Tag Archive: سازمان بهداشت جهانی

سازمان بهداشت جهانی (WHO) یکی از آژانس‌های تخصصی سازمان ملل متحد است که نقش یک مرجعیت سازمان دهنده را بر بهداشت جامعهٔ جهانی ایفا می‌کند. این آژانس در ۹ آوریل سال ۱۹۴۸ در ژنو (واقع در سوییس) تأسیس شد و حکم سرپرستی و منابعش را از سازمان بهداشت سابق، که خود آژانسی در جامعه ملل بود برگرفت.
اساسنامه سازمان
اساسنامهٔ سازمان بهداشت جهانی هدفش را دستیابی مردم به بیشترین سطح سلامت ممکن بیان می‌کند. وظیفهٔ اصلی این سازمان مبارزه با بیماری‌ها مخصوصاً بیماری‌های مسری شایع و ارتقاء سلامت عمومی مردم جهان است. سازمان بهداشت جهانی یکی از نخستین آژانس‌های سازمان ملل متحد است و اساسنامهٔ آن رسماً در اولین روز بهداشت جهانی (۷ آوریل سال ۱۹۴۸)، زمانی که توسط ۲۶ کشور از اعضای سازمان ملل تصویب شد به کار بسته شد. پیش از این موضوع، فعالیت‌های مذکور و باقی فعالیت‌های سازمان بهداشتِ جامعه ملل، تحت کنترل کمیته‌ای موقتی بود. این کمیتهٔ موقتی حاصل کنفرانس بین‌المللی سلامت (در تابستان سال ۱۹۴۶) بود. عملیات واگذاری مسئولیت‌ها به تصویب مجمع عمومی رسید. سرویس بیماری‌های واگیر OIHPفرانسه نیز به کمیتهٔ موقتی سازمان بهداشت جهانی در ۱ ژانویه ۱۹۴۷ پیوست.

پیشگیری از خودکشی

بر اساس انجمن خودکشی شناسی آمریکا (AAS) تقریباً همه‌ی مردم در زمانی از زندگی خود به خودکشی فکر می‌کنند. تقریباً همه تصمیم می‌گیرند تا زنده بمانند زیرا به این درک می‌رسند که این بحران موقتی و پیشگیری از خودکشی ممکن است.

در هر صورت، مردم در میانه‌ی بحران معمولاً مشکل خود را به صورت غیرقابل حل تصور می‌کنند و احساس می‌کنند که کنترل را از دست داده‌اند.

پیشگیری از خودکشی

فهرست محتوا

پیشگیری از خودکشی : مشکلات

• نمی‌توانند درد را متوقف کنند.
• نمی‌توانند درست فکر کنند.
• نمی‌توانند تصمیم بگیرند
• نمی‌توانند راه حل خروجی بیابند.
• نمی‌توانند بخوابند، بخورند، یا کار کنند.
• نمی‌توانند از افسردگی رها شوند.
• نمی‌توانند غم را فراموش کنند.
• نمی‌توانند احتمالی برای تغییر بیابند.
• نمی‌توانند خود را ارزشمند بیابند.
• نمی‌توانند توجه یک فرد را به خود معطوف کنند.
• نمی‌توانند کنترل را بدست آورند.

پیشگیری از خودکشی : درمان افسردگی 

انجمن خودکشی شناسی آمریکا تخمین میزند که در حدود دو سوم افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند در زمان مرگ افسرده هستند. که البته چندان تعجب برانگیز نیست. اما آنچه تعجب برانگیز است این است که درمان افسردگی در 60 الی 80 درصد مواقع موثر است.

احتمال اینکه کسی که از یک ناهنجاری افسردگی درمان نشده ی حاد رنج می‌برد اقدام به خودکشی کند در حدود 20 درصد (یک نفر از هر پنج نفر) است. و احتمال خودکشی در بین بیماران درمان شده 0.1 درصد (یک نفر از هر 1000 نفر) است.

باور شما

احتمالاً فکر می‌کنید که اگر درمان این قدر موثر است، لابد عده بسیار کمتری از مردم اقدام به خودکشی می‌کردند. با این حال بر اساس سازمان بهداشت جهانی، کمتر از 25% از افراد دچار افسردگی درمان مناسب و کافی دریافت می‌کنند.

متأسفانه اعتقاد به اینکه شرایط شما «غیرقابل درمان» است معمولاً بخشی از ناامیدی‌ای است که با افسردگی حاد همراه می‌شود. اما آنچه شما باور دارید با واقعیات متفاوت است. پس در کل پیغام روشن این بخش این است:
افسردگی قابل درمان است، و پس از درمان موثر احتمال احساس تمایل به خودکشی به طرز قابل توجهی کاهش می‌یابد .
البته افسردگی تنها دلیل اقدام به خودکشی نیست. خودکشی ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد (برای اطلاعات بیشتر مراجعه شود به دلایل پشت خودکشی) اما دلایل شما هرچه باشند، احتمال زیادی وجود دارد که شکل خاصی از درمان موثر برای آن وجود داشته باشد . پس به مطالعه ادامه دهید.

پیشگیری از خودکشی و شرایط پزشکی

حتی اگر شما این مطالب را می‌خوانید و از شرایط پزشکی حادی رنج می‌برید، که درمانی برای آن وجود ندارد، به شدت توصیه می‌کنیم تا به مطالعه ادامه دهید. تظاهر نمی‌کنیم که میدانیم زندگی کردن در رنج جسمانی دائمی چگونه است. میدانیم که هرکس در رنج شدید می‌خواهد لااقل به تمام کردن زندگی خود فکر کند. اما شما باید این مطالب را به یک دلیل بخوانید.

ذهن شما باید برای امید باز باشد. حتی کسانی که در رنج جسمی یا با معلولیت هستند هنوز هم می‌توانند دلیلی برای زندگی بیابند. به شما توصیه می‌کنم تا فیلم جان کندی و کریستوفر ریو را ببینید (مراجعه شود به این فیلم را تماشا کنید در بخش دوره های بهبود شخصی )،  چرا که کسانی که در رنج هستند کارهای شگرف و الهام کننده‌ای با زندگی خود انجام داده‌اند و شما شاید با خواندن زندگی آن‌ها الهام بگیرید.

پیشگیری از خودکشی : از دست دادن امید

چیزی که در خصوص افراد متمایل به خودکشی به ذهنمان می‌رسد این است که آن‌ها امید خود را از دست داده‌اند. اینکه چیزی بتواند انجام شود که تا آخر عمر تفاوتی ایجاد کند.

بسیاری از کسانی که در این سایت آمده‌اند درمان‌های ضد افسردگی یا اشکال دیگر درمانی را تجربه کرده‌اند. اما فقط به این خاطر که این درمان‌ها کارگر نبوده‌اند به این معنی نیست که هیچ کاری نمی‌توان کرد. احتمال زیادی  کارهای دیگر وجود دارند که شما می‌توانید امتحان کنید. وقتی از توماس ادیسون ، مخترع لامپ تنگستن در خصوص اینکه آیا نتیجه یا موفقیتی در اختراع داشته است سوال پرسیدند او گفت:

«نتیجه ؟ چرا؟ من نتایج بسیاری بدست آورده‌ام! من 10000 راه را کشف کرده‌ام که کار نمی‌کند. من شکست نخورده‌ام. من نا امید نیستم، زیرا هر روش اشتباهی که دور ریخته شود یک قدم به جلوست …..»

یا مخترع پاستوریزاسیون، لوئیس پاستور می‌گوید:

«بگذارید به شما رازی بگویم که مرا به اهدافم رسانده است: قدرت من صرفاً از سماجت من ناشی می‌شود.»

این را تماشا کنید

بله قبل از اینکه حتی بخواهید از روش‌های سنتی برای بهتر شدن حالتان استفاده کنید، بهتر است این فیلم کوتاه (50 دقیقه‌ای) را تماشا کنید. اصرار می‌کنم که بروید و فیلم پسری که پوستش کنده می‌شود زندگی جانی کندی را ببینید.

جانی در سال 2003 در سن 36 سالگی مرد. او یک بیماری ژنتیک حاد به نام اپیدرمولیز بولوزای دیستروفیک داشت که به این معنی بود که واقعاً پوستش با کم‌ترین تماس کنده می‌شد و بدنش را با زخم‌های به‌شدت دردناک می‌پوشاند که در نهایت منجر به سرطان پوست می‌شد. به نظر می‌رسد این فیلم به سختی بتواند حال شما را بهتر کند…

جانی در ماه آخر زندگی‌اش تصمیم گرفت با کارگردانی به نام پاتریک کالرتون کار کند تا زندگی و مرگش به صورت یک فیلم مستند درآید و نتیجه یک فیلم شد که در سال 2004 به نمایش درآمد که یک فیلم فاخر، درگیرکننده و داستانی شادی آور از یک مرد است.

فیلم از واقعیت تلخ بیماری اپیدرمولیز بولوزا فرار نمی‌کند و همچنین این فیلم نوعی تجلیل از زندگی در کمال خود است. با دیدن اینکه این مرد جوان چگونه شجاعانه خود را نشان می‌دهد و او چگونه ترتیبی می‌بیند تا با زندگی خود به‌رغم تمام رنجی که می‌کشد کنار بیاید، امیدواریم که شما با آن الهام بگیرید و مشکلات فعلی خود را در پرتویی دیگر بنگرید.

همچنین توصیه می‌شود فیلم امید در حرکت (Hope in Motion) کریستوفر ریو را ببینید که در خصوص یک مرد است که با مشکل شگرف خود می‌جنگد.

نتیجه

بنابراین به یاد داشته باشید آنچه تا کنون امتحان کرده‌اید، و هر آنچه تاکنون کار نکرده است، یک قدم در جهت پیدا کردن چیزی است که کار خواهد کرد.

چیزهایی که می‌توانید آن‌ها را امتحان کنید در ادامه آورده شده‌اند. لطفاً همه‌ی آن‌ها را بخوانید. سعی کنید بیش از یکی از آن‌ها را امتحان کنید، چرا که محدودیتی برای روش‌هایی که ممکن است حال شما را بهتر کند وجود ندارد. به هر حال چیزی را امتحان کنید.

 

 

کمکم کنید

بسیار خوشحالیم که این بخش را می‌خوانید. چرا که خواندن این بخش به این معنی است که هنوز بخشی از وجود شما باور دارد که این احتمال وجود دارد که به‌تان کمک شود.

امیدواریم چند دقیقه‌ای وقت بگذارید و این چند صفحه را تا انتها بخوانید. اگر نمی‌توانید ، حداقل قبل از اینکه روش‌ های خودکشی را بخوانید ،بخش امروز زنده ماندن را بخوانید.
به خوبی این حس که امیدی دیگر باقی نمانده است را درک می‌کنیم. این حس که دیگر هیچ چیز ارزشمندی برای زندگی کردن باقی نمانده است، حسی که دیگر قادر نیستید با آن تا آخر عمر همراه باشید.

ما این حس را میدانیم چرا که خودمان نیز آن را حس کرده‌ایم، و واقعاً از اینکه در چنین شرایطی قرار دارید متأسفیم. این مسأله به این معنی است که شما دیگر از اهمیت دادن به همه چیز و هیچ چیز گذشته‌اید و باور ندارید که احساس کنونی‌تان قابل تغییر باشد.

کمکم کنید

فهرست محتوا

تأمل

برای لحظه‌ای تأمل کنید. آیا همیشه همین حسی که اکنون دارید را داشته‌اید؟ ممکن است، زمان‌هایی در زندگی‌تان وجود داشته باشد که این‌گونه حس نکرده باشید، و این به این معنی است که چیزی در زندگی شما تغییر کرده است که شما را تغییر داده است و شما را به اینجا رسانده است.

اما همچنین این مسأله به این معنی است که چیزی در زندگی شما می‌تواند تغییر کند ، که شما را از اینجایی که هستید دور سازد. جداً این مسأله که زندگی همیشه در حال تغییر است شامل شما هم می‌شود. مگر نه اینکه زمان‌های دیگری نیز وجود داشته است که شما ناامید بوده‌اید و اتفاقی افتاده است و باعث شده شما احساس بهتری پیدا کنید؟
مردم در خصوص خودکشی به عنوان یک راه حل برای مشکلی که راه حلی ندارد نگاه می‌کنند. اما باید این نکته را مورد توجه قرار داد که حتی اگر شما راه حلی برای مشکلاتتان در حال حاضر متصور نباشید، این بدان معنا نیست که راه حلی وجود ندارد. این فقط بدین معناست که شما در حال حاضر فقط قادر به دیدن راه حل نیستید.

چگونه احساس شادی کنم؟

صرف نظر از بیماران صعب‌العلاج، می‌توان گفت که بیشتر آن‌هایی که به فکر خودکشی میافتند، به علت مشکلات عاطفی یا شرایط غیر قابل تحمل زندگی، همیشه این حس را نداشته‌اند. انسان‌ها ذاتاً تمایلی به خودکشی ندارند.
همچنین می‌توان گفت که این افراد ، با توجه به انتخاب بین احساس رضایت از خود و زندگی ، یا مردن، احتمالاً مورد اول را انتخاب می‌کنند. همه‌ی ما می‌خواهیم تا خوشی و شادمانی را احساس کنیم. مرگ فقط زمانی جذاب می‌شود که ما امید به اینکه دوباره احساس شادی کنیم را از دست می‌دهیم.
برای افرادی که برای سالیان زیاد با مشکلات عاطفی درگیر هستند، شاید انواع مختلف درمان از دارو گرفته تا معالجات مختلف را دنبال کرده‌اند یا داشته‌اند، آسان است که متوجه شد چگونه آن‌ها توانسته‌اند امید به اینکه همه چیز تغییر می‌کند را از دست بدهند.
بسیاری از افراد در این سایت مشکلاتی داشته‌اند که ریشه در سال‌ها یا ده‌ها سال گذشته دارد. این مشکلات برای تغییر بسیار مشکل هستند و حتی اگر تغییر کنند ، این تغییرات به قدری کم هستند که به زحمت می‌توان متوجه آن شد. پس چه چیز می‌تواند کمک کند؟
ما این صفحه را پس از 3 سال دوباره باز نویسی می‌کنیم. ما این مطالب را با بهره گرفتن از ایمیل‌ها و بازخوردها از کسانی که از سایت بازدید کرده‌اند می‌نویسیم. ما اعتقاد داریم که زمینه‌ای مشترک از آنچه مردم برای زنده ماندن (ورا و جدای از سلامت جسمانی، پول، غذا، …) لازم دارند وجود دارد:

1. ارتباط عاطفی

فرد متمایل به خودکشی معمولاً احساس تنهایی می‌کند. آن‌ها ممکن است همسر یا شریک ، خانواده و دوستانی داشته باشند اما باز هم احساس تنهایی می‌کنند.

اینکه افرادی دور و بر ما باشند به این معنی نیست که ما با آن‌ها در ارتباط هستیم. اما این ارتباط اصولاً به چه معناست؟ دیده شدنِ خود حقیقی ما توسط دیگران با تمام بدی‌ها، و مورد قبول و مورد عشق واقع شدن به رغم تمام آن‌ها. تمایل ما به حس کردن عشق بسیار قوی است اگرچه ممکن است تا حدودی ناخودآگاه باشد.
البته بسیاری از ما بسیار شرم داریم از اینکه اجازه دهیم دیگری ما را این‌گونه ببیند. و در این شرم ما خود حقیقی‌مان یا بخشی از خودمان را مخفی می‌کنیم. آن‌ها «خودِ حقیقی» ما را نمی‌بینند ، چرا که ما آن بخش از خود را غیرقابل دوست داشتن میدانیم.

بنابراین آنچه ما واقعاً هستیم هرگز با هرکس دیگری ارتباط برقرار نمی‌کند. و در نتیجه ما گوشه گیر می‌شویم و به رغم آنکه شدیداً تمایل به ارتباط داریم ، خجالت می‌کشیم تا ارتباط ایجاد کنیم.

2.ارتباط جسمانی

این ارتباط می‌تواند سکس (به عنوان بخشی از برنامه ریزی ژنتیک ما برای تکثیر نسل یا صرفاً لذت) باشد، یا حتی چیزی بسیار ساده‌تر. نیاز به لمس شدن، بغل شدن، نوازش شدن.

تحقیقات بروی میمون‌ها اثرات مخرب گسترده‌ای بر آن‌هایی که توسط دیگران مورد لمس واقع نشده‌اند را نشان می‌دهد و انسان‌ها نیز متفاوت نیستند، ما نیز نیاز به لمس شدن داریم.

3.حمایت و پشتیبانی

در دنیای امروز انسان‌ها بیش از پیش منزوی شده‌اند. امروزه دیگر آسان‌تر است که زندگی را از خانه در جلوی اسمارت‌فون‌ها گذراند. مردم دیگر به یکدیگر متکی نیستند . ما به شدت مستقل شده‌ایم!

مردم نمی‌توانند به جامعه ، که یک ساختار حمایتی است اتکا کنند. این مسأله می‌تواند خصوصاً برای آن‌هایی که بخشی از یک خانواده‌ی صمیمی نیستند صادق باشد. شاید به خاطر اینکه خانواده‌ی آن‌ها فوت کرده‌اند یا در جای دیگری زندگی می‌کنند، یا شاید صرفاً به این خاطر که نمی‌توانند با والدین یا فرزندان خود احساس نزدیکی کنند

ما شدیداً به حمایت و پشتیبانی نیاز داریم تا در زمان‌های سختی بتوانیم به کسی اتکا کنیم. به کسی که بتواند در آن زمان دست ما را بگیرد، کسی که بتوانیم در حضورش خودمان باشیم، کسی که بتوانیم واقعاً با او صحبت کنیم، و کسی که بتوانیم با او بخندیم، کارهایی انجام دهیم و در خصوص مشکلات با او بحث کنیم.

کسی که بتواند به ما کمک کند. گاهی اگر آدم نتواند خود را بخشی از یک گروه حس کند ،تمام معالجات و داروهای دنیا کاری از پیش نمی‌برند. یک گروه لزوماً نباید بزرگ باشد، اما برهمکنش چند انسان با یکدیگر می‌تواند بسیار قوی‌تر از برهمکنش یک انسان با یک انسان باشد.

4.هدف

هرکس برای اینکه صبح از رختخواب برخیزد به دلیلی احتیاج دارد.این دلیل می‌تواند مراقبت از خانواده، بدست آوردن پول برای همان خانواده یا کمک به دوستان یا غیره، یا پیروزی در یک رقابت یا هر چیز دیگری باشد. دلایل بسیاری در دنیا وجود دارد اما ما فقط به یک دلیل احتیاج داریم.
اگر می‌شد با تکان یک چوب شعبده بازی، شما این چهار چیز را در اختیار داشتید، احتمال اینکه باز هم قصد خودکشی داشتید بسیار کم می‌بود. حتی اگر مشکل یا وضعیت جسمانی بسیار بدی در زندگی داشتید.
حال آیا ممکن است این چهار چیز را بدست آورد؟ خب،این‌ها برای بدست آوردن خیلی غیر محتمل نیستند. تا حدود زیادی این‌ها برای هرکس قابل حصول هستند. سوال این است که آیا شما آنقدر باور دارید که برای بدست آوردن آن‌ها تلاش کنید.

شاید ارتکاب خودکشی در مقایسه آسان به نظر برسد. البته اگر آنچه ما می‌خواهیم در واقعیت احساس شادمانی، خوشی ، عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن باشد، در نتیجه مرگ وسیله‌ای برای بدست آوردن آن‌ها نیست.

قدم بعد؟

ما این مطالب را ابتدا در پاییز سال 93 نوشتیم. در ماه بعد و همچنین هر ماه بعد از آن 16 میلیون نفر در گوگل عبارت خودکشی را جستجو می‌کنند.

بله، 16 میلیون نفر! پس به ما اعتماد کنید که شما تنها کسی نیستید که چنین حسی دارید. در 12 ماه بعد سازمان بهداشت جهانی (رجوع شود به آمار خودکشی) تخمین میزند که بیش از 20 میلیون نفر اقدام به خودکشی خواهند کرد. بیش از 1 میلیون نفر از آن‌ها موفق خواهند شد و سرانجام مابقی این افراد در بیمارستان ، با درد و احتمالاً با مشکلات جسمی دائمی مانند صدمه‌ی مغزی بستری خواهند شد.
بسیار خوب می‌شد اگر مشکلات عاطفی حاد راه حل‌های ساده‌ای داشتند، اما به ندرت این طور است. در تمام مشکلات بزرگ ، راه غلبه بر آن‌ها با گام‌های کوچک آغاز می‌شود. در این سایت این گام مطالعه‌ی امروز زنده ماندن است، پس لطفاً آن را بخوانید.

 

آمار خودکشی در جهان / ایران

اولین چیزی که باید بدانید این است که اگر قصد خودکشی دارید، آمار خودکشی و احتمالات آن علیه شما هستند. بر اساس انجمن خودکشی شناسی آمریکا، از هر 25 اقدام برای خودکشی فقط یک مورد موفقیت آمیز است.

آمار خودکشی , آمار خودکشی در ایران

آمار خودکشی

فهرست محتوا

آمار خودکشی طبق سن

در افراد جوان (بین 15 تا 24 سال) این احتمال بین یکی از هر 100 تا 200 مورد است. افراد پیر به نظر می‌رسد میزان خودکشی بالاتری یعنی یک مورد خودکشی موفق از هر چهار مورد دارند.

آمار خودکشی طبق جنسیت

زنان نسبت به مردان سه برابر احتمال خودکشی ناموفق بیشتری دارند، و با این وجود دو تا سه برابر مردان اقدام به خودکشی می‌کنند. با این حال این مسأله به سن آن‌ها بستگی دارد ، چرا که زنان جوان تر بسیار بیشتر نسبت به مردان اقدام به خودکشی می‌کنند، اما زنان پیرتر از 50 سال کمی کمتر از مردان اقدام به خودکشی می‌کنند.

آمار خودکشی در ایران

خودکشی در ایران، پدیده‌ای رو به رشد دانسته شده است. اگرچه میزان خودکشی در ایران از کشورهای اروپایی کم‌تر است، ولی این کشور در میان کشورهای اسلامی در جایگاه سوم از نظر رواج خودکشی قرار دارد. برپایهٔ آمارها، روزانه بیش از ۱۳ نفر در ایران خودکشی می‌کنند. بیشتر خودکشی‌ها در میان افراد ۱۵ تا ۳۵ ساله روی می‌دهد. پژوهش‌ها نشان داده است که در سال ۱۳۹۲ خورشیدی، به‌طور متوسط از هر ۱۰۰ هزار تن ایرانی، بیش از ۶ تن در سال جان خود را با خودکشی از دست می‌دهند.

مشکلات اقتصادی، بیماری‌های روانی، جبر فرهنگی، مسایل سیاسی، و فشارهای اجتماعی، برخی از سبب‌های اصلی خودکشی در کشور ایران به‌شمار می‌آیند.

نمودار روش‌های خودکشی مرسوم در ایران

نمودار روش‌های خودکشی مرسوم در ایران

خودکشی در ایران پدیده‌ای رو به رشد دانسته شده است. ریاضی و نجفیان در پژوهش خود در سال ۱۳۹۴ خورشیدی، ایران را با نرخ خودکشی ۶ نفر در صد هزار نفر، در رتبهٔ ۵۸ جهانی جای داده‌اند. برپایهٔ گزارش سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۴ میلادی، نرخ خودکشی در ایران ۵٫۳ در میان ۱۰۰٬۰۰۰ نفر بوده است. این نرخ در میان زنان ۳٫۶ و در میان مردان ۷٫۰ می‌باشد. بالاترین نرخ فصلی خودکشی، ۳۵٫۲٪ و مربوط به تابستان است که ۱۳٪ بالاتر از فصل‌های دیگر است.برپایهٔ یک مطالعهٔ فراتحلیل، میزان اقدام به خودکشی و خودکشی موفق در میان زوج‌های ازدواج‌کرده در ایران بیشتر از سایر افراد است.آمار سازمان پزشکی قانونی ایران نشان می‌دهد که ۵۴ درصد خودکشی‌های منجر به مرگ در میان جوانان زیر ۳۰ سال روی داده است.همچنین میزان اقدام به خودکشی در مناطق شهری بیشتر از مناطق روستایی است.

آمار خودکشی زنان و مردان در ایران

در میان سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۸ خورشیدی در استان‌های غربی کشور، میزان خودکشی زنان بیشتر از مردان گزارش شده است. این تفاوت به‌ویژه در استان‌های لر و کردنشین بیشتر است. پدیدهٔ چند همسری و خشونت علیه زنان در این استان‌ها بیشتر از دیگر استان‌ها است.

در سال ۱۳۸۰ خورشیدی حدود ۳۰۰۰ خودکشی کامل در ایران انجام شده است (یک درصد کل مرگ و میرها در کشور) که حدود ۶۵ درصد آن از سوی مردان و ۳۵ درصد از سوی زنان بوده است. در ایران حدوداً مردان دو برابر زنان خودکشی کامل دارند. بالاترین میزان خودکشی موفق در استان ایلام (با نرخ ۲۶ از ۱۰۰ هزار نفر) و استان کرمانشاه (با نرخ ۲۳ از ۱۰۰ هزار نفر) است. پس از این دو استان، با فاصلهٔ زیادی استان‌های لرستان، همدان، گلستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویر احمد، آذربایجان غربی، کرمان، و کردستان جای دارند. تهران و سیستان و بلوچستان هم در آخرین رتبه‌ها قرار دارند.

جدول شمارهٔ ۱: سبب‌های خودکشی در ۷٬۵۵۳ مورد اقدام به آن در بیمارستان لقمان تهران از ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۲ میلادی
سبب‌ها
بازهٔ سنّی
مسائل عشقی مسائل خانوادگی مسائل اجتماعی مسائل مالی
۱۰–۱۴ ۶۷ ۸۶ ۴ ۱
۱۵–۱۹ ۶۳۲ ۱٬۲۶۸ ۱۳۴ ۱۰۸
۲۰–۲۴ ۶۶۹ ۱٬۱۲۱ ۲۷۲ ۱۵۵
۲۵–۳۴ ۳۷۷ ۹۴۴ ۱۳۹ ۷۵
۳۵–۴۴ ۲۶۹ ۴۲۳ ۱۱۶ ۶۷
۴۵–۵۴ ۳۶ ۱۶۱ ۴۴ ۱۰
۵۵–۶۴ ۲۴ ۷۸ ۱۱ ۵
۶۵ به بالا ۹ ۸۷ ۲۶ ۶
نامشخص ۳۵ ۶۱ ۱۷ ۱۵
کل ۲٬۱۱۸ ۴٬۲۲۹ ۷۶۳ ۴۴۳

آمار خودکشی در ایالات متحده آمریکا

بر اساس یک تحقیق ملی در ایالات متحده در سال 2008 در خصوص استفاده از دارو و سلامتی ، 8.3 میلیون فرد بالغ وجود داشتند که به خودکشی به صورت جدی فکر کرده‌اند و 2.3 میلیون نفر واقعاً برای اقدام به خودکشی برنامه ریزی کرده‌اند. از این افراد 1.1 میلیون نفر واقعاً اقدام به خودکشی کرده‌اند ، اما فقط کمی بیش از 33000 نفر موفق آمیز بوده است. که در نتیجه احتمال شکست خودکشی را به 33 به 1 می‌رسانند.

در سال 2011 در تحقیقی تخمین زده شده که اقدام به خودکشی منجر به 228366 مورد بخش اورژانس شده است. تقریباً تمام این موارد شامل تجویز دارو یا بستری شده‌اند. قابل توجه است که فقط 5465 با استفاده از دارو موفق به خودکشی شده‌اند، که به این معناست که به اِزای هر مورد موفقیت آمیز خودکشی 42 مورد روانه‌ی بخش اورژانس شده‌اند. باید توجه داشت که در خصوص خودکشی احتمالاً اقدامات زیادی وجود داشته‌اند که حتی سر از بیمارستان نیز درنیاورده‌اند.

 

 

آمار خودکشی

آمار خودکشی

آمار خودکشی در جهان

بر اساس سازمان بهداشت جهانی، در سال 2000 تقریباً در سرتاسر جهان تقریباً 1 میلیون خودکشی وجود داشته است. با این حال تحقیق دیگری برای سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهد که این آمار برای بعضی کشورها ممکن است از 20 تا 100 درصد پایین‌تر از حد واقعی تخمین زده شده باشد و در نتیجه آمار مرگ می‌تواند بیشتر از این مقدار باشد. در 50 سال اخیر آمار خودکشی در سرتاسر جهان تا 60 درصد افزایش پیدا کرده است و خصوصاً در کشورهای در حال توسعه در حال افزایش است.

سازمان بهداشت جهانی تخمین میزند که در سرتاسر جهان حداقل 20 اقدام به اِزای هر خودکشی موفق وجود دارد. این بدین معناست که حداقل در سرتاسر جهان سالانه 20 میلیون اقدام به خودکشی وجود دارد.

آمار خودکشی در بریتانیا

در تحقیقی توسط آکسفورد بریتانیا، 864 فردی که اقدام به خودکشی کرده بودند (و زنده مانده بودند) سوال شد که در مقیاس 1 تا 30 تا چه اندازه تمایل داشتند تا خودشان را بکشند (که 30 یعنی کاملاً متمایل بوده‌اند و 1 یعنی به سختی متمایل بوده‌اند). نتایج در جدول زیر نشان داده شده است:

جدول

رتبه بندی تمایل به خودکشی درصد پاسخ دهندگان
کم (0-6) 36.9%
متوسط (7-12) 33.9%
زیاد (13-20 25.0%
خیلی زیاد (21+) 4.2%

 

این تحقیق نشان می‌دهد که دو سوم کسانی که اقدام به خودکشی می‌کنند چندان تمایلی به موفقیت آن ندارند. شاید بخشی از وجود آن‌ها می‌خواهد تا به زندگی پایان دهد و بخشی نه، و به خاطر بعضی اتفاقات آن‌ها به این مسیر کشانده می‌شوند و تلاش می‌کنند تا خود را بکشند.

نتیجه

پس این مطالب چه پیغامی می‌توانند داشته باشند؟ اولاً، شما تنها نیستید. خودکشی مشکل بزرگی است. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که در آن بیشتر و بیشتر افراد به خودکشی فکر می‌کنند. دوم، توجه داشته باشید که هر کسی که به اقدام به خودکشی فکر می‌کند بیشتر محتمل است موفق نشود.

آمار جهانی در این خصوص 1 به 20 علیه شماست، و در ایالات متحده 1 به 33 یا بیشتر است. و عاقبت بسیاری از این اقدام به خودکشی‌های ناموفق ، افرادی با مشکلات سلامتی ناخوشایند یا مشکلات درازمدت هستند. و سوم، بسیاری از افرادی که واقعاً تلاش می‌کنند و اقدام به خودکشی می‌کنند بعداً میگویند که آن چنان تمایلی به این کار نداشته‌اند. بسیاری از افراد از سر انگیزش ناگهانی اقدام به خودکشی می‌کنند و سپس عاقبت دچار زندگی با مشکلات سلامتی جدی می‌شوند.

توصیه

بنابراین هرکس که به خودکشی فکر می‌کند ابتدا باید بخش کمکم کنید را بخواند. این فقط یک گزینه‌ی اختیاری نیست. اگر هنوز تمایل دارید تا به زندگی خود خاتمه بخشید، مطمئن شوید که خطرات روشی که مد نظر دارید را بخوانید و دوباره در خصوص آن تصمیم بگیرد. رنجی که اکنون تجربه می‌کنید شاید قابل مقایسه با رنجی که با اقدام به خودکشی می‌خواهید خود را در آن بیندازید نباشد.