Tag Archive: قصد خودکشی

اگر کسی قصد خودکشی دارد، چندین مسألۀ عملی وجود دارد که باید آن‌ها قبل از اقدام در نظر گرفت. هدف این بخش به صورت خلاصه نشان دادن این راه‌ها بدون هیچ نظر یا عقیده ای است.

بسیاری از خودکشی‌ ها و اقدام به خودکشی‌ ها با یک انگیزش ناگهانی رخ می‌دهند، اما این مسأله عنوان می‌کند که همین افراد تلاش نکرده‌اند در روزهای قبل یا روزهای بعد از آن خودکشی نمی‌کردند اگر درباره‌ی اعمال خود برای مدت بیشتر فکر می‌کردند. خودکشی یک حالت دائمی است. در این تصمیم نباید عجله کرد.
توصیه هایی قبل از اقدام به قصد خودکشی
1. مطمئن شوید، مطمئن مطمئن شوید که هیچ راه دیگری برای رهایی از رنجی که می‌برید به غیر از خودکشی وجود ندارد. به شما پیشنهاد می‌شود بخش کمکم کنید را بخوانید.

علل خودکشی در نوجوانان و جوانان

علل خودکشی در نوجوانان و جوانان که به حیات خود خاتمه میدهند و یا قصد خودکشی دارند احساس طرد شدن، صدمه دیدن، باختن و یا بی ارزش بودن را شامل می شود.

امروزه علل خودکشی نوجوانان و جوانان از جمله بحرانی ترین مشکلات جوامع صنعتی به شمار می آید و هر خانواده ای باید از علل دست زدن جوانان به این عمل آگاه بوده و زمینه های بروز آن را بشناسد تا بتواند در کاهش احتمال بروز این بحران در میان نسل جوان بکاهد.

بررسی علل خودکشی در نوجوانان و جوانان

بررسی ها نشان می دهد بعد از مصاحبه با نوجوانانی که قصد خودکشی داشته و یا حداقل یکبار به آن دست زده بودند اکثرشان اقرار کردند که علت اقدامشان به این کار فرار از موقعیتی بود که در آن قرار داشتند و یا توانائی تحمل وضعیت موجود را نداشتند.

علل خودکشی در نوجوانان و جوانان

علل خودکشی در نوجوانان و جوانان

اما جالب است بدانیم که این افراد به آن میزان که خواستار فرار از موقعیت بحرانی خود بودند خواستار مرگ و خودکشی نبودند و در آن لحظات راهی غیر از خودکشی نیافته بودند.
بسیاری از افرادی که به حیات خود خاتمه میدهند و یا قصد خودکشی دارند احساس طرد شدن، صدمه دیدن، باختن و یا بی ارزش بودن میکنند.
عده ای نگرانند که سبب نا امیدی سایر افراد خانواده شده اند و جمعی نیز احساس عدم پذیرش از طرف اطرافیان دارند و تصور میکنند که به دیگران تحمیل شده اند.
همه ما در دورانی از زندگی در اثر مشکلات و احساسات شکست خورده خود بسیار آسیب پذیر هستیم.
در اینگونه مواقع بسیاری از ما راهی برای برون رفت از مشکلات پیدا کرده و با عزمی استوار و امید سعی به بر طرف کردن آنان میکنیم.
حال این سئوال باقی می ماند که به چه علت عده ای اقدام به خودکشی می کنند؟ جواب این مسئله اینست که این عده از افسردگی نیز رنج می برند.

 افسردگی ای که موجب خودکشی می شود

افسردگی سبب میشود که افراد به ناکامی های خود، مسائل نا امید کننده و نقاط منفی موقعیتهائی که درآن قرار گرفته اند تمرکز کنند و توانایی های خود را برای حل مشکلات بسیار کوچک شمارند.
فردی که افسردگی شدید دارد قادر به دیدن نکات مثبت زندگی خود نیست و به خود باورانده است که او هرگز نمیتواند و قادر نیست که رنگ خوشبختی و سعادت را ببیند.
افسردگی تا اندازه ای افکار او را تحت تاثیر قرار میدهد که او راهی برای رفع مشکلات خود نمیبیند و در این حالت است که افسردگی مانند یک فیلتر بر افکارعمل کرده و انسان را از مسیر زندگی منحرف میکند و بدین علت است که این افراد تشخیص نمیدهند که خودکشی تنها راه مقابله با مشکلات مقطعی زندگی نمیباشد.
بسیاری از این افراد از این مساله آگاهی ندارند که افسرده اند و این افسردگی آنان است که مانع از پیدا کردن راه حل برای مقابله با مشکلاتشان می شود نه موقعیتی که در آن قرار گرفته اند.
زمانیکه فرد افسرده تحت معالجات درست و موثر قرار بگیرد از افکار منفی رها شده و میتوانند امید و انرژی و شادمانی خود را دوباره باز یابد، اما در هنگام افسردگی فکر به پایان دادن به زندگی تنها گزینه این فرد است.

روانشناسی و علل خودکشی در نوجوانان و جوانان

بعضی از افراد دارای دوگانگی در افکار و شخصیت خود هستند، این افراد نیز در خطر اقدام به خودکشی قرار دارند، زیرا حالت روانی این افراد بدینگونه است که زمانی دچار افسردگی مفرط بوده و زمانی بیش از حد با انرژی هستند که به این دوگانگی شخصیتی آنها مانیا (mania) و یا مانیک (manic) گفته می شود.
هر دوی این حالات یعنی افسردگی و یا بیش فعالی سبب انحراف افکار آنان می گردد و بر قضاوت و نگرش آنان تاثیر دارد و برای این افراد برون رفت از مشکلات و قضاوت امیدوارانه در مقابله با آنها یک چالش است.
عده ای از افرادی که خودکشی میکنند قصد مردن ندارند اما تنها راهی که برای بیان احساسات خود به اطرافیانشان پیدا میکنند اقدام به این کار است.

علائم خودکشی در نوجوانان و جوانان

خوشبختانه علائمی برای شناسایی حالات افرادی که در سرشان هوای خودکشی را می پرورانند وجود دارد که خانواده ها با آگاهی از آنها و برخورد مناسب با جوانانشان می توانند قبل از اینکه واقعا دیر شود به آنها در رفع مشکلاتشان کمک کنند.

● علائم هشدار دهنده

در اغلب موارد علامات و نشانه هائی وجود دارند که مشخص میکند فرد قصد خودکشی دارد :
۱- صحبت از خودکشی و یا مرگ در حضور دیگران
۲- صحبت از فرار
۳- بخشیدن وسائل و متعلقات خود به دیگران
۴- صحبت از نا امیدی و احساس گناه کردن
۵- علاقه نداشتن به شرکت در فعالیت های مورد علاقه شان
۶- مشکل داشتن در تمرکز در فعالیت های روزانه
۷- تغییرات در عادات غذائی و خواب
۸- دست زدن به اعمال مخرب مانند بریدن یا سوزاندن اعضاء بدن و یا روی آوردن به مواد مخدر

ده چیزی که نباید به فردی که قصد خودکشی دارد بگویید

قصد خودکشی دارم .” شنیدن این ۴ کلمه از کسی که قصد خودکشی دارد شوکه‌کننده است. این فکر به ذهن‌تان می‌آید که چگونه به این فکر افتاده است که خودش را بکشد؟ و آیا این قصد یا تصمیم را عملی خواهد کرد؟
اما شما باید در مواجه با این فرد “ده چیزی که نباید به فردی که قصد خودکشی دارد بگویید” را رعایت کنید.

قصد خودکشی

درست است که شنیدن این کلمات برای شما ناخوشایند است، اما عزیزتان یک هدیه به شما داده‌است. او شما را به حریم خود راه داده‌است. این فرد با گفتن این‌که می‌خواهد بمیرد، به شما فرصتی می‌دهد تا به او کمک کنید.

ده چیزی که نباید به فردی که قصد خودکشی دارد بگویید

چیزی که بعد از شنیدن این جمله و قصد خودکشی یک نفر می‌گویید خیلی مهم است. این می‌تواند باعث شود دوست یا عضو خانواده‌تان شما را بیش‌تر به حریم خود راه بدهد- یا کلا در را ببندد. قابل درک است که شما سرشار از هیجان هستید، و ممکن است افکار زیادی داشته‌باشید که بعضی از آنها مثبت هستند و بعضی دیگر نه.

در ادامه ۱۰ واکنش رایج به جمله قصد خودکشی دارم آمده‌است که می‌تواند واقعا زیان‌بار باشد. قبل از هر چیز: یک هشدار: در کل این جملات می‌تواند القاکننده‌ی قضاوت باشد و بیزاری فرد را بیش‌تر کند. اما بسته به شرایط، ممکن است بعضی آدم‌ها حداقل به برخی از این پاسخ‌ها واکنشی مثبت نشان دهند.

۱. “چه طور می‌توانی به خودکشی فکر کنی؟ زندگی تو تا این حد بد نیست.”

شاید زندگی فردی که قصد خودکشی دارد از بیرون “تا این حد بد” به نظر نمی‌رسد. درد زیر این پوسته است. اگر فردی که قصد خودکشی دارد احساس کند کسی او را درک می‌کند، خیلی برایش مفید خواهدبود. چنین جمله‌هایی القاکننده‌ی عدم باور و قضاوت است، نه درک کردن.

۲. “تو نمی‌دانی اگر خودت را بکشی من نابود می‌شوم؟ چه‌طور می‌توانی فکرش را بکنی که چنین آسیبی به من بزنی؟”

عزیز شما به خودی خود حس بدی دارد. انباشتن بار گناه روی شانه‌هایش قرار نیست به او احساس آرامش یا درک شدن بدهد یا او را تشویق کند که بیش‌تر با شما حرف بزند.

۳. “خودکشی خودخواهی است.”

این جمله احساس گناه بیش‌تری را به او القا می‌کند. این‌جا ۲ نکته اهمیت دارد. یکی این‌که بسیاری از آدم‌هایی که به خودکشی فکر می‌کنند، تصور می‌کنند زنده ماندن‌شان باری به دوش خانواده‌شان است. بنابراین، در میان حس درماندگی‌شان، حتی شاید در وضعیت ذهنی بیمارگونه، با رها کردن عزیزان‌شان از این بار به آنها کمک کنند. دوم، آیا در واکنش به دردی مشقت‌بار طبیعی نیست که اول به فکر رهایی خودشان از این رنج باشند؟

۴. “خودکشی کار آدم‌های ضعیف است.”

این جمله حس خجالت را القا می‌کند. هم‌چنین در واقع اصلا منطقی نیست. بیشتر آدم‌ها از مرگ می‌ترسند. هرچند ما تردید داریم که خودکشی را شجاعت یا شهامت تلقی کنیم، اما غلبه بر ترس از مرگ را هم ضعف تلقی نمی‌کنیم.

۵. “منظورت این نیست. تو واقعا نمی‌خواهی بمیری.”

پیام این جمله که اغلب به خاطر اضطراب یا ترس گفته می‌شود، بی‌اعتباری و بی‌اعتنایی فرد است. فرض کنید منظور آن شخص واقعا این است که می‌خواهد بمیرد. اگر به فردی که حقیقتا قصد خودکشی دارد، بی‌اعتنایی کنید خیلی زیان‌بارتر از این است که کسی را که قصد خودکشی ندارد جدی بگیرید. بنابراین چرا همه را جدی نمی‌گیرید؟

۶. “تو چیزهای زیادی داری که به خاطرشان زندگی کنی.”

در بعضی شرایط ممکن است این نوع جملات یادآور تسکین‌بخشِ وفور نعمت و امید باشد. اما برای بسیاری از آدم‌ها که به خودکشی فکر می‌کنند و اصلا احساس نمی‌کنند چیزی زیادی برای زندگی کردن دارند، این گفته می‌تواند عدم درک بسیار عمیقی را انتقال دهد.

۷. “اوضاع می‌توانست بدتر از این باشد.”

بله اوضاع می‌توانست بدتر از این باشد، اما دانستن آن هیچ خوشی یا امیدی را القا نمی‌کند. مابرای مقایسه، ۲ فرد را تصور می‌کنیم که چاقوخورده‌اند، یکی در قفسه‌ی سینه و دیگری در پا. چاقو خوردن در قفسه‌ی سینه خیلی بدتر است، اما به هر حال، تصور آن درد فردی را که پایش چاقو خورده‌است رفع نمی‌کند. این درد هم‌چنان رنج‌آور است. خیلی زیاد. بنابراین آدم‌هایی که به خودکشی فکر می‌کنند، حتی اگر چیزهای خوب زیادی برایشان وجود داشته‌باشد، حتی اگر زندگی‌شان می‌توانست خیلی بدتر باشد، باز هم اوضاعی را تجربه می‌کنند که ظاهرا غیرقابل تحمل است و باعث شده‌است بخواهند بمیرند.

۸. “آدم‌های دیگر مشکلاتی بدتر از تو دارند و نمی‌خواهند بمیرند.”

این حقیقت دارد، و ممکن است عزیزتان قبلا با شرمساری به این موضوع فکر کرده‌باشد. آدم‌هایی که می‌خواهند بمیرند اغلب خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند و به این نتیجه می‌رسند. حتی ممکن است احساس نقص یا فروپاشی بکنند. مقایسه‌ی او با کسانی که بهتر با مشکلات کنار می‌پایند ممکن است فقط حس محکوم کردن خود را در او تشدید کند.

۹. “خودکشی راه‌حلی دائمی به یک مشکل موقت است.”

ما آدم‌ها، به‌ویژه نوجوانانی را می‌شناسیم که این جمله برایشان بی‌نهایت مفید بوده‌است. این جمله با آنها حرف می‌زند. اما در عین حال این پیام را منتقل می‌کند که مشکلات یک فرد موقتی است، در حالی که ممکن است این‌طور نباشد. در چنین اوضاعی، یک هدف واقع‌گرایانه برای آن فرد می‌تواند این باشد که یاد بگیرد با مشکلات کنار بیاید و با وجود آنها زندگی معناداری داشته‌باشد. مشکل دیگر چنین جمله‌ای پیامی است که القا می‌کند: خودکشی یک راه‌حل است –بله یک راه‌حل دائمی. ما توصیه می‌کنیم حداقل کلمه‌ی “راه‌حل” را با “اقدام” یا “کنش” عوض کنید، فقط برای این‌که که این ایده‌ی راه‌حل بودن خودکشی را تقویت نکنید.

۱۰. “اگر در اثر خودکشی بمیری به جهنم خواهی‌رفت.”

احتمالا عزیزتان قبلا درباره‌ی چنین امکانی فکر کرده‌است. شاید او به جهنم اعتقاد ندارد. شاید اعتقاد دارد خدایی که او را می‌پرستد گناه خودکشی‌اش را خواهدبخشید. به هر حال آرزوی مرگ در او باقی می‌ماند. گفتن این‌که به جهنم خواهدرفت می‌تواند احساس بیگانگی را در او تشدید کند.

یک بار دیگر می‌گوییم، ممکن است همه‌ی افکار بالا به ذهن‌تان برسد یا اصلا هیچ‌کدام‌شان به فکرتان نیاید. معنی‌اش این نیست که شما اشتباه کرده‌اید یا به خاطر این‌که چنین واکنشی نشان داده‌اید بد هستید.

به هر حال شما انسان هستید. ممکن است احساس خشم، رنجش، یا خیانت کنید. شما نمی‌توانید افکار و احساساتی را که به شما هجوم می‌آورد کنترل کنید. فقط می‌توانید آن‌چه را در واکنش به این افکار و احساسات می‌گویید یا کاری را که انجام می‌دهید کنترل کنید.

وقتی فردی افکار مرتبط با قصد خودکشی را برای شما افشا می‌کند، حرف‌ها و رفتارتان می‌تواند به او کمک کند کم‌تر احساس تنهایی کند و در نتیجه، امیدوارتر شود. سوال‌های خوبی که می‌توانید از خودتان بپرسید این است: “آن‌چه من می‌خواهم بگویم چه کمکی به این فرد می‌کند؟ چه آسیبی به او می‌زند؟”

پاسخ شما به این سوال‌ها می‌تواند به معنی این تفاوت باشد که فرد احساس کند درباره‌اش قضاوت شده‌است و حتی بیش‌تر احساس تنهایی کند – یا احساس پذیرش و درک شدن بکند.

اگر قبلا حرفی زده‌اید چه باید بکنید؟

ما گمان کردیم اگر این مقاله را همین‌جا تمام کنیم، از آدم‌هایی که قبلا به شیوه‌هایی نه چندان مفید یا هم‌دلانه به این خبر واکنش نشان داده‌اند، ایمیل‌های دیوانه‌واری دریافت خواهیم‌کرد. شاید وقتی دوست یا عضو خانواده‌شان اظهار کرده‌است که می‌خواهد بمیرد، ترس و اضطراب‌شان فوران کرده‌باشد.

این ترس و اضطراب قابل درک است. همان‌‌طور که واکنش‌های بالا قابل درک است. اما وقتی حرف گفته‌شده قابل بازگشت نیست چه باید کرد؟

می‌خواهید بدانید توصیه‌ی ما چیست؟ دوباره پیش آن فرد بروید و بگویید متوجه شده‌اید پاسخ مفید و درستی به او نداده‌اید، بگویید از تصور خودکشی و مردن او ترسیده‌اید، اما می‌خواهید ترس‌هایتان را کنار بگذارید و آرزوی مرگ او را بهتر درک کنید تا بتوانید گوشی شنوا باشید، شریکی در دشواری‌هایش باشید، هم‌پیمانی باشید که می‌خواهد کمک کند او کم‌تر احساس تنهایی و ناامیدی کند.

و سپس پرسیدن مهم‌ترین سوال می‌تواند مفید باشد:

“چگونه می‌توانم کمکت کنم؟”

منبع:

https://www.speakingofsuicide.com/

قصد خودکشی :چیزهایی که باید در نظر گرفت

اگر کسی قصد خودکشی دارد، چندین مسألۀ عملی وجود دارد که باید آن‌ها قبل از اقدام در نظر گرفت. هدف این بخش به صورت خلاصه نشان دادن این راه‌ها بدون هیچ نظر یا عقیده ای است.

قصد خودکشی :چیزهایی که پیش از آن باید در نظر گرفت

فهرست محتوا

توصیه هایی قبل از اقدام به قصد خودکشی 

1. مطمئن شوید، مطمئن مطمئن شوید که هیچ راه دیگری برای رهایی از رنجی که می‌برید به غیر از خودکشی وجود ندارد. به شما پیشنهاد می‌شود بخش کمکم کنید را بخوانید.

2. واکنش محتمل باقی ماندگان خود را در نظر بگیرید.

برای مثال چگونه خانواده یا دوستان در برابر خبر یا انتخاب شما برای خودکشی واکنش نشان می‌دهند، این مسأله چه تأثیری بر آن‌ها می‌گذارد، و چه تأثیری بر کار، مشتریان یا کسب و کار شما می‌گذارد. بر اساس مرکز خودکشی و بحران آمریکا ، هر خودکشی حداقل شش فرد دیگر تأثیر می‌گذارد، بنابراین با دقت تأثیر آن را بر دیگران در نظر بگیرید. بخش کمکم کنید را بیشتر بخوانید.
آگاه باشید که شاید خودکشی شما یک راه پیغام دادن به دیگران باشد (که در بسیاری از موارد معمولاً در سطح ناخودآگاه این چنین است). اعمال شما ممکن است از خشم، رنج یا انتقام ناشی شده باشد به جای اینکه تمایلی واقعی به اتمام زندگی خود داشته باشید.

3. یک روش خودکشی را انتخاب کنید.

در این وب سایت اطلاعات زیادی در این خصوص وجود دارد. دردناک بودن روش را با دقت مورد توجه قرار دهید، و اینکه آیا آنچه شما را به خودکشی متمایل می‌کند از درد و احتمال خودکشی ناموفق تجاوز نکند.
4. وسایل را آماده کنید. بیشتر روش‌ های خودکشی به وسایلی و آمادگی‌هایی احتیاج دارند.
5. اگر مقدور بود، کسی را بیابید تا به شما در گرفتن وسایل برای روش مورد نظر کمک کند، یا با خود روش به شما کمک کند. این مسأله ممکن است خصوصاً برای افراد معلول یا با بیماری حاد بسیار مهم باشد، و کار با کسانی که بدون قضاوت به شما کمک کنند می‌تواند بسیار مهم باشد. توجه بسیار داشته باشید که هر کمکی با قانون اتانازی در کشور شما تخطی نداشته باشد، و کمک به خودکشی در بیشتر کشورها غیرقانونی است. بخش قانون تحت اتانازی و مرگ ترحمی را برای اطلاعات بیشتر بخوانید.

6. تصمیم بگیرید که به چه کسانی می‌خواهید بگویید

خیلی از افراد به هیچ کس نمی‌گویند از ترس قضاوت شدن، یا تلاش برای منصرف کردن آن‌ها. می‌توان عنوان کرد که اگر از منصرف شدن ترس دارید ، اتفاقاً این را به عنوان دلیلی برای صحبت کردن با فردی دیگر در نظر بگیرید، چرا که احتمال دارد که شما شک دارید که این کار درستی باشد.

7. یک وصیت نامه‌ی بروز بنویسید

8. یک وصیت نامه به شرط بقا بنویسید

این وصیت نامه می‌تواند در شرایطی که تلاش برای خودکشی شما ناموفق بود و صدمات جسمی یا روانی جدی‌ای به شما وارد شد ، مهم باشد. یک وصیت نامه به شرط بقا ، خواسته‌های شما در خصوص درمان و اینکه چگونه دوست دارید در صورتی که به شدت بیمار شدید و قادر به ارتباط با دیگران و انتقال تصمیم گیری‌های خود نبودید به کار آید.
9. مسائل اقتصادی. منطقی است که مسائل اقتصادی خود را تنظیم کنید. همچنین بسیار مهم است که چه کسی بعد از مرگتان مسائل اقتصادی شما را تنظیم کند، عموماً مجریان وصیت نامه‌ی شما، باید نامه‌ای شامل حساب‌های بانکی شما، بیمه نامه‌ها، مستمری بازنشستگی و جزئیات سایر دارایی‌هایی که موضوع وصیت نامه‌ی شما خواهد بود.
10. خاک‌سپاری. اینکه چگونه دوست دارید دفن شوید، یا غیره را در نظر بگیرید. این مسائل را در وصیت نامه‌ی خود ذکر کنید.

11. قاعده‌ی سه روز قبل از قصد خودکشی را رعایت کنید

اگر هم اکنون آماده هستید خودکشی کنید، یعنی واقعاً واقعاً آماده هستید، سه روز صبر کنید، یا بهتر است یک هفته صبر کنید، تا تصمیم نهایی را بگیرید. اگر قرار است برای باقی زمان مرده باشید، بهتر نیست چند روز صبر کنید؟

ممکن است طی چند روز شور و علاقه‌ی شما به خودکشی مانند سابق نباشد، که این مسأله تصریح می‌کند که شاید خودکشی تنها جواب برای شما نباشد، بلکه محتملاً چیزی می‌تواند در شرایط زندگی شما، یا چگونگی دید و احساس شما به زندگی تغییر کند ، که تصمیم شما را تغییر دهد. از همه چیز گذشته چیزی در زندگی شما تغییر کرد که شما به اینجا رسیدید، ممکن است آن چیز دوباره تغییر کند؟ بخش کمکم کنید را بخوانید.

نتیجه

بسیاری از خودکشی‌ ها و اقدام به خودکشی‌ ها با یک انگیزش ناگهانی رخ می‌دهند، اما این مسأله عنوان می‌کند که همین افراد تلاش نکرده‌اند در روزهای قبل یا روزهای بعد از آن خودکشی نمی‌کردند اگر درباره‌ی اعمال خود برای مدت بیشتر فکر می‌کردند. خودکشی یک حالت دائمی است. در این تصمیم نباید عجله کرد.

پیشگیری از خودکشی

بر اساس انجمن خودکشی شناسی آمریکا (AAS) تقریباً همه‌ی مردم در زمانی از زندگی خود به خودکشی فکر می‌کنند. تقریباً همه تصمیم می‌گیرند تا زنده بمانند زیرا به این درک می‌رسند که این بحران موقتی و پیشگیری از خودکشی ممکن است.

در هر صورت، مردم در میانه‌ی بحران معمولاً مشکل خود را به صورت غیرقابل حل تصور می‌کنند و احساس می‌کنند که کنترل را از دست داده‌اند.

پیشگیری از خودکشی

فهرست محتوا

پیشگیری از خودکشی : مشکلات

• نمی‌توانند درد را متوقف کنند.
• نمی‌توانند درست فکر کنند.
• نمی‌توانند تصمیم بگیرند
• نمی‌توانند راه حل خروجی بیابند.
• نمی‌توانند بخوابند، بخورند، یا کار کنند.
• نمی‌توانند از افسردگی رها شوند.
• نمی‌توانند غم را فراموش کنند.
• نمی‌توانند احتمالی برای تغییر بیابند.
• نمی‌توانند خود را ارزشمند بیابند.
• نمی‌توانند توجه یک فرد را به خود معطوف کنند.
• نمی‌توانند کنترل را بدست آورند.

پیشگیری از خودکشی : درمان افسردگی 

انجمن خودکشی شناسی آمریکا تخمین میزند که در حدود دو سوم افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند در زمان مرگ افسرده هستند. که البته چندان تعجب برانگیز نیست. اما آنچه تعجب برانگیز است این است که درمان افسردگی در 60 الی 80 درصد مواقع موثر است.

احتمال اینکه کسی که از یک ناهنجاری افسردگی درمان نشده ی حاد رنج می‌برد اقدام به خودکشی کند در حدود 20 درصد (یک نفر از هر پنج نفر) است. و احتمال خودکشی در بین بیماران درمان شده 0.1 درصد (یک نفر از هر 1000 نفر) است.

باور شما

احتمالاً فکر می‌کنید که اگر درمان این قدر موثر است، لابد عده بسیار کمتری از مردم اقدام به خودکشی می‌کردند. با این حال بر اساس سازمان بهداشت جهانی، کمتر از 25% از افراد دچار افسردگی درمان مناسب و کافی دریافت می‌کنند.

متأسفانه اعتقاد به اینکه شرایط شما «غیرقابل درمان» است معمولاً بخشی از ناامیدی‌ای است که با افسردگی حاد همراه می‌شود. اما آنچه شما باور دارید با واقعیات متفاوت است. پس در کل پیغام روشن این بخش این است:
افسردگی قابل درمان است، و پس از درمان موثر احتمال احساس تمایل به خودکشی به طرز قابل توجهی کاهش می‌یابد .
البته افسردگی تنها دلیل اقدام به خودکشی نیست. خودکشی ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد (برای اطلاعات بیشتر مراجعه شود به دلایل پشت خودکشی) اما دلایل شما هرچه باشند، احتمال زیادی وجود دارد که شکل خاصی از درمان موثر برای آن وجود داشته باشد . پس به مطالعه ادامه دهید.

پیشگیری از خودکشی و شرایط پزشکی

حتی اگر شما این مطالب را می‌خوانید و از شرایط پزشکی حادی رنج می‌برید، که درمانی برای آن وجود ندارد، به شدت توصیه می‌کنیم تا به مطالعه ادامه دهید. تظاهر نمی‌کنیم که میدانیم زندگی کردن در رنج جسمانی دائمی چگونه است. میدانیم که هرکس در رنج شدید می‌خواهد لااقل به تمام کردن زندگی خود فکر کند. اما شما باید این مطالب را به یک دلیل بخوانید.

ذهن شما باید برای امید باز باشد. حتی کسانی که در رنج جسمی یا با معلولیت هستند هنوز هم می‌توانند دلیلی برای زندگی بیابند. به شما توصیه می‌کنم تا فیلم جان کندی و کریستوفر ریو را ببینید (مراجعه شود به این فیلم را تماشا کنید در بخش دوره های بهبود شخصی )،  چرا که کسانی که در رنج هستند کارهای شگرف و الهام کننده‌ای با زندگی خود انجام داده‌اند و شما شاید با خواندن زندگی آن‌ها الهام بگیرید.

پیشگیری از خودکشی : از دست دادن امید

چیزی که در خصوص افراد متمایل به خودکشی به ذهنمان می‌رسد این است که آن‌ها امید خود را از دست داده‌اند. اینکه چیزی بتواند انجام شود که تا آخر عمر تفاوتی ایجاد کند.

بسیاری از کسانی که در این سایت آمده‌اند درمان‌های ضد افسردگی یا اشکال دیگر درمانی را تجربه کرده‌اند. اما فقط به این خاطر که این درمان‌ها کارگر نبوده‌اند به این معنی نیست که هیچ کاری نمی‌توان کرد. احتمال زیادی  کارهای دیگر وجود دارند که شما می‌توانید امتحان کنید. وقتی از توماس ادیسون ، مخترع لامپ تنگستن در خصوص اینکه آیا نتیجه یا موفقیتی در اختراع داشته است سوال پرسیدند او گفت:

«نتیجه ؟ چرا؟ من نتایج بسیاری بدست آورده‌ام! من 10000 راه را کشف کرده‌ام که کار نمی‌کند. من شکست نخورده‌ام. من نا امید نیستم، زیرا هر روش اشتباهی که دور ریخته شود یک قدم به جلوست …..»

یا مخترع پاستوریزاسیون، لوئیس پاستور می‌گوید:

«بگذارید به شما رازی بگویم که مرا به اهدافم رسانده است: قدرت من صرفاً از سماجت من ناشی می‌شود.»

این را تماشا کنید

بله قبل از اینکه حتی بخواهید از روش‌های سنتی برای بهتر شدن حالتان استفاده کنید، بهتر است این فیلم کوتاه (50 دقیقه‌ای) را تماشا کنید. اصرار می‌کنم که بروید و فیلم پسری که پوستش کنده می‌شود زندگی جانی کندی را ببینید.

جانی در سال 2003 در سن 36 سالگی مرد. او یک بیماری ژنتیک حاد به نام اپیدرمولیز بولوزای دیستروفیک داشت که به این معنی بود که واقعاً پوستش با کم‌ترین تماس کنده می‌شد و بدنش را با زخم‌های به‌شدت دردناک می‌پوشاند که در نهایت منجر به سرطان پوست می‌شد. به نظر می‌رسد این فیلم به سختی بتواند حال شما را بهتر کند…

جانی در ماه آخر زندگی‌اش تصمیم گرفت با کارگردانی به نام پاتریک کالرتون کار کند تا زندگی و مرگش به صورت یک فیلم مستند درآید و نتیجه یک فیلم شد که در سال 2004 به نمایش درآمد که یک فیلم فاخر، درگیرکننده و داستانی شادی آور از یک مرد است.

فیلم از واقعیت تلخ بیماری اپیدرمولیز بولوزا فرار نمی‌کند و همچنین این فیلم نوعی تجلیل از زندگی در کمال خود است. با دیدن اینکه این مرد جوان چگونه شجاعانه خود را نشان می‌دهد و او چگونه ترتیبی می‌بیند تا با زندگی خود به‌رغم تمام رنجی که می‌کشد کنار بیاید، امیدواریم که شما با آن الهام بگیرید و مشکلات فعلی خود را در پرتویی دیگر بنگرید.

همچنین توصیه می‌شود فیلم امید در حرکت (Hope in Motion) کریستوفر ریو را ببینید که در خصوص یک مرد است که با مشکل شگرف خود می‌جنگد.

نتیجه

بنابراین به یاد داشته باشید آنچه تا کنون امتحان کرده‌اید، و هر آنچه تاکنون کار نکرده است، یک قدم در جهت پیدا کردن چیزی است که کار خواهد کرد.

چیزهایی که می‌توانید آن‌ها را امتحان کنید در ادامه آورده شده‌اند. لطفاً همه‌ی آن‌ها را بخوانید. سعی کنید بیش از یکی از آن‌ها را امتحان کنید، چرا که محدودیتی برای روش‌هایی که ممکن است حال شما را بهتر کند وجود ندارد. به هر حال چیزی را امتحان کنید.

 

 

کمکم کنید

بسیار خوشحالیم که این بخش را می‌خوانید. چرا که خواندن این بخش به این معنی است که هنوز بخشی از وجود شما باور دارد که این احتمال وجود دارد که به‌تان کمک شود.

امیدواریم چند دقیقه‌ای وقت بگذارید و این چند صفحه را تا انتها بخوانید. اگر نمی‌توانید ، حداقل قبل از اینکه روش‌ های خودکشی را بخوانید ،بخش امروز زنده ماندن را بخوانید.
به خوبی این حس که امیدی دیگر باقی نمانده است را درک می‌کنیم. این حس که دیگر هیچ چیز ارزشمندی برای زندگی کردن باقی نمانده است، حسی که دیگر قادر نیستید با آن تا آخر عمر همراه باشید.

ما این حس را میدانیم چرا که خودمان نیز آن را حس کرده‌ایم، و واقعاً از اینکه در چنین شرایطی قرار دارید متأسفیم. این مسأله به این معنی است که شما دیگر از اهمیت دادن به همه چیز و هیچ چیز گذشته‌اید و باور ندارید که احساس کنونی‌تان قابل تغییر باشد.

کمکم کنید

فهرست محتوا

تأمل

برای لحظه‌ای تأمل کنید. آیا همیشه همین حسی که اکنون دارید را داشته‌اید؟ ممکن است، زمان‌هایی در زندگی‌تان وجود داشته باشد که این‌گونه حس نکرده باشید، و این به این معنی است که چیزی در زندگی شما تغییر کرده است که شما را تغییر داده است و شما را به اینجا رسانده است.

اما همچنین این مسأله به این معنی است که چیزی در زندگی شما می‌تواند تغییر کند ، که شما را از اینجایی که هستید دور سازد. جداً این مسأله که زندگی همیشه در حال تغییر است شامل شما هم می‌شود. مگر نه اینکه زمان‌های دیگری نیز وجود داشته است که شما ناامید بوده‌اید و اتفاقی افتاده است و باعث شده شما احساس بهتری پیدا کنید؟
مردم در خصوص خودکشی به عنوان یک راه حل برای مشکلی که راه حلی ندارد نگاه می‌کنند. اما باید این نکته را مورد توجه قرار داد که حتی اگر شما راه حلی برای مشکلاتتان در حال حاضر متصور نباشید، این بدان معنا نیست که راه حلی وجود ندارد. این فقط بدین معناست که شما در حال حاضر فقط قادر به دیدن راه حل نیستید.

چگونه احساس شادی کنم؟

صرف نظر از بیماران صعب‌العلاج، می‌توان گفت که بیشتر آن‌هایی که به فکر خودکشی میافتند، به علت مشکلات عاطفی یا شرایط غیر قابل تحمل زندگی، همیشه این حس را نداشته‌اند. انسان‌ها ذاتاً تمایلی به خودکشی ندارند.
همچنین می‌توان گفت که این افراد ، با توجه به انتخاب بین احساس رضایت از خود و زندگی ، یا مردن، احتمالاً مورد اول را انتخاب می‌کنند. همه‌ی ما می‌خواهیم تا خوشی و شادمانی را احساس کنیم. مرگ فقط زمانی جذاب می‌شود که ما امید به اینکه دوباره احساس شادی کنیم را از دست می‌دهیم.
برای افرادی که برای سالیان زیاد با مشکلات عاطفی درگیر هستند، شاید انواع مختلف درمان از دارو گرفته تا معالجات مختلف را دنبال کرده‌اند یا داشته‌اند، آسان است که متوجه شد چگونه آن‌ها توانسته‌اند امید به اینکه همه چیز تغییر می‌کند را از دست بدهند.
بسیاری از افراد در این سایت مشکلاتی داشته‌اند که ریشه در سال‌ها یا ده‌ها سال گذشته دارد. این مشکلات برای تغییر بسیار مشکل هستند و حتی اگر تغییر کنند ، این تغییرات به قدری کم هستند که به زحمت می‌توان متوجه آن شد. پس چه چیز می‌تواند کمک کند؟
ما این صفحه را پس از 3 سال دوباره باز نویسی می‌کنیم. ما این مطالب را با بهره گرفتن از ایمیل‌ها و بازخوردها از کسانی که از سایت بازدید کرده‌اند می‌نویسیم. ما اعتقاد داریم که زمینه‌ای مشترک از آنچه مردم برای زنده ماندن (ورا و جدای از سلامت جسمانی، پول، غذا، …) لازم دارند وجود دارد:

1. ارتباط عاطفی

فرد متمایل به خودکشی معمولاً احساس تنهایی می‌کند. آن‌ها ممکن است همسر یا شریک ، خانواده و دوستانی داشته باشند اما باز هم احساس تنهایی می‌کنند.

اینکه افرادی دور و بر ما باشند به این معنی نیست که ما با آن‌ها در ارتباط هستیم. اما این ارتباط اصولاً به چه معناست؟ دیده شدنِ خود حقیقی ما توسط دیگران با تمام بدی‌ها، و مورد قبول و مورد عشق واقع شدن به رغم تمام آن‌ها. تمایل ما به حس کردن عشق بسیار قوی است اگرچه ممکن است تا حدودی ناخودآگاه باشد.
البته بسیاری از ما بسیار شرم داریم از اینکه اجازه دهیم دیگری ما را این‌گونه ببیند. و در این شرم ما خود حقیقی‌مان یا بخشی از خودمان را مخفی می‌کنیم. آن‌ها «خودِ حقیقی» ما را نمی‌بینند ، چرا که ما آن بخش از خود را غیرقابل دوست داشتن میدانیم.

بنابراین آنچه ما واقعاً هستیم هرگز با هرکس دیگری ارتباط برقرار نمی‌کند. و در نتیجه ما گوشه گیر می‌شویم و به رغم آنکه شدیداً تمایل به ارتباط داریم ، خجالت می‌کشیم تا ارتباط ایجاد کنیم.

2.ارتباط جسمانی

این ارتباط می‌تواند سکس (به عنوان بخشی از برنامه ریزی ژنتیک ما برای تکثیر نسل یا صرفاً لذت) باشد، یا حتی چیزی بسیار ساده‌تر. نیاز به لمس شدن، بغل شدن، نوازش شدن.

تحقیقات بروی میمون‌ها اثرات مخرب گسترده‌ای بر آن‌هایی که توسط دیگران مورد لمس واقع نشده‌اند را نشان می‌دهد و انسان‌ها نیز متفاوت نیستند، ما نیز نیاز به لمس شدن داریم.

3.حمایت و پشتیبانی

در دنیای امروز انسان‌ها بیش از پیش منزوی شده‌اند. امروزه دیگر آسان‌تر است که زندگی را از خانه در جلوی اسمارت‌فون‌ها گذراند. مردم دیگر به یکدیگر متکی نیستند . ما به شدت مستقل شده‌ایم!

مردم نمی‌توانند به جامعه ، که یک ساختار حمایتی است اتکا کنند. این مسأله می‌تواند خصوصاً برای آن‌هایی که بخشی از یک خانواده‌ی صمیمی نیستند صادق باشد. شاید به خاطر اینکه خانواده‌ی آن‌ها فوت کرده‌اند یا در جای دیگری زندگی می‌کنند، یا شاید صرفاً به این خاطر که نمی‌توانند با والدین یا فرزندان خود احساس نزدیکی کنند

ما شدیداً به حمایت و پشتیبانی نیاز داریم تا در زمان‌های سختی بتوانیم به کسی اتکا کنیم. به کسی که بتواند در آن زمان دست ما را بگیرد، کسی که بتوانیم در حضورش خودمان باشیم، کسی که بتوانیم واقعاً با او صحبت کنیم، و کسی که بتوانیم با او بخندیم، کارهایی انجام دهیم و در خصوص مشکلات با او بحث کنیم.

کسی که بتواند به ما کمک کند. گاهی اگر آدم نتواند خود را بخشی از یک گروه حس کند ،تمام معالجات و داروهای دنیا کاری از پیش نمی‌برند. یک گروه لزوماً نباید بزرگ باشد، اما برهمکنش چند انسان با یکدیگر می‌تواند بسیار قوی‌تر از برهمکنش یک انسان با یک انسان باشد.

4.هدف

هرکس برای اینکه صبح از رختخواب برخیزد به دلیلی احتیاج دارد.این دلیل می‌تواند مراقبت از خانواده، بدست آوردن پول برای همان خانواده یا کمک به دوستان یا غیره، یا پیروزی در یک رقابت یا هر چیز دیگری باشد. دلایل بسیاری در دنیا وجود دارد اما ما فقط به یک دلیل احتیاج داریم.
اگر می‌شد با تکان یک چوب شعبده بازی، شما این چهار چیز را در اختیار داشتید، احتمال اینکه باز هم قصد خودکشی داشتید بسیار کم می‌بود. حتی اگر مشکل یا وضعیت جسمانی بسیار بدی در زندگی داشتید.
حال آیا ممکن است این چهار چیز را بدست آورد؟ خب،این‌ها برای بدست آوردن خیلی غیر محتمل نیستند. تا حدود زیادی این‌ها برای هرکس قابل حصول هستند. سوال این است که آیا شما آنقدر باور دارید که برای بدست آوردن آن‌ها تلاش کنید.

شاید ارتکاب خودکشی در مقایسه آسان به نظر برسد. البته اگر آنچه ما می‌خواهیم در واقعیت احساس شادمانی، خوشی ، عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن باشد، در نتیجه مرگ وسیله‌ای برای بدست آوردن آن‌ها نیست.

قدم بعد؟

ما این مطالب را ابتدا در پاییز سال 93 نوشتیم. در ماه بعد و همچنین هر ماه بعد از آن 16 میلیون نفر در گوگل عبارت خودکشی را جستجو می‌کنند.

بله، 16 میلیون نفر! پس به ما اعتماد کنید که شما تنها کسی نیستید که چنین حسی دارید. در 12 ماه بعد سازمان بهداشت جهانی (رجوع شود به آمار خودکشی) تخمین میزند که بیش از 20 میلیون نفر اقدام به خودکشی خواهند کرد. بیش از 1 میلیون نفر از آن‌ها موفق خواهند شد و سرانجام مابقی این افراد در بیمارستان ، با درد و احتمالاً با مشکلات جسمی دائمی مانند صدمه‌ی مغزی بستری خواهند شد.
بسیار خوب می‌شد اگر مشکلات عاطفی حاد راه حل‌های ساده‌ای داشتند، اما به ندرت این طور است. در تمام مشکلات بزرگ ، راه غلبه بر آن‌ها با گام‌های کوچک آغاز می‌شود. در این سایت این گام مطالعه‌ی امروز زنده ماندن است، پس لطفاً آن را بخوانید.

 

روان درمانی افسردگی

روان درمانی اشکال مختلفی دارد. اطلاعات در خصوص هر نوع از آن‌ها را می‌توانید در بخش روش‌های روان درمانی بیابید. درمان‌های گفتاری به بیماران کمک می‌کنند تا بینشی برای حل مشکلات خود با استفاده از بده بستان گفتاری با روان درمانگر خود بیابند. درمان‌های رفتاری به بیماران کمک می‌کنند تا رفتارهای تازه‌ای بیاموزند که منجر به رضایت بیشتر در زندگی شود و آن‌ها رفتارهای غیرمفید را از یاد ببرند.

روان درمانی خودکش

فهرست محتوا

درمان روانشناختی

درمان اختلالات روحی، احساسی، شخصیتی و رفتاری با استفاده از روش‌هایی مانند گفتگو کردن با شخص بیمار، گوش دادن به حرف‌های بیمار و راهنمایی کردن او است. این درمان روشی است که توسط درمانگری آموزش دیده به شکل حرفه‌ای، با توجه به خاستگاه «اختلال تحت درمان»، انجام گیرد. روان درمانگری بر دوپایه «رابطه» و «ارتباطات» به شکل کلامی و غیرکلامی استوار است. رابطه‌ای حرفه‌ای بین بیمار و درمانگر است که مبتنی بر اصالت، جدیت، صمیمیت و آزادی است.

این روش کاربرد آگاهانهٔ روشهای بالینی و «مواضع میان فردی» است که از اصول روانشناسی رایج حاصل شده و هدف آن کمک به درمانگیران است که رفتارها، شناختها، هیجانها، و دیگر ویژگی‌های فردی خود را، در جهت درمان مطلوب تغییر دهند. این درمان دارای سبکهای گوناگونی است به صورت نمونه برای درمان ترس ) روان درمانی به «سبک رفتاری» از چهار شیوهٔ حساسیت زدایی منظم، غرقه سازی، سرمشق گیری و تنش کاربردی کمک می‌گیرد. در درمان اختلالهای شخصیت، روان درمانی تحلیلی یا روانکاوانه کاربرد دارد.

روان درمانی افسردگی

تحقیقات نشان می‌دهد که دو روان درمانی کوتاه مدت،یعنی روان درمانی میان فردی و رفتاری-شناختی خصوصاً برای بعضی از اشکال افسردگی مفید هستند. درمان میان فردی برای تغییر روابط میان فردی ای که منجر به افسردگی می‌شوند یا افسردگی را افزایش می‌دهند ،موثر است. درمان رفتاری-شناختی به تغییر شیوه‌های منفی تفکر و رفتار که منجر به افسردگی می‌شوند کمک می‌کند.

انتخاب روان درمانگر

انتخاب نوعی از روان درمانی، یا حتی انتخاب یک روان درمانگر بسیار مشکل است. بهتر است که ابتدا با پزشک خود مشورت کنید و سپس از او یک روان درمانگر تخصصی بخواهید. پزشک شما همچنین شاید قادر باشد به شما توصیه کند که کدام یک از این درمان‌ها با توجه به بیمه‌ی درمانی شما رایگان یا کم هزینه‌تر است.
در بسیاری از کشورها و شهرها مراکز خدمات روان درمانی وجود دارد، که شما می‌توانید با یک نفر در این خصوص مشورت کنید تا به شما روان درمانگر مناسب در محل سکونتتان را معرفی کنند.

توصیه

روان درمانی یک سرمایه گذاری زمانی است که البته ممکن است شما برای جلسات درمانی هزینه نیز بپردازید. طی جلسات درمانی اولیه مهم است که از روان درمانگر خود بپرسید که او چگونه می‌تواند به شما کمک کند . شما به چند جلسه درمانی با روان درمانگر خود احتیاج دارید تا این حس را بدست آورید که آیا فکر می‌کنید او برای شما مناسب است یا خیر.

نتیجه

اگر هم اکنون یک روان درمانگر دارید و قصد خودکشی دارید، بهتر است این مسأله را با او در میان بگذارید. بر اساس اینکه چند وقت شما با روان درمانگر خود بوده‌اید، ممکن است لازم باشد اینکه تغییر درمانگر برای شما بهتر است یا خیر را با او یا پزشک دیگری در میان بگذارید. به خاطر بسپارید که به علت اینکه یک روان درمانگر خاص ، یا یک شیوه‌ی خاص از روان درمانی برای شما جواب نمی‌دهد، به این معنی نیست که همه‌ی آن‌ها جواب نخواهند داد. شیوه‌های مختلفی از روان درمانی و تعداد زیادی از متخصصین روان درمانی وجود دارد. گاهی ارزش دارد که برای مدتی سرسختی از خود نشان دهید.

اقدام به خودکشی : ابتدا مرا بخوانید

به وب‌سایت خودکشی خوش آمدید.متأسفیم که اینجا هستید و این صفحه را می‌خوانید، اما خوشحالیم که به سایتی آمده‌اید که از منابع و اطلاعاتی که برای کمک به افرادی که فکر اقدام به خودکشی هستند سرشار است.

آمار اقدام به خودکشی

کسانی که افسرده هستند و به اقدام به خودکشی فکر می‌کنند معمولاً احساس تنهایی، انزوا و ناامیدی می‌کنند، که دنیا جایی بهتر بدون آن‌ها خواهد بود، و هیچ کس دلش برایشان تنگ نمی‌شود. شما تنها نیستید، زیرا سالانه 20 میلیون اقدام به خودکشی در سرتاسر جهان صورت می‌گیرد (مراجعه شود به آمار خودکشی ) . احتمالاً در حدود هر 160 میلیون، یک نفر در خصوص اقدام به خودکشی جدا فکر می‌کنند. در نتیجه افراد بسیار بسیار زیادی وجود دارند که دقیقاً مثل شما احساس می‌کنند.

اقدام به خودکشی : ابتدا مرا بخوانید

اقدام به خودکشی : ابتدا مرا بخوانید

آمار کسانی که اقدام به خودکشی خود را عملی نمی کنند

و اگر چه این مسأله ممکن است حال شما را بهتر نکند، اما شاید اطمینان از اینکه آن 160 میلیون نفری که در خصوص خودکشی فکر می‌کنند، فقط 0.6 درصدشان واقعاً خودکشی می‌کنند.بنابراین برای 99.4 درصد از مردم، احساس افسردگی آن‌ها آنقدر کاهش می‌یابد که خودکشی نکنند. در هر حال شما اکنون احساس می‌کنید که کمی خواندن قبل از اقدام به خودکشی نمی‌تواند ضرر چندانی داشته باشد، بنابراین واقعاً اصرار می‌کنیم که بخش کمکم کنید و خصوصاً بخش امروز زنده ماندن را بخوانید.

خودکشی بدون درد

این سایت ساخته شده است تا به کسانی که به فکر کشتن خودشان هستند کمک کند. این کمک ممکن است شامل اطلاعاتی در خصوص خطرات یک روش خاص باشد. و البته خطرات بسیاری در این روش‌ها وجود دارد. یک خودکشی آرام و بدون درد تحقیق و آمادگی بسیاری طلب می‌کند.

توصیه ما

کمک در این سایت همچنین ممکن است شامل توصیه‌های عملی بیشتر، مانند کمک‌هایی که در بخش کمکم کنید و آدرس دهی به مشکل وجود دارند باشد. لطفاً با دقت آن‌ها را بخوانید. تجربه‌ی ما این است که زحمت، اشتباه و استقامت بسیاری به خرج می دهید تا چیزی بیابید تا تغییری در شما ایجاد کند. اما این به این معنا نیست که کمک غیر ممکن است.
فهمیده‌ایم که افرادی که به این سایت مراجعه می‌کنند، نا امید هستند. ما واقعاً احساس ناامیدی را درک می‌کنیم. و در این موقعیت است که سخت است آدمی باور کند که اوضاع هرگز بهتر خواهد شد. شما همیشه خود را از مردم دور نگه می‌دارید. و اگر با مردم صحبت می‌کنید، هرگز به آن‌ها نمی‌گویید که چه احساسی دارید. کیست که بخواهد با چنین انسان بدبخت و بیچاره‌ای باشد؟

تحقیقات ما

ما در تحقیقات خود خوانده ایم که صحبت با دیگران می‌تواند بسیار قوی باشد، اما کیست که واقعاً بخواهد وقتی قصد خودکشی دارد با کسی صحبت کند؟ و اصولاً چه فایده‌ای می‌تواند داشته باشد؟ قدرت بیان واقعی احساسات خود را دست کم نگیرید. می‌توان اعجاب آور باشد. می‌تواند سخت باشد، اما به دلایلی که نمی‌توانیم توضیح دهیم می‌تواند بسیار مفید باشد.
بنابراین، به کسی رسیدید که بتوانید به او احساس واقعی واقعی خود را بگویید، این کار را بکنید. اگر نمی‌توانید به دوستی صحبت کنید شماره تلفن ….. با یک نفر صحبت کنید. اگر صحبت کردن تفاوتی ایجاد نکرد فقط زمانی به اندازه‌ی یک مکالمه‌ی تلفی را از دست داده‌اید.

با کسی صحبت کنید…