”

منبع:

https://www.speakingofsuicide.com/

دوره های بهبود شخصی

حرفه‌ی پزشکی احتمالاً در خصوص اینکه دوره های بهبود شخصی برای فردی که تمایل به خودکشی دارد ممکن است سودمند باشد با دیده‌ی تحقیر نگاه می‌کند . اما در حقیقت بعضی افرادی که این صفحه را می‌خوانند تا کنون روان درمانی یا دارو درمانی را امتحان کرده‌اند و با این وجود هنوز هم به خودکشی تمایل دارند. آن‌ها احتمالاً به دنبال چیزی جایگزین هستند تا تأثیر فوری بر بهتر شدن حالشان داشته باشد.

دوره های بهبود شخصی

فهرست محتوا

تجربه شخصی در مورد دوره های بهبود شخصی

تجربه‌های شخصی از دوره های بهبود شخصی خوب بوده است که بعضاً تأثیر مادام‌العمر داشته‌اند و بعضی دیگر شاید تأثیر کوتاه مدت داشته‌اند. اما حتی اگر این تأثیر کوتاه مدت باشد، ممکن است ناراحتی کنونی شما را مرتفع کنند و شما را قادر سازند تا زندگی شادتری را شروع کنید.

لیست ذیل به هیچ وجه یک لیست کامل از دوره‌های پیشرفت شخصی نیست. شاید صدها دوره‌ی بهبود شخصی وجود داشته باشد. با این حال ما تعدادی از دوره‌هایی که در خصوص آن شنیده‌ایم را لیست کرده‌ایم. فرایند هافمن و تونی رابینز احتمالاً معروف‌ترین این دوره‌ها می‌باشند و هردو شهرت خوبی دارند که در بسیاری از کشورها قابل دسترس هستند. بر روی فرایند هافمن به خصوص تعدادی مطالعات تحقیقاتی انجام پذیرفته است که نتایج بسیار مثبتی نشان داده است.

توصیه ما در مورد دوره های بهبود شخصی

به خاطر بسپارید که هر مقدار پولی که داشته باشید برای شما مفید نخواهد بود اگر بخواهید خود را بکشید، بنابراین چنین دوره‌هایی که شاید هزینه‌ی بالایی داشته باشند اما تاثیرات بلندمدتی بر قابلیت شما برای شاد زندگی کردن داشته باشد، ارزش دارد .

این فیلم را تماشا کنید( دوره های بهبود شخصی )

بله، قبل از اینکه حتی بخواهید از روش‌های سنتی برای بهتر شدن حالتان استفاده کنید، بهتر است این فیلم کوتاه (50 دقیقه‌ای) را تماشا کنید. اصرار می‌کنم که بروید و فیلم پسری که پوستش کنده می‌شود (لینک یوتیوب)در مورد زندگی جانی کندی را ببینید.

جانی در سال 2003 در سن 36 سالگی مرد. او یک بیماری ژنتیک حاد به نام اپیدرمولیز بولوزای دیستروفیک داشت که به این معنی بود که واقعاً پوستش با کم‌ترین تماس کنده می‌شد، و بدنش را با زخم‌های به شدت دردناک می‌پوشاند که در نهایت منجر به سرطان پوست می‌شد. به نظر می‌رسد این فیلم به سختی بتواند حال شما را بهتر کند…

توضیح فیلم پسری که پوستش کنده می‌شود

جانی در ماه آخر زندگی‌اش تصمیم گرفت با کارگردانی به نام پاتریک کالرتون کار کند تا زندگی و مرگش به صورت یک فیلم مستند درآید و نتیجه یک فیلم شد که در سال 2004 به نمایش درآمد که یک فیلم فاخر، درگیرکننده و داستانی شادی آور از یک مرد است. فیلم از واقعیت تلخ بیماری اپیدرمولیز بولوزا فرار نمی‌کند، و همچنین این فیلم نوعی تجلیل از زندگی در کمال خود است. با دیدن اینکه این مرد جوان چگونه شجاعانه خود را نشان می‌دهد و او چگونه ترتیبی می‌بیند تا با زندگی خود به رغم تمام رنجی که می‌کشد کنار بیاید، امیدوارم که شما با الهام بگیرید و مشکلات فعلی خود را در پرتویی دیگر بنگرید.

آنتونی رابینز و دوره های بهبود شخصی

آنتونی رابینز احتمالاً مشهورترین نویسنده و سخنران دوره‌های پیشرفت شخصی در جهان است. هدف او کمک به افراد در تغییر شکل کیفی زندگی‌شان است و هزاران نفر در سمینارهای او شرکت می‌کنند، یا کتاب‌های او را می‌خرند و به سی دی‌های او گوش می‌دهند.

آنتونی رابینز

آنتونی رابینز

آنتونی رابینز به بیش از 500 شرکت، پزشکان مشهور جهانی، افسانه‌های برنامه‌های سرگرمی، و قهرمانان ورزشی و تیم‌ها شامل قهرمانان ان بی ای آنتونیو اسپورس، قهرمانان تنیس اندری آغاسی و سرینا ویلیامز و قهرمان گلف گرگ نرمن مشاوره و راهنمایی می‌دهد.

تعریف یک زندگی خارق‌العاده چیست؟

به اندازه‌ی تعداد انسان‌های روی زمین زندگی خارق‌العاده وجود دارد. برای بعضی شاید بدست آوردن 5 میلیون دلار باشد. برای بعضی بدست آوردن 5 میلیون دلار و دادن آن به خیریه باشد. برای بعضی شاید فقط همسر یا مادر خوبی بودن باشد.

تعریف افراد از زندگی خارق‌العاده هرچه باشد، آن‌ها شایسته‌ی موفقیت هستند، حال در هر جهتی که می‌خواهند در زندگی پیش بگیرند. چالش این است که در جهان پیچیده‌ی امروز،راه موفقیت در امور آنقدر ساده است که گاهی به سادگی آنچه واقعاً می‌خواهیم را فراموش می‌کنیم و تمرکز خود را از دست می‌دهیم.

توصیه آنتونی رابینز

آنتونی رابینز اعتقاد دارد که برای بدست آوردن یک زندگی خارق‌العاده (زندگی‌ای که با شادی، موفقیت نهایی و رضایت خاطر همراه باشد)، ضروری است که افراد در محیط‌هایی از زندگی خود که برایشان بااهمیت ترین است پیشرفت کنند. آنتونی رابینز یک سیستم منحصر به فرد برای هرکسی که می‌خواهد زندگی خود را به قدم بعدی برساند کشف و اصلاح کرده است و آن شامل سه محیط اصلی می‌شود: 1. بدست آوردن تمرکز و وضوح 2. بدست آوردن بهترین ابزار برای حصول نتیجه و 3. باز کردن قفل آن چیزی که مانع شما می‌شود.

دوره های آنتونی رابینز در مورد دوره های بهبود شخصی

آنتونی رابینز یک دوره به نام «رها سازی قدرت درون» دارد که البته فقط یک یا دو بار در سال برگزار می‌شود. او دوره‌های دیگری نیز برگزار می‌کند که تا حدودی گران‌تر هستند. او کتاب‌ها، و مجموعه سی دی‌هایی دارد که می‌توان آن‌ها را به سادگی خرید. سی دی‌ها خصوصاً برای گوش دادن ساده هستند و می‌توانند بسیار موثر باشند.

تمام کارهای او شهرت خوبی دارند. او از برنامه ریزی‌های عصبی زبانی (NLP) و تکنیک‌های مربی گری زیادی استفاده می‌کند، و با قدرت زیادی آن‌ها را تحویل می‌دهد. بسیاری از افراد گفته‌اند که با شرکت در یکی از سمینارهای او زندگی‌شان متحول شده است.

برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به: www.tonyrobbins.com.

مدیتیشن و ریلکسیشن (مراقبه و تمدید اعصاب) به عنوان دوره های بهبود شخصی

بسیاری از افراد در خصوص مراقبه به عنوان یک روش درمانی برای فکر یا هوس به خودکشی مطلب نوشته‌اند. ممکن است بیش از اندازه ساده به نظر برسد اما در صورت استفاده از آنها در کنار سایر اشکال کمکی که در بخش آدرس دهی به مشکلات اشاره شده، ممکن است بسیار قدرتمند باشد. کتاب جان کابات زین ،زندگی فاجعه بار، به عنوان یک کتاب راهنما برای استفاده از مراقبه و آگاهی ذهنی کامل برای کاهش استرس استفاده شده است.

مدیتیشن و ریلکسیشن

مدیتیشن و ریلکسیشن

ایده‌ی اصلی مراقبه همچون یوگا

ایده‌ی اصلی مراقبه همچون یوگا رها ساختن تمام افکار منفی و شروع بر روی زمان حال است. انواع مختلفی از مراقبه وجود دارند که بعضی شمال تمرکز بروی یک شی خاص و سایرین شامل پاک ساختن ذهن و مشاهده‌ی ساده‌ی جریان فکر در ذهن می‌باشند.

یوگا و پیشگیری از خودکشی

یوگا و پیشگیری از خودکشی

تحقیقات بسیاری اثرات مثبت مراقبه را نشان داده‌اند. مراقبه در بسیاری از بیمارستان‌ها به عنوان ابزاری برای کاهش استرس به کار می‌رود. مراقبه همچنین می‌تواند برای افزایش سطح انرژی و تمرکز طی کار و امور روزانه به کار رود.

کلاس‌های مراقبه در بیشتر شهرهای بزرگ موجودند، اما بسیاری از اشکال مراقبه را می‌توان در خانه یاد گرفت و به عنوان یک روش به شدت قابل دسترس به کار برد. بعضی از انواع مراقبه این‌ها هستند:

مراقبه‌ی تعالی بخش

نوعی از مراقبه که در روز دو بار و به مدت 20 دقیقه انجام می‌پذیرد. برای انجام مراقبه‌ی تعالی بخش شما باید چشمان خود را ببندید و اجازه دهید بدن و ذهنتان در حالت روانی آرامش بخش و مسالمت آمیزی تعالی یابد.

کنترل تنفس

مشاهده و آگاه بودن از تنفس طی مراقبه است.

مراقبه‌ی تخلیه‌ی ذهن

احتیاج به صبر و تمرکز بر خالی کردن تمام افکار از ذهن و اجازه دان به ذهن برای استراحت دارد.

مراقبه‌ی گام زدن

حرکت بدنتان و نگه داشتن تمرکز بر چگونگی حرکت بدن است.

مراقبه‌ی آگاهی کامل

تمرکز بر روی آنچه در حال حاضر بر شما رخ می‌دهد و آگاه بودن از جریان فکر و احساسات شما در حال است. شما نباید خود را قضاوت کنید، بلکه باید ذهنتان را بر روی آنچه واقعاً احساس می‌کنید و چرایی آن متمرکز کنید.

مراقبه‌ی ساده‌ی مانترا

تمرکز ذهن شما بر روی صدا است. این مراقبه می‌تواند تکرار یک لفظ برای بارها و بارها باشد یا می‌تواند به سادگی شامل ایجادی نوعی صدا از خودتان یا استادتان باشد.

توصیه آلترناتیو

اگر مراقبه به کار شما نمی‌آید، مفهوم تمدد اعصاب را از دست ندهید، چون افسردگی مکرراً با استرس ، فشار و عصبانیت همراه است. بعضی اوقات فقط ایجاد تعهد برای آرام نشستن برای 10 دقیقه در روز تفاوت زیادی ایجاد می‌کند. اگر سکوت مطلق کار نکرد، پس یک قطعه‌ی آرامش بخش از موسیقی را گوش دهید ، که در حالت ایده آل بی‌کلام باشد چرا که موسیقی باکلام به راحتی ذهن شما را پرت می‌کند. یا موسیقی‌های ریلکسیشن بر روی سی دی یا سایت‌های اینترنتی را امتحان کنید.

شاید اگر زندگی به شما خیلی فشار آورد ، رفتن به تعطیلات،ترجیحاً با کسی برای همنشینی را در نظر بگیرید و فقط مدتی از زندگی مرخصی بگیرید.

یوگا به عنوان دوره های بهبود شخصی

یوگا احتمالاً روش درمانی ای نیست که به شخصه انگیزش‌های خودکشی را از بین ببرد اما با همراهی سایر روش‌ های درمانی می‌تواند بسیار موثر باشد.موضوعی که بسیاری از افرادی در هنگام احساس تمایل به خودکشی احساس می‌کنند ، احساس مملو شدن زندگی از مشکلات است که شامل بسیاری از افکار می‌شود. یوگا با استفاده از حرکت همگام با تنفس و با از بین بردن تمرکز در گفتگوی نفس در یک فرد،قادر است که جریان مداوم تفکرات منفی را نابود سازد . یوگا همچنین تمرین ورزشی خوبی نیز هست.

توضیح

یوگا ممکن است اولین انتخاب فرد نباشد، خصوصاً اگر آن‌ها احساس کنند که چندان انعطاف پذیر نیستند. یوگا در سطوح بسیاری بسیار مفید است. اگر احساس می‌کنید که واقعاً خسته شده‌اید و هیچ انرژی‌ای ندارید، کلاس‌های یوگای مناسبی وجود دارند که بدون تلاش فراوان شما را به حرکت وامی‌دارند . یوگا ورزشی غیر رقابتی است، که برای افرادی با استانداردهای بالا ، غیر رقابت طلب یا کمال گرا مناسب است . یوگا در مورد راه است نه مقصد. و تمرینات تمرکز ذهنی یوگا برای افرادی که افسرده هستند می‌تواند بسیار با ارزش باشد.

کلاس‌های یوگا در بیشتر شهرهای بزرگ وجود دارند. چند نمونه از اساتید و سبک‌های مختلف یوگا را امتحان کنید

ورزش و سرگرمی به عنوان دوره های بهبود شخصی

مقالات و تحقیقات بسیار زیادی وجود دارند که نشان می‌دهند ورزش می‌تواند به افراد کمک کند تا با افسردگی بجنگند. بر اساس سازمان سلامت روانی بریتانیا دامنه‌ای از دلایل برای اینکه ورزش می‌تواند افسردگی کمک کند وجود داردند:

  • ورزش باعث افزایش و آزادسازی مواد شیمیایی در مغز می‌شود که بر خلق و خوی ما اثر می‌گذارند و ما را شادتر می‌کنند.
  • ورزش به ما کمک می‌کند تا فعال‌تر شویم و افراد جدیدی را ملاقات کنیم. این مسأله ما را از احساس گوشه گیر بودن و نداشتن حامی دور نگه می‌دارد.
  • ورزش به هدف‌های جدید و معنایی از هدف می‌دهد. ما چیزی مثبت برای تمرکز و هدف قرار دادن داریم.
  • ورزش اعتماد به نفس ما را افزایش می‌دهد، و می‌تواند روشی که ما در خصوص خودمان نگاه و احساس می‌کنیم را تغییر دهد.

توصیه

البته، افراد افسرده معمولاً احساس نداشتن انرژی میکنند، و ورزش آخرین چیزی است که آن‌ها احساس می‌کنند دوست دارند انجام دهند. که برای همین باید چیزی مفرح پیدا کنند و به آرامی شروع کنند. ورزش لزوماً نباید در ورزشگاه یا باشگاه باشد، ورزش می‌تواند رقص، پیاده روی، شنا ، یوگا یا هر ورزش دیگر باشد. یکی از جملات مورد علاقه‌ی آنتونی رابینز این است که «حرکت احساس را برمیانگیزاند»، و پیغام ان این است که هرچه حرکت در یک فرد کمتر باشد، او احساس بدتری خواهد داشت.

نتیجه

بنابراین حتی برای کسی که احساس کند که حتی نمی‌تواند از رختخواب بلند شود، انجام پیاده روی معمول یا انجام هر کاری که دوست دارد یا ندارد می‌تواند تغییر بزرگی ایجاد کند.

صرف نظر از اینکه که چه ورزشی می‌کنید، تلاش کنید که سرگرمی یا علاقه‌ی خود را دنبال کنید. حتی وقتی افسرده هستید و اگر هیچ مشوقی برای انجام آن‌ها ندارید، به هر صورت آن‌ها را انجام دهید ، خصوصاً اگر این کارها باعث شود که شما در جمع و با افراد دیگر باشید. احتمالاً احساس بسیار بهتری در خارج از خانه و در حال انجام کاری دارید تا اینکه در خانه فقط با افکار خود تنها بنشینید .

مذهب به عنوان دوره های بهبود شخصی

در قسمت کمکم کنید به معنای زندگی اشاره کردیم و در بسیاری از مذاهب معنای زندگی خدمت به خداست. گرچه خیلی ها آدم مذهبی‌ای نیستند، با این حال شکی وجود ندارد که بسیاری از افراد معنای زندگی را از طریق مذهب درمییابند. به همان طریقی که مراقبه می‌تواند ذهن آدمی را از تمرکز بر روی مشکلات دور نگه دارد ، دعا نیز همین کار را میکند، و در نتیجه همین مزایا را دارد و ذهن را از افکار منفی نگه می‌دارد و به زندگی معنا می‌بخشد.

کنار گذاشتن زمانی برای دعا و انجام امور و مناسک مذهبی دین خود ،و نزدیکتر شدن به گروه‌های مذهبی ، می‌تواند نتایج عملی بسیار مطلوبی داشته باشد. بیشتر مذاهب از افراد جدید استقبال می‌کنند. برای هر کسی که احساس گوشه گیر بودن و تنها بودن یا احساس افسردگی می‌کند، این مسأله، یعنی پذیرفته شدن در یک جمع جدید، جایی که مردم با امید دوستی خود را نشان می‌دهند ، می‌تواند بسیار با ارزش باشد و کمک بزرگی باشد.

نتیجه

بنابراین برای هرکسی که از مذهب بیزار نباشد، ممکن ست برقرار ارتباط با مسجد محل ، هیأت ،کلیسا یا … و دیدن اینکه چگونه می‌تواند درگیر شد می‌تواند مفید باشد. تجربه‌ی شخصی ما از رهبران مذهبی این است که آن‌ها افراد با احساسی هستند، و به شدت تلاش می‌کنند تا هرکسی در جمع خودشان را کمک کنند. به نظر من اگر کسی کمی دلایل پشت این برقراری ارتباط را برایشان توضیح دهد، این افراد به شدت سخت تلاش خواهند کرد تا به او کمک کنند.

تغذیه

اگر کسی یک عالمه قرص جلوی شما بگذارد و به شما بگوید اگر هم اکنون آن را بخورید احساس شادی خواهید کرد، چه خواهید کرد؟ احتمالاً آن را امتحان خواهید کرد. تجویز دارو های ضد افسردگی بر اساس تحقیقاتی است که بیان می‌کنند افرادی که از افسردگی رنج می‌برند سطوح پایین‌تری از مواد شیمیایی خاصی مغز دارند (مراجعه شود به دارودرمانی)

تحقیقات بسیاری در خصوص رابطه‌ی تغذیه‌ی و افسردگی وجود دارد. تغذیه‌ی سالم باعث کاهش افسردگی می‌شود.

نتیجه

البته این به این معنا نیست که هیچ راه دیگری برای جستجوی این مسأله که چگونه تغذیه و مکمل‌های غذایی در سطح انرژی یا خلق و خوی شما تأثیر می‌گذارند وجود ندارد، و شما می‌توانید با یک متخصص تغذیه در این خصوص مشورت کنید.

مشاوره

مشاوره زمانی صورت می‌گیرد که مشاوران موکل خود را در حالت محرمانه و خصوصی می‌بینند تا سختی‌هایی که موکل تجربه می‌کند، ناراحتی که ممکن است داشته باشد، نارضایتی آن‌ها از زندگی یا عدم معنا یا جهت یا هدف را کاوش کنند.

مشاوره خودکشی

فهرست محتوا

مشاوره چیست

مشاور با گوش دادن با دقت و صبورانه می‌تواند شروع به درک مشکلات از نقطه نگاه موکل خود شود و بتواند کمک کند تا بتواند آن‌ها را احتمالاً از یک نقطه نظر متفاوت بهتر ببیند. مشاوره یک روش قادر سازی برای تصمیم گیری یا تغییر ، یا کاهش آشفتگی است. مشاوره شامل نصیحت یا هدایت مشتری برای انجام دادن یک کار مشخص نیست. مشاوران در هر صورت در خصوص موکل خود قضاوت نمی‌کنند.

جلسات

در جلسات موکل می‌تواند جنبه‌های مختلفی از زندگی و احساسات خود را بکاود ، در خصوص آن‌ها آزادانه و صریح به صورتی که ندرتاً با دوستان یا خانواده ممکن است صحبت کند. احساسات فروخورده مانند خشم، عصبانیت، غم و شرم می‌توانند بسیار شدید باشند و مشاور فرصتی ارائه می‌دهد تا آن‌ها مورد کاوش قرار گیرند و با احتمالاً درک آن‌ها ساده‌تر گردد. مشاور بیان احساسات را تشویق می‌کند و در نتیجه‌ی آموزشهایشان، آن‌ها قادر به قبول و منعکس کردن مشکلات موکل می‌شود بدون اینکه بار سنگین آن‌ها را بر دوش بکشد.

ویژگی های یک مشاور

پذیرش و احترام به موکل مواردی ضروری برای مشاور می‌باشند ، چرا که با پیش رفتن جلسات همین‌ها باعث اعتماد بین مشاور و موکل می‌شوند و موکل را قادر می‌سازد تا به بسیاری از وجوه زندگی ، روابط و خود زندگی نگاه کند، که ممکن است قبل از این قادر به روبرو شدن با آن‌ها نبوده باشد. مشاور ممکن است به موکل کمک کند تا جزئیات رفتار یا موقعیت‌هایی که مشکل ساز هستند را بررسی کند و محیطی بیابد که بتواند در آن‌ها تغییراتی را شروع کند. مشاور ممکن است به موکل کمک کند تا به گزینه‌های پیش رو نگاه کند و کمک کند تا بهترین راه را انتخاب کند.

مشاوره آنلاین

برای انجام مشاوره آنلاین در ایران سایت زیر می تواند به شما کمک کند.

www.moshaver.co

نتیجه

تمایز ظریفی بین روان درمانی و مشاوره وجود دارد و در بسیاری موارد نمی‌توان آن‌ها را از هم تشخیص داد. روان درمانگران تمرینات سخت‌تری نسبت به مشاوران می‌گذرانند، و بعضی از اشکال روان درمانی شامل نقش فعال‌تر پزشک نسبت به مشاوره می‌باشد. روان درمانی شاید برای کاوش مشکلات و ناهنجاری‌های روان‌شناسی ریشه‌ای تر بهتر باشد. مشاوره برای ایجاد فضا و محیط مشکلات در یک حالت غیرقضاوتی است و با انجام آن چشم انداز بهتری از مشکلات بدست می‌آید. به همین خاطر بسیاری از خطوط بحران‌های خودکشی مشاوران را استخدام می‌کنند و یا به کارمندان خود تمرینات مشاوره‌ای می‌دهند.

دارو درمانی افراد مبتلا به امیال خودکشی

تحقیقات نشان می‌دهد که احتمال خودکشی با تغییرات در مواد شیمایی ای در مغز به نام نوروترنسمیتر ها شامل سروتونین در ارتباط است. کاهش سطح سروتونین در افراد دارای افسردگی، ناهنجاری‌های هیجانی ، و افراد با سابقه‌ی اقدام به خودکشی و همچنین در مغز افرادی که اقدام به خودکشی کرده‌اند مشاهده شده است. هدف از دارو درمانی بازگرداندن سطح مواد شیمیایی مشخص در مغز یا بالا بردن بیشتر آن سطوح و در نتیجه بهبود وضعیت روانی بیمار است.

دارو درمانی خودکشی

فهرست محتوا

بیماری ها

انواع مختلفی از داروها برای روان درمانی و ناهنجاری‌های شخصیتی ، مانند افسردگی، دوقطبی و اسکیزوفرنی بکار می‌رود و این داروها ممکن است توسط پزشکان یا روان‌پزشکان تجویز شود. برای افراد متمایل به خودکشی معمول است که توسط پزشکشان به هم روان درمانی و هم دارو درمانی توصیه شوند.

داروهای دارو درمانی

مسلماً تعداد افرادی وجود دارند که از طریق اُوردز کردن با داروهای ضدافسردگی (خودکشی با قرص) دست به خودکشی می‌زنند. این کار چندان برای این افراد موثر نیست. تأثیر داروهای ضد افسردگی در سال 2008 توسط پرفسور روان‌شناسی ایروین کیرچ و همکارانش ارزیابی شده است. یافته‌های آن‌ها بر اساس دادهای منتشرشده و منتشرنشده مورد استفاده توسط سازمان غذا و داروی ایالات متحده (FDA) برای تایید چهار داروی ضد افسردگی فلوکسیتین (fluoxetine) ، ونلافاکسین (venlafaxine) ، نفازودون (nefazodone) ، و پروکسیتین (paroxetine) است.
کیرچ و همکارانش اثرگذاری داروهای ضدافسردگی، خصوصاً برای افرادی که فقط در حد متوسط افسرده هستند را زیر سوال می‌برند.تحقیق نشان می‌دهد که تأثیر این داروها برای افرادی که شدیداً افسرده هستند بیشتر است.

تحقیقات و گزارشات

در هر صورت تحقیقات بسیاری وجود دارند که از استفاده از داروهای ضد افسردگی پشتیبانی می‌کنند و شواهد تجربی بسیاری نیز در این خصوص وجود دارد. اداره‌ی سلامت آمریکا اعلام کرده است که بیش از 70% افرادی افسرده می‌توانند به صورت موثر با دارو درمان شوند. بر اساس انجمن خودکشی شناسی آمریکا، مدرکی وجود ندارد که استفاده از داروهای ضدافسردگی منجر به افزایش احتمال خودکشی می‌شود، و در بدترین حالت آن‌ها هیچ تأثیری ندارند، اگرچه بعضی از داروهای ضد افسردگی می‌توانند عوارض جانبی داشته باشند و باید قبل از مصرف آن‌ها با پزشک مشورت شود.

نتیجه دارو درمانی

با چنین داده‌های متناقضی مشکل است که نتیجه‌ای قطعی در خصوص داروهای ضدافسردگی گرفت، اگرچه با توجه به چنین تناقضی به نظر می‌رسد که منطقی است که این روش را با سایر روش‌های درمانی (مانند روان‌شناسی) ترکیب کرد چرا که دارو درمانی یک درمان صد درصدی نیست.

 

پیشگیری از خودکشی

بر اساس انجمن خودکشی شناسی آمریکا (AAS) تقریباً همه‌ی مردم در زمانی از زندگی خود به خودکشی فکر می‌کنند. تقریباً همه تصمیم می‌گیرند تا زنده بمانند زیرا به این درک می‌رسند که این بحران موقتی و پیشگیری از خودکشی ممکن است.

در هر صورت، مردم در میانه‌ی بحران معمولاً مشکل خود را به صورت غیرقابل حل تصور می‌کنند و احساس می‌کنند که کنترل را از دست داده‌اند.

پیشگیری از خودکشی

فهرست محتوا

پیشگیری از خودکشی : مشکلات

• نمی‌توانند درد را متوقف کنند.
• نمی‌توانند درست فکر کنند.
• نمی‌توانند تصمیم بگیرند
• نمی‌توانند راه حل خروجی بیابند.
• نمی‌توانند بخوابند، بخورند، یا کار کنند.
• نمی‌توانند از افسردگی رها شوند.
• نمی‌توانند غم را فراموش کنند.
• نمی‌توانند احتمالی برای تغییر بیابند.
• نمی‌توانند خود را ارزشمند بیابند.
• نمی‌توانند توجه یک فرد را به خود معطوف کنند.
• نمی‌توانند کنترل را بدست آورند.

پیشگیری از خودکشی : درمان افسردگی 

انجمن خودکشی شناسی آمریکا تخمین میزند که در حدود دو سوم افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند در زمان مرگ افسرده هستند. که البته چندان تعجب برانگیز نیست. اما آنچه تعجب برانگیز است این است که درمان افسردگی در 60 الی 80 درصد مواقع موثر است.

احتمال اینکه کسی که از یک ناهنجاری افسردگی درمان نشده ی حاد رنج می‌برد اقدام به خودکشی کند در حدود 20 درصد (یک نفر از هر پنج نفر) است. و احتمال خودکشی در بین بیماران درمان شده 0.1 درصد (یک نفر از هر 1000 نفر) است.

باور شما

احتمالاً فکر می‌کنید که اگر درمان این قدر موثر است، لابد عده بسیار کمتری از مردم اقدام به خودکشی می‌کردند. با این حال بر اساس سازمان بهداشت جهانی، کمتر از 25% از افراد دچار افسردگی درمان مناسب و کافی دریافت می‌کنند.

متأسفانه اعتقاد به اینکه شرایط شما «غیرقابل درمان» است معمولاً بخشی از ناامیدی‌ای است که با افسردگی حاد همراه می‌شود. اما آنچه شما باور دارید با واقعیات متفاوت است. پس در کل پیغام روشن این بخش این است:
افسردگی قابل درمان است، و پس از درمان موثر احتمال احساس تمایل به خودکشی به طرز قابل توجهی کاهش می‌یابد .
البته افسردگی تنها دلیل اقدام به خودکشی نیست. خودکشی ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد (برای اطلاعات بیشتر مراجعه شود به دلایل پشت خودکشی) اما دلایل شما هرچه باشند، احتمال زیادی وجود دارد که شکل خاصی از درمان موثر برای آن وجود داشته باشد . پس به مطالعه ادامه دهید.

پیشگیری از خودکشی و شرایط پزشکی

حتی اگر شما این مطالب را می‌خوانید و از شرایط پزشکی حادی رنج می‌برید، که درمانی برای آن وجود ندارد، به شدت توصیه می‌کنیم تا به مطالعه ادامه دهید. تظاهر نمی‌کنیم که میدانیم زندگی کردن در رنج جسمانی دائمی چگونه است. میدانیم که هرکس در رنج شدید می‌خواهد لااقل به تمام کردن زندگی خود فکر کند. اما شما باید این مطالب را به یک دلیل بخوانید.

ذهن شما باید برای امید باز باشد. حتی کسانی که در رنج جسمی یا با معلولیت هستند هنوز هم می‌توانند دلیلی برای زندگی بیابند. به شما توصیه می‌کنم تا فیلم جان کندی و کریستوفر ریو را ببینید (مراجعه شود به این فیلم را تماشا کنید در بخش دوره های بهبود شخصی )،  چرا که کسانی که در رنج هستند کارهای شگرف و الهام کننده‌ای با زندگی خود انجام داده‌اند و شما شاید با خواندن زندگی آن‌ها الهام بگیرید.

پیشگیری از خودکشی : از دست دادن امید

چیزی که در خصوص افراد متمایل به خودکشی به ذهنمان می‌رسد این است که آن‌ها امید خود را از دست داده‌اند. اینکه چیزی بتواند انجام شود که تا آخر عمر تفاوتی ایجاد کند.

بسیاری از کسانی که در این سایت آمده‌اند درمان‌های ضد افسردگی یا اشکال دیگر درمانی را تجربه کرده‌اند. اما فقط به این خاطر که این درمان‌ها کارگر نبوده‌اند به این معنی نیست که هیچ کاری نمی‌توان کرد. احتمال زیادی  کارهای دیگر وجود دارند که شما می‌توانید امتحان کنید. وقتی از توماس ادیسون ، مخترع لامپ تنگستن در خصوص اینکه آیا نتیجه یا موفقیتی در اختراع داشته است سوال پرسیدند او گفت:

«نتیجه ؟ چرا؟ من نتایج بسیاری بدست آورده‌ام! من 10000 راه را کشف کرده‌ام که کار نمی‌کند. من شکست نخورده‌ام. من نا امید نیستم، زیرا هر روش اشتباهی که دور ریخته شود یک قدم به جلوست …..»

یا مخترع پاستوریزاسیون، لوئیس پاستور می‌گوید:

«بگذارید به شما رازی بگویم که مرا به اهدافم رسانده است: قدرت من صرفاً از سماجت من ناشی می‌شود.»

این را تماشا کنید

بله قبل از اینکه حتی بخواهید از روش‌های سنتی برای بهتر شدن حالتان استفاده کنید، بهتر است این فیلم کوتاه (50 دقیقه‌ای) را تماشا کنید. اصرار می‌کنم که بروید و فیلم پسری که پوستش کنده می‌شود زندگی جانی کندی را ببینید.

جانی در سال 2003 در سن 36 سالگی مرد. او یک بیماری ژنتیک حاد به نام اپیدرمولیز بولوزای دیستروفیک داشت که به این معنی بود که واقعاً پوستش با کم‌ترین تماس کنده می‌شد و بدنش را با زخم‌های به‌شدت دردناک می‌پوشاند که در نهایت منجر به سرطان پوست می‌شد. به نظر می‌رسد این فیلم به سختی بتواند حال شما را بهتر کند…

جانی در ماه آخر زندگی‌اش تصمیم گرفت با کارگردانی به نام پاتریک کالرتون کار کند تا زندگی و مرگش به صورت یک فیلم مستند درآید و نتیجه یک فیلم شد که در سال 2004 به نمایش درآمد که یک فیلم فاخر، درگیرکننده و داستانی شادی آور از یک مرد است.

فیلم از واقعیت تلخ بیماری اپیدرمولیز بولوزا فرار نمی‌کند و همچنین این فیلم نوعی تجلیل از زندگی در کمال خود است. با دیدن اینکه این مرد جوان چگونه شجاعانه خود را نشان می‌دهد و او چگونه ترتیبی می‌بیند تا با زندگی خود به‌رغم تمام رنجی که می‌کشد کنار بیاید، امیدواریم که شما با آن الهام بگیرید و مشکلات فعلی خود را در پرتویی دیگر بنگرید.

همچنین توصیه می‌شود فیلم امید در حرکت (Hope in Motion) کریستوفر ریو را ببینید که در خصوص یک مرد است که با مشکل شگرف خود می‌جنگد.

نتیجه

بنابراین به یاد داشته باشید آنچه تا کنون امتحان کرده‌اید، و هر آنچه تاکنون کار نکرده است، یک قدم در جهت پیدا کردن چیزی است که کار خواهد کرد.

چیزهایی که می‌توانید آن‌ها را امتحان کنید در ادامه آورده شده‌اند. لطفاً همه‌ی آن‌ها را بخوانید. سعی کنید بیش از یکی از آن‌ها را امتحان کنید، چرا که محدودیتی برای روش‌هایی که ممکن است حال شما را بهتر کند وجود ندارد. به هر حال چیزی را امتحان کنید.

 

 

کمکم کنید

بسیار خوشحالیم که این بخش را می‌خوانید. چرا که خواندن این بخش به این معنی است که هنوز بخشی از وجود شما باور دارد که این احتمال وجود دارد که به‌تان کمک شود.

امیدواریم چند دقیقه‌ای وقت بگذارید و این چند صفحه را تا انتها بخوانید. اگر نمی‌توانید ، حداقل قبل از اینکه روش‌ های خودکشی را بخوانید ،بخش امروز زنده ماندن را بخوانید.
به خوبی این حس که امیدی دیگر باقی نمانده است را درک می‌کنیم. این حس که دیگر هیچ چیز ارزشمندی برای زندگی کردن باقی نمانده است، حسی که دیگر قادر نیستید با آن تا آخر عمر همراه باشید.

ما این حس را میدانیم چرا که خودمان نیز آن را حس کرده‌ایم، و واقعاً از اینکه در چنین شرایطی قرار دارید متأسفیم. این مسأله به این معنی است که شما دیگر از اهمیت دادن به همه چیز و هیچ چیز گذشته‌اید و باور ندارید که احساس کنونی‌تان قابل تغییر باشد.

کمکم کنید

فهرست محتوا

تأمل

برای لحظه‌ای تأمل کنید. آیا همیشه همین حسی که اکنون دارید را داشته‌اید؟ ممکن است، زمان‌هایی در زندگی‌تان وجود داشته باشد که این‌گونه حس نکرده باشید، و این به این معنی است که چیزی در زندگی شما تغییر کرده است که شما را تغییر داده است و شما را به اینجا رسانده است.

اما همچنین این مسأله به این معنی است که چیزی در زندگی شما می‌تواند تغییر کند ، که شما را از اینجایی که هستید دور سازد. جداً این مسأله که زندگی همیشه در حال تغییر است شامل شما هم می‌شود. مگر نه اینکه زمان‌های دیگری نیز وجود داشته است که شما ناامید بوده‌اید و اتفاقی افتاده است و باعث شده شما احساس بهتری پیدا کنید؟
مردم در خصوص خودکشی به عنوان یک راه حل برای مشکلی که راه حلی ندارد نگاه می‌کنند. اما باید این نکته را مورد توجه قرار داد که حتی اگر شما راه حلی برای مشکلاتتان در حال حاضر متصور نباشید، این بدان معنا نیست که راه حلی وجود ندارد. این فقط بدین معناست که شما در حال حاضر فقط قادر به دیدن راه حل نیستید.

چگونه احساس شادی کنم؟

صرف نظر از بیماران صعب‌العلاج، می‌توان گفت که بیشتر آن‌هایی که به فکر خودکشی میافتند، به علت مشکلات عاطفی یا شرایط غیر قابل تحمل زندگی، همیشه این حس را نداشته‌اند. انسان‌ها ذاتاً تمایلی به خودکشی ندارند.
همچنین می‌توان گفت که این افراد ، با توجه به انتخاب بین احساس رضایت از خود و زندگی ، یا مردن، احتمالاً مورد اول را انتخاب می‌کنند. همه‌ی ما می‌خواهیم تا خوشی و شادمانی را احساس کنیم. مرگ فقط زمانی جذاب می‌شود که ما امید به اینکه دوباره احساس شادی کنیم را از دست می‌دهیم.
برای افرادی که برای سالیان زیاد با مشکلات عاطفی درگیر هستند، شاید انواع مختلف درمان از دارو گرفته تا معالجات مختلف را دنبال کرده‌اند یا داشته‌اند، آسان است که متوجه شد چگونه آن‌ها توانسته‌اند امید به اینکه همه چیز تغییر می‌کند را از دست بدهند.
بسیاری از افراد در این سایت مشکلاتی داشته‌اند که ریشه در سال‌ها یا ده‌ها سال گذشته دارد. این مشکلات برای تغییر بسیار مشکل هستند و حتی اگر تغییر کنند ، این تغییرات به قدری کم هستند که به زحمت می‌توان متوجه آن شد. پس چه چیز می‌تواند کمک کند؟
ما این صفحه را پس از 3 سال دوباره باز نویسی می‌کنیم. ما این مطالب را با بهره گرفتن از ایمیل‌ها و بازخوردها از کسانی که از سایت بازدید کرده‌اند می‌نویسیم. ما اعتقاد داریم که زمینه‌ای مشترک از آنچه مردم برای زنده ماندن (ورا و جدای از سلامت جسمانی، پول، غذا، …) لازم دارند وجود دارد:

1. ارتباط عاطفی

فرد متمایل به خودکشی معمولاً احساس تنهایی می‌کند. آن‌ها ممکن است همسر یا شریک ، خانواده و دوستانی داشته باشند اما باز هم احساس تنهایی می‌کنند.

اینکه افرادی دور و بر ما باشند به این معنی نیست که ما با آن‌ها در ارتباط هستیم. اما این ارتباط اصولاً به چه معناست؟ دیده شدنِ خود حقیقی ما توسط دیگران با تمام بدی‌ها، و مورد قبول و مورد عشق واقع شدن به رغم تمام آن‌ها. تمایل ما به حس کردن عشق بسیار قوی است اگرچه ممکن است تا حدودی ناخودآگاه باشد.
البته بسیاری از ما بسیار شرم داریم از اینکه اجازه دهیم دیگری ما را این‌گونه ببیند. و در این شرم ما خود حقیقی‌مان یا بخشی از خودمان را مخفی می‌کنیم. آن‌ها «خودِ حقیقی» ما را نمی‌بینند ، چرا که ما آن بخش از خود را غیرقابل دوست داشتن میدانیم.

بنابراین آنچه ما واقعاً هستیم هرگز با هرکس دیگری ارتباط برقرار نمی‌کند. و در نتیجه ما گوشه گیر می‌شویم و به رغم آنکه شدیداً تمایل به ارتباط داریم ، خجالت می‌کشیم تا ارتباط ایجاد کنیم.

2.ارتباط جسمانی

این ارتباط می‌تواند سکس (به عنوان بخشی از برنامه ریزی ژنتیک ما برای تکثیر نسل یا صرفاً لذت) باشد، یا حتی چیزی بسیار ساده‌تر. نیاز به لمس شدن، بغل شدن، نوازش شدن.

تحقیقات بروی میمون‌ها اثرات مخرب گسترده‌ای بر آن‌هایی که توسط دیگران مورد لمس واقع نشده‌اند را نشان می‌دهد و انسان‌ها نیز متفاوت نیستند، ما نیز نیاز به لمس شدن داریم.

3.حمایت و پشتیبانی

در دنیای امروز انسان‌ها بیش از پیش منزوی شده‌اند. امروزه دیگر آسان‌تر است که زندگی را از خانه در جلوی اسمارت‌فون‌ها گذراند. مردم دیگر به یکدیگر متکی نیستند . ما به شدت مستقل شده‌ایم!

مردم نمی‌توانند به جامعه ، که یک ساختار حمایتی است اتکا کنند. این مسأله می‌تواند خصوصاً برای آن‌هایی که بخشی از یک خانواده‌ی صمیمی نیستند صادق باشد. شاید به خاطر اینکه خانواده‌ی آن‌ها فوت کرده‌اند یا در جای دیگری زندگی می‌کنند، یا شاید صرفاً به این خاطر که نمی‌توانند با والدین یا فرزندان خود احساس نزدیکی کنند

ما شدیداً به حمایت و پشتیبانی نیاز داریم تا در زمان‌های سختی بتوانیم به کسی اتکا کنیم. به کسی که بتواند در آن زمان دست ما را بگیرد، کسی که بتوانیم در حضورش خودمان باشیم، کسی که بتوانیم واقعاً با او صحبت کنیم، و کسی که بتوانیم با او بخندیم، کارهایی انجام دهیم و در خصوص مشکلات با او بحث کنیم.

کسی که بتواند به ما کمک کند. گاهی اگر آدم نتواند خود را بخشی از یک گروه حس کند ،تمام معالجات و داروهای دنیا کاری از پیش نمی‌برند. یک گروه لزوماً نباید بزرگ باشد، اما برهمکنش چند انسان با یکدیگر می‌تواند بسیار قوی‌تر از برهمکنش یک انسان با یک انسان باشد.

4.هدف

هرکس برای اینکه صبح از رختخواب برخیزد به دلیلی احتیاج دارد.این دلیل می‌تواند مراقبت از خانواده، بدست آوردن پول برای همان خانواده یا کمک به دوستان یا غیره، یا پیروزی در یک رقابت یا هر چیز دیگری باشد. دلایل بسیاری در دنیا وجود دارد اما ما فقط به یک دلیل احتیاج داریم.
اگر می‌شد با تکان یک چوب شعبده بازی، شما این چهار چیز را در اختیار داشتید، احتمال اینکه باز هم قصد خودکشی داشتید بسیار کم می‌بود. حتی اگر مشکل یا وضعیت جسمانی بسیار بدی در زندگی داشتید.
حال آیا ممکن است این چهار چیز را بدست آورد؟ خب،این‌ها برای بدست آوردن خیلی غیر محتمل نیستند. تا حدود زیادی این‌ها برای هرکس قابل حصول هستند. سوال این است که آیا شما آنقدر باور دارید که برای بدست آوردن آن‌ها تلاش کنید.

شاید ارتکاب خودکشی در مقایسه آسان به نظر برسد. البته اگر آنچه ما می‌خواهیم در واقعیت احساس شادمانی، خوشی ، عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن باشد، در نتیجه مرگ وسیله‌ای برای بدست آوردن آن‌ها نیست.

قدم بعد؟

ما این مطالب را ابتدا در پاییز سال 93 نوشتیم. در ماه بعد و همچنین هر ماه بعد از آن 16 میلیون نفر در گوگل عبارت خودکشی را جستجو می‌کنند.

بله، 16 میلیون نفر! پس به ما اعتماد کنید که شما تنها کسی نیستید که چنین حسی دارید. در 12 ماه بعد سازمان بهداشت جهانی (رجوع شود به آمار خودکشی) تخمین میزند که بیش از 20 میلیون نفر اقدام به خودکشی خواهند کرد. بیش از 1 میلیون نفر از آن‌ها موفق خواهند شد و سرانجام مابقی این افراد در بیمارستان ، با درد و احتمالاً با مشکلات جسمی دائمی مانند صدمه‌ی مغزی بستری خواهند شد.
بسیار خوب می‌شد اگر مشکلات عاطفی حاد راه حل‌های ساده‌ای داشتند، اما به ندرت این طور است. در تمام مشکلات بزرگ ، راه غلبه بر آن‌ها با گام‌های کوچک آغاز می‌شود. در این سایت این گام مطالعه‌ی امروز زنده ماندن است، پس لطفاً آن را بخوانید.

 

روانپزشکی خودکشی

کلمه‌ی روانپزشکی یا به انگلیسی (Psychiatry) از کلماتی یونانی ریشه گرفته‌اند که به معنی شفادهنده‌ی روان است. این زمینه‌ی درمانی خصوصاً بر روی روان با هدف مطالعه، جلوگیری، و درمان ناهنجاری‌های روانی در انسان متمرکز است، که بیماری های زیر نظر روان پزشکی عموماً به سه طبقه بندی عمده تقسیم شده است. بیماری روانی، ناتوانی ذهنی، و ناهنجاری شخصیتی.

روانپزشکی خودکشی

فهرست محتوا

زمینه روان‌پزشکی

روان‌پزشکی یکی از تخصص‌های پزشکی است. این رشتهٔ تخصصی به بررسی مسایل رفتاری، هیجانی و پیشگیری و درمان اختلالات روانی آدمی می‌پردازد.

ارزیابی روان پزشکی معمولاً شامل اخذ شرح حال و معاینه وضعیت روانی است. معاینه فیزیکی، انجام آزمایش و گاه تصویربرداری از مغز از جمله روش‌هایی هستند که برای بررسی و ردکردن علل طبی احتمالی ایجادکننده علایم به کار می‌روند. داروها و روان‌درمانی‌ اساس درمان‌های انجام‌شده در روان پزشکی هستند.
روانپزشک کسی است که نه تنها مدرک پزشکی (MD) در زمینه روان پزشکی گرفته است، بلکه علاوه بر آن در این زمینه‌ نیز تخصص دارد. روان‌پزشکان در نتیجه قادر به تشخیص و توصیه‌ی روش‌های مختلف برای شرایط خاص هستند. آن‌ها همچنین می‌توانند داروهای مناسب برای بیماری‌هایی که تشخیص داده‌اند تجویز کنند.

 در ایران

در مهر ماه ۱۳۳۸ آموزشگاه پرستاری و بهیاری روانی با همکاری وزارت بهداری و دانشکده پزشکی تاسیس شد و امور پرستاری بیمارستان را زیر نظر گرفت.

در سال‌های ۱۳۰۰، ۱۳۰۲ و ۱۳۰۸ نیز به ترتیب بیمارستان‌های روانی مشهد، همدان و اصفهان و در سال‌های ۱۳۱۲ و ۱۳۲۷ بیمارستان‌های  تبریز و شیراز تاسیس شدند. بیمارستان خصوصی شامل بیمارستان روانپزشکی میمنت توسط دکتر عبدالحسین میرسپاسی(۱۳۱۷) بیمارستان روانپزشکی چهرازی توسط دکتر سید ابراهیم چهرازی(۱۳۱۸)آسایشگاه دکتر رضاعی توسط دکتر حسین رضاعی(۱۳۱۹) بیمارستان روانپزشکی آزادی توسط دکتر حسین فوده(۱۳۶۴) بیمارستان اعصاب مهرگان(۱۳۶۶) و بیمارستان روانپزشکی ایرانیان(۱۳۸۰) نیز به تدریج وارد فعالیت‌های درمانی شدند.

در حال حاضر به غیر از بیمارستان چهرازی بقیه مراکز در حال فعالیت هستند و همچنین بسیاری بیمارستان‌های دولتی و خصوصی بخش روانپزشکی را به فعالیت خود افزوده‌اند.

روانپزشکی آنلاین

ravanpezeshkonline.com

نتیجه

بنابر به شرایط شما، به شدت توصیه می شود یک پزشک شما را به روانپزشک معرفی کند.